نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

ارتباط افسرگی با سرپیچی از ساعت بدن

بیماری‌‌ها و راه درمان , پیشگیری بهتر از درمان,

 

بر اساس یک مطالعه جدید در مقیاس بزرگ‌‌، افرادی که الگوی خواب آن‌ها برخلاف ساعت طبیعی بدن آن‌ها است‌، بیش‌تر دچار افسردگی و کاهش سطح سلامتی می‌شوند.

جسیکا اوولوفلین‌، نویسنده ارشد‌، از دانشگاه اکستر‌، گفت: «ما دریافتیم افرادی که از ساعت طبیعی بدن خود سرپیچی می‌کنند، بیش‌تر دچار افسردگی‌، اضطراب و کاهش سطح سلامتی می‌شوند‌. ما همچنین قوی‌ترین شواهد موجود را پیدا کردیم که نشان می‌دهد صبح بیدار شدن از افسردگی محافظت می‌کند و باعث بهبود رفاه می‌شود.»

به‌طور کلی‌، تیم تحقیقاتی دریافت که افراد صبح کار بیش‌تر با ساعت طبیعی بدن خود مطابقت دارند. آن‌ها سپس با بررسی کارگران شیفت شب، این اثر را آزمایش کردند و دریافتند که افرادی که در شیفت شب کار می‌‌کنند ممکن است از سلامت روان و سلامتی کمتری برخوردار باشند.

دکتر جسیکا تیرل گفت: «بیماری همه‌‌گیر کووید۱۹ انعطاف‌‌پذیری جدیدی را برای بسیاری از افراد در الگوهای کاری ایجاد کرده است. تحقیقات ما نشان می‌دهد که همسان‌سازی برنامه‌های کاری با ساعت طبیعی بدن فرد می‌‌تواند سلامت روان را بهبود بخشد.»

منبع: rpsi.ir


 

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

آیا مکمل‌های روغن ماهی می‌توانند به مبارزه با افسردگی کمک کنند؟

بیماری‌‌ها و راه درمان , پیشگیری بهتر از درمان,

 

مکمل‌های روغن ماهی اغلب برای سلامت قلب مفید شناخته می‌شوند‌، اما یک مطالعه جدید نشان می دهد که این ترکیبات همچنین می‌توانند به مبارزه با افسردگی کمک کنند.

نویسنده ارشد مطالعه گفت: «با استفاده از ترکیبی از تحقیقات آزمایشگاهی‌، مطالعه ما بینش جدیدی را در مورد چگونگی اثر اسیدهای چرب امگا ۳ در ایجاد اثرات ضد‌التهابی ایجاد می‌کند که باعث بهبود افسردگی می‌شود.»

مشخص شده است که اسیدهای چرب اشباع نشده امگا ۳ دارای اثرات ضد افسردگی و ضد‌التهابی هستند‌، اما دقیقاً نحوه وقوع این امر مشخص نیست.

مطالعات قبلی نشان داده است که افراد مبتلا به افسردگی اساسی سطح التهاب بالایی دارند‌، اما هیچ درمان ضد‌التهابی اثبات شده ای برای افسردگی وجود ندارد.

بیماران این مطالعه جدید شامل ۲۲ فرد مبتلا به افسردگی اساسی (ماژور) بود.

به مدت ۱۲ هفته یک بار در روز‌، به آن‌ها یکی از دو اسید چرب اشباع نشده امگا ۳ (PUFA) – 3 گرم اسید ایکوزاپنتانوئیک (EPA) یا ۱٫۴ گرم اسید دوکوزاهگزانوئیک (DHA) داده شد.

EPA و DHA PUFA‌های امگا ۳ هستند که در ماهی‌های روغنی یافت می‌شوند.

محصولات جانبی EPA و DHA در خون بیماران قبل و بعد از درمان اندازه گیری شد و علائم افسردگی آن‌ها ارزیابی شد.

درمان با هر دو امگا ۳ با بهبود قابل توجهی در افسردگی همراه بود‌، با کاهش ۶۴ درصدی علائم برای گروه EPA و ۷۱ درصد در گروه DHA. با این وجود علت و معلول را اثبات نمی‌کند.

محققان این مطالعه تأکید کردند که تحقیقات ما نشان نداده است که با افزایش ساده اسیدهای چرب امگا ۳ در رژیم‌های غذایی یا مصرف مکمل‌های غذایی می‌توانیم التهاب یا افسردگی را کاهش دهیم.

منبع: rpsi.ir


 

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

استرس چگونه کلسترول خون را بالا می‌برد؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان,

 

استرس اثرات گوناگونی بر بدن دارد. یکی از این اثرات می‌تواند افزایش سطح کلسترول بدن باشد. این اتفاق می‌تواند غیرمستقیم و از طریق عادت‌های ناسالمی بیفتد که فرد به‌عنوان راهی برای غلبه بر استرس سراغشان می‌رود، اما پای یک ارتباط مستقیم بیولوژیکی نیز در میان است.

وقتی بدن با استرس مواجه می‌شود، واکنش‌های فیزیولوژیکی خاصی رخ می‌دهد، از جمله تغییراتی در سطح هورمون‌ها و مؤلفه‌های خون. هر دوی این اتفاق‌ها می‌توانند منجر به افزایش کلسترول خون شوند.

دانشمندان دقیقاً نمی‌دانند استرس و کلسترول چه ارتباطی با هم دارند اما چند تئوری وجود دارد. در این مطلب به این موضوع می‌پردازیم که استرس چگونه چربی خون را بالا می‌برد و چطور می‌توانیم این احتمال را کاهش دهیم.

بدن چگونه به استرس واکنش نشان می‌دهد؟

وقتی با استرس مواجه می‌شوید، بدنتان به طور خودکار عضلات و قلب و دیگر ارگان‌ها و عملکردها را برای یک واکنش پُرانرژی در فاز جنگ یا گریز آماده می‌کند. اینکه تصمیم بگیرید بدوید و فرار کنید یا بمانید و بجنگید، بدنتان به روش‌های به‌خصوصی واکنش نشان خواهد داد.
بدن در این شرایط هورمون‌های کورتیزول و آدرنالین و نوراپی‌نفرین ترشح می‌کند. آدرنالین، قلب را وادار می‌کند سخت‌تر کار کند و منجر به افزایش ضربان قلب و تنفس و فشارخون خواهد شد.
سطح این هورمون‌ها معمولاً تا وقتی که موقعیت استرس برانگیز برطرف شود بالا می‌ماند؛ اما گاهی سطح استرس پایین نمی‌آید یا زمان می‌برد تا کاهش پیدا کند. این فاکتورها می‌توانند هم در بلندمدت و هم در کوتاه‌مدت منجر به افرایش کلسترول شوند.

استرس و کلسترول

مطالعه‌ای نشان داد افرادی که استرس شغلی‌شان زیاد بود، کلسترول خونشان در سطوح ناسالمی قرار داشت. مطالعهٔ دیگری نیز دریافت استرس فیزیولوژیکی منجر به افزایش تری‌گلیسرید و کلسترول بد و کاهش کلسترول خون شده بود. دانشمندان تئوری‌هایی در این باره ارائه داده‌اند که واکنش‌های استرسی چگونه می‌توانند کلسترول را بالا ببرند.

افزایش غلظت خون

وقتی با استرس روبرو می‌شوید احتمال اینکه غلظت خونتان بالا برود زیاد است. وقتی غلظت خون بالا می‌رود در نتیجه مؤلفه‌های خون از جمله کلسترول، متراکم‌تر می‌شوند و این یکی از راه‌هایی است که استرس موجب بالاتر رفتن سطح کلسترول در کوتاه‌مدت می‌شود. یک دلیل احتمالی این اتفاق این است که با بالارفتن فشارخون در اثر استرس، مایع از رگ‌های خونی به سمت فضای بینابینی اطراف آن‌ها می‌رود.

کورتیزول

افرادی که استرس بلندمدت یا مزمن را تجربه می‌کنند احتمالاً کلسترول خونشان مدام بالاست و این می‌تواند ناشی از هورمون کورتیزول باشد. کورتیزول زیاد می‌تواند چاقی اطراف شکم را افزایش دهد که دلیل آن تجمع بیشتر چربی است، بر چربی در دیگر قسمت‌های بدن اثر بگذارد و اشتها را افزایش دهد.
در زمان استرس معمولاً سراغ غذاهای ناسالم می‌روید و غذاهای شیرین و دم‌دستی را ترجیح می‌دهید؛ زیرا این مواد غذایی ظاهراً احساس استرس و اضطرابتان را کاهش می‌دهند. مصرف زیاد از حد غذاهای کربوهیدراتی می‌تواند سبب افزایش وزن و چاقی شود. کلسترول بالا اغلب نتیجهٔ افزایش وزن است.
دانشمندان دریافته‌اند استرس اثر معکوس بر سیستم ایمنی بدن دارد و می‌تواند منجر به التهاب شود؛ مثلاً افرادی که به انواعی از بیماری‌های کبدی دچارند، کلسترولشان بالا می‌رود. محققان این‌طور توضیح می‌دهند که اثر التهاب طولانی‌مدت ممکن است سطح لیپید خون را افزایش داده و منجر به چاقی در کسانی بشود که اختلالات اضطرابی شدید و افسردگی دارند. سیگارکشیدن هم می‌تواند عاملی در این میان باشد.

اسیدهای چرب

اگر بدنتان طی شرایط استرس برانگیز، اسیدهای چرب و گلوکز جهت انرژی ترشح کند و شما نتوانید از آن‌ها به‌عنوان انرژی استفاده نمایید، کلسترول خونتان بالا خواهد رفت.

تئوری واکنش قلبی عروقی

محققان دریافته‌اند سیستم قلبی و عروقی بعضی از افراد نسبت به بقیه، در مقابل استرس واکنش شدیدتری نشان می‌دهد. مثلاً فشارخون برخی از افراد در زمان استرس بیشتر بالا می‌رود. تئوری واکنش قلبی و عروقی می‌گوید استرس می‌تواند ریسک بیماری‌های قلبی را در عده‌ای افزایش دهد. اغلب کسی که کلسترول بالایی دارد خودبه‌خود در معرض بیماری‌های قلبی مانند حمله قلبی هست و استرس هم می‌تواند چنین حادثه‌ای را محتمل‌تر کند.
وقتی کلسترول خونتان بالاست، دیوارهٔ عروق دچار تغییراتی می‌شوند. گاهی این تغییرات باعث می‌شوند عروق انعطاف‌پذیری خود را از دست بدهند، بنابراین در واکنش به استرس نمی‌توانند آن‌طور که باید باز شوند.

اثرات غیرمستقیم استرس بر کلسترول

دانشمندان یک درک منطقی از اثرات غیرمستقیم استرس بر سطح کلسترول دارند؛ مثلاً آن‌ها می‌دانند وقتی کسی استرس دارد، دست به رفتارهایی می‌زند که می‌توانند کلسترول را افزایش یا کاهش دهند.

فاکتورهایی که می‌توانند به طور غیرمستقیم کلسترول را بالا ببرند شامل موارد زیر می‌شوند:
. تغییرات غذایی: کسی که استرس دارد ممکن است در این زمان تمایلی به غذا خوردن نداشته باشد؛ اما اثرات هورمونی استرس می‌تواند اشتهای او را افزایش دهد.
. الکل و تنباکو: کسی که استرس دارد احتمالش زیاد است که سراغ الکل و سیگار برود یا اگر قبلاً ترک کرده است دوباره شروع کند.
. ورزش نکردن: فعالیت بدنی مستقیماً بر کلسترول اثر می‌گذارد. اگر شخصی تحت استرس روانی قرار بگیرد، از میزان فعالیت بدنی‌اش کم می‌شود و سطح کلسترولش بالا می‌رود.

چند توصیه

. بیشتر ورزش کنید. ثابت شده که ورزش‌کردن باعث افزایش کلسترول خوب (HDL) و کاهش کلسترول بد (LDL) می‌شود.
. سیگار را ترک کنید. سیگار هم می‌تواند کلسترول خوب را کاهش داده و کلسترول بد را افزایش دهد.
. از خوردن غذاهای فرآوری شده پرهیز کنید. غذاهای آماده و فرآوری شده دارای چربی‌های ترانس هستند که کلسترول بد را بالا برده و کلسترول خوب را کاهش می‌دهند.


. رژیم غذایی مدیترانه‌ای را دنبال کنید. چربی‌های تک غیراشباع مانند روغن زیتون و آووکادو می‌توانند کلسترول بد را کاهش داده و کلسترول خوب را افزایش دهند.
. غذاهایی بخورید که امگا ۳ دارند: ماهی‌های چرب مانند ساردین و سالمون حاوی امگا ۳ اند که کلسترول بد را کاهش و کلسترول خوب را افزایش می‌دهند.
. بیشتر غلات کامل بخورید: غلات کامل حاوی فیبر و نیاسین هستند که هر دو کلسترول بد را کاهش و کلسترول خوب را افزایش می‌دهند.

 

متبع: tebyan.net


 

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

کیفیت زندگی در سندرم تخمدان پلی‌کیستیک

بیماری‌‌ها و راه درمان , بارداری و زایمان, بهداشت بانوان , پیشگیری بهتر از درمان

 

سندرم تخمدان پلی‌کیستیک  (Poly Cystic Ovarian Syndrome-PCOS)، یکی از اختلالات شایع غدد درون ریز در زنان است که حدود ۱۵-۱۰ درصد از آنان را در سنین باروری مبتلا می‌سازد. این سـندرم بـا تظـاهرات بالینی متنوعی از قبیل قطع خونریزی قاعدگی (آمنـوره)، خـونریزی غیرعملکردی رحم، عدم تخمک گذاری و چاقی و آکنه و هیرسوتیسم یا پرموئی آشکار می‌شـود.

یکی از تظاهرات بسیار آزار دهنده این سندرم، آکنه و جوش‌های چرکی در صورت و بدن است. آکنه ناشی از تداخل عملکرد هورمون‌ها و دیگر مواد روی غدد چربی پوست (غدد سباسه) و فولیکول مو است.

این عوامل منجر به بسته شدن منافذ شده و منجر به بروز ضایعه می‌شود. ضایعات آکنه معمولاً روی صورت، گردن، پشت، سینه و شانه‌ها ایجاد می‌شود. اگرچه آکنه معمولاً به‌طور جدی سلامتی را تهدید نمی‌کند، ولی می تواند باعث بروز هیجانات عاطفی شود.

در آکنه شدید ممکن است جوشگاه (جای ترمیم زخم، اسکار) برای همیشه باقی بماند.

هر چند که به نظر  میرسد نقش عوامل بیوشیمیایی و متابولیک و همچنین مسائل جسمی نظیـر نابـاروری و بی نظمـی قاعدگی در افت کیفیت زندگی مبتلایان به این سـندرم مؤثر باشـد اما مسائل دیگـری نظیـر خطـرات مـرتبط بـا سـلامتی و تظـاهرات جسمی نظیر تغییرات ظاهر فـرد و بـه  ویژه چـاقی و هیرسوتیسـم،  آکنه، ریزش مو و یـا تظـاهرات روانـی شـایعی همچـون اضـطراب وافسردگی، می‌تواند سبب کاهش معنـی‌دار در سـلامت جسـمانی و روانی و حتی رضایت جنسی این افراد شود.

دانشمندان در مطالعات گوناگون دریافته‌اند که ضایعات پوستی در سندرم تخمدان پلی‌کیستیک نظیر آکنه و پرموئی می‌تواند سبب کـاهش قابـل توجـه کیفیت زندگی و رضایت جنسی گردد.

از آن‌جا کـه ایـن بیمـاری زنـان را در سنین باروری یعنی زمانی که ایشان در سنین ازدواج هستند، درگیر می‌نماید بنابراین می‌تواند منجر به ایجـاد اخـتلالات روانی متعددی در زنان مبتلا شود‌.

کاهش کیفیت زنـدگی ایـن زنان با ایجاد اختلال در زمینه‌هایی نظیر سلامت عمومی‌، محدودیت‌های ناشی از سلامت روانـی، عملکـرد اجتمـاعی، کـاهش سطح انرژی و احساس سلامت روانی نیز مرتبط است

همچنین وجود جوش‌های چرکی در صورت و بدن و پرموی در اکثر زنان باعث ایجاد احساس ترس و نا امنی و عدم اعتماد‌به‌نفس می‌گردد. در گروهی از زنان این علائم باعث انزوای اجتماعی یا افسردگی شدید می‌گردد.
مطالعات نشان داده است که متاسفانه اکثر مواقع به کیفیت زندگی زنان مبتلا به این بیماری در نظر گرفته نمی‌شود که خود این پدیده مسبب تشدید بیماری و یا علائم آن نظیر آکنه و جوش‌های چرکی صورت و بدن، پرموئی و آزار و اذیت مظاعف برای بیمار می‌شود‌.

انجمن طب پیشگیری آمریکا پیشنهاد نموده است تمامی زنان مبتلا به PCOS بایستی از نظر اختلالات قنـد و چربـی غربالگری شوند. شیوع بالای افسردگی در این زنان ایجاب می‌نمایـد که تمامی این بیماران باید مورد ارزیابی‌های اولیه از نظـر اخـتلالات روانی نیز قرارگیرند و در صورت لـزوم بـه مورد مشاوره روان‌پزشکی نیز قرار گیرند‌.

با توجه به شیوع بالا و پیامدهای جدی روانـی ایـن بیمـاری و بـا توجه به این که در صورت تشخیص مناسـب، گزینـه‌های درمـانی مؤثری جهت درمان این بیماران در دسترس است، پزشـکا ن و ارائـه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی، باید به منظور ارائه مراقبت‌های جامع‌تر به زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، ابعاد روانی ـ اجتماعی این بیماری را بدون توجه به شدت علائم و یا پاسخ بـه درمان مورد توجه قرار داده و درک بهتر و آگاهی بیشتری نسبت به آن داشته باشند این مسئله سبب خواهد شـد کـه بیمـاران مبتلا به این سندرم نیز بتوانند از کیفیت زندگی بالاتری سود برند.

مطالعات نشان داده است اگرچه تمامی نشانه‌های بالینی PCOS شامل قطع قاعدگی (آمنوره)، طولانی شدن فواصل قاعدگی (الیگومنـوره)، هیرسوتیسـم، چاقی، کاهش قدرت باروری و آکنه و جوش های صورت و بدن در کاهش سطح کیفیت زنـدگی افراد مبتلا مؤثرند اما نقش هـر یـک از علایـم و بـه ویـژه چـاقی و درگیری‌های پوستی نظیر آکنه و پرموئی ( هیرسوتیسم ) در کیفیت زندگی این افراد، بسیار متغیر و پیچیده‌تر بوده و نیاز به مداخلات گسترده تری دارد. همچنین  به نظر می‌رسد تفاوت‌های نژادی و فرهنگی نیز روی این بخش بسیار تاثیر گذار باشد.

در اکثر مطالعات پس از درمان جوش‌ها و کنترل یا درمان پرموئی زنان، کیفیت زندگی به میزان قابل توجهی بهبود می‌یابد.

در صورتی که خود یا یکی از بستگانتان مبتلا به آکنه یا یکی از انواع جوش صورت و بدن یا جوش‌های چرکی روی صورت و بدن یا یا پرموئی و بی‌نظمی قاعدگی هستید:

  • حتما با تیم درمانی خود مشورت کنید‌.
  • به هیچ عنوان جوش‌ها فشار ندهید یا نترکانید زیرا این اقدام باعث تشدید آسیب به بافت‌های مجاور و گسترش عفونت می‌گردد‌.
  • بهداشت پوست خود را رعایت کنید.
  • الزما شستشوی مداوم با صابون کمک کننده نیست.
  • از میوه و سبزیجات تازه به صورت منظم در رژیم غذایی استفاده کنید.
  • به هیچ عنوان خودسرانه اقدام به درمان یا کندن جوش‌ها نکنید.
  • حتما برای تشخیص و شناسایی عامل زمینه‌ساز جوش‌ها و آکنه و پرموئی به پزشک مراجعه کنید.
  • ممکن است نیاز به نمونه برداری و ارزیابی آزمایشگاهی باشد‌.

منبع: rpsi.ir


 

1
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

چرا برخی افراد بیشتر عصبانی می‌شوند و چه باید کرد؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی

 

نمی‌دانید چگونه با مسئله عصبانیت خود کنار بیایید؟ ما صحبت‌های کارشناسان کنترل خشم را آورده‌ایم تا بدانید چرا مردم عصبانی می‌شوند و بهترین روش برای مقابله با آن چیست؟

مسئله خشم چیزی است که همه ما با آن آشنا هستیم. خشم ممکن است ناشی از اخبار باشد یا واکنش شخصی‌تری؛ مثلا در پی اختلافات با دوستان، خانواده یا همکارانتان. بااین‌حال تعداد کمی از ما واقعاً عصبانیت را کنترل می‌کنیم.

عصبانیت چیست؟

عصبانیت احساس ناخوشایندی است که وقتی متوجه وجود تهدیدی می‌شویم، آن را تجربه می‌کنیم. روان‌شناسان معتقدند، این می‌تواند شامل تجربه یک اتفاق منفی ناخوشایند یا غیرمنتظره، احساس بی‌عدالتی یا ظلم کسی به ما باشد. خشم یک واکنش احساسی به یک فکر یا رویداد محرک واقعی یا درک‌شده است.
در ادامه، صحبت چند متخصص را آورده‌ایم تا حقایقی را درباره موضوعات مربوط به عصبانیت دریافت کنیم:

چرا عصبانی می‌شویم؟

عصبانیت یک واکنش احساسی به یک عامل استرس‌زا یا تهدیدات محیطی است و می‌تواند در اثر ناامیدی یا پنهان‌کردن آسیب‌پذیری‌هایی مانند ترس، شرم یا غم و اندوه ایجاد شود. ریشه خشم در مغز نهفته است و معمولاً به‌عنوان واکنش به ترشح کورتیزول رخ می‌دهد. کورتیزول گاهی اوقات به‌عنوان هورمون «جنگ‌وگریز» خوانده می‌شود و زمانی که به‌نوعی احساس خطر می‌کنیم ترشح می‌شود تا به ما برای محافظت از خودمان کمک کند.
وقتی عصبانیت آغاز می‌شود، تستوسترون فراخوانده می‌شود (تنها مردان نیستند که این هورمون را دارند، اگرچه معمولاً سطوح بالاتری از این هورمون در بدنشان وجود دارد) و هرچه مقدار آن بیشتر باشد، تنظیم واکنش‌های خشم سخت‌تر خواهد بود؛ اما همان‌طور که افراد پیچیده و منحصربه‌فرد هستند، عصبانیت نیز چنین است.
دلایل زیادی وجود دارند که موجب تحریک بروز و افزایش خشم در افراد می‌شوند. در هیچ دونفری آغازگر خشم یکی نیست.

عصبانیت به‌خودی‌خود اغلب نشانه چیز دیگری است: مسائل حل نشده، یک مسئله بالینی مانند اضطراب، افسردگی، اختلال وسواس فکری یا اختلال شخصیت.
خشم ممکن است فقط نشانه ناامیدی از شخص یا واقعه‌ای باشد که فرد قادر به آن نیست تا با احساساتش به روشی سالم با او ارتباط برقرار کند.
دلایل احتمالی دیگر عصبانی شدن چیست؟ سطح بالای استرس مزمن و همچنین احساس ناتوانی یا تهدید شدن.

چرا بعضی افراد بیشتر از دیگران عصبانی می‌شوند؟

عصبانیت یک احساس طبیعی است که برخی افراد قادرند آن را مهار کنند یا به‌خوبی از پس آن برآیند، در حالی که در برخی دیگر می‌تواند به برافروختگی یا خشونت منجر شود.

چرا؟
در زمان احساس خطر، بعضی افراد به طور طبیعی تمایل دارند از خطر فرار کنند، درحالی‌که برخی دیگر احساس سستی و دستپاچگی می‌کنند و عده‌ای نیز بدون داشتن مهارت خوب خودکنترلی، به دیگران ضربه می‌زنند.
دلایل این واکنش‌های متنوع مربوط به ارزش‌های فرد، تجربیات قبلی و مهارت‌های انعطاف‌پذیری اوست.
خشم یک احساس محافظتی است. برخی افراد هنگام عصبانیت، در مقایسه با زمانی که می‌ترسند یا غمگین هستند، احساس راحتی یا قدرت بیشتری می‌کنند. عصبانیت همچنین پاسخی است که با یادگیری حاصل شده، بنابراین ما دیگران را به‌جای سایر احساسات آسیب‌پذیرتر، با این احساس دیده‌ایم. در نتیجه ممکن است در برخی افراد این مانند یک غریزه احساس شود تا در عصبانیت واکنش نشان دهند یا به طور ناگهانی به دیگران حمله کنند.

شخصیت
تفاوت در نوع عصبانیت عمدتاً به دلیل تفاوت در شخصیت است. بسته به ویژگی‌های شخصیتی، برخی افراد ممکن است احساس خشم را سریع‌تر و شدیدتر بروز دهند. این باعث می‌شود که آن‌ها واکنش بیشتری نشان دهند و سریع‌تر حمله کنند. گروه دیگر آرام‌تر هستند و احساس عصبانیت را بدون این‌که سریع و شدید واکنش نشان دهند، متوقف می‌کنند.

تجربیات دوران کودکی
آنچه در دوران کودکی برای ما الگوبرداری شده است همچنین می‌تواند در چگونگی تجربه و واکنش به خشم نقش داشته باشد: اگر والدین یا بزرگسالان در خانه شما در سن جوانی‌تان خشمگین باشند یا سریع و منفی به آن پاسخ دهند، ممکن است شما نیز همین واکنش‌ها را نشان دهید. اگر والدین، پرستار کودکان یا سرپرست شما پاسخ‌های سنجیده‌تری داشته و در برابر احساسات خشم واکنش کمتری نشان می‌دهند، احتمال اینکه شما واکنش‌های عاطفی مکرر یا شدید داشته باشید، کمتر است.

خودتنظیمی
خودتنظیمی در هنگام عصبانیت مهم است، خودتنظیمی توانایی شناخت و نظارت بر احساسات و تنظیم رفتار متناسب با شرایط است.
از طرف دیگر، بی‌نظمی هیجانی، عدم توانایی در کنترل پاسخ‌های هیجانی به عوامل محرک است که می‌تواند باعث ایجاد مشکلات در ارتباطات و توانایی عملکرد در زندگی روزمره شود.


بی‌نظمی هیجانی می‌تواند باعث شود سیستم عصبی در برخی افراد در حالت بیش‌فعالی دائم قرار بگیرد. در ابتدا، آن‌ها عوامل استرس‌زا را متفاوت می‌بینند، بنابراین در برابر تحریک‌کننده‌های به ظاهر بی‌خطر یا تغییراتی در جهانشان واکنش نشان می‌دهند و هنگامی که دائماً دچار تحریک و استرس می‌شوند احتمالاً طغیان عصبانیت رخ می‌دهد.

مغز چگونه به خشم واکنش نشان می‌دهد؟

سه سیستم اصلی در مغز وجود دارد که در نحوه پاسخگویی افراد به یک تهدید نقش دارند. آن‌ها عبارتند از:
۱٫ آمیگدالا، مجموعه‌ای از سلول‌های پایه مغز که ترس و احساسات را پردازش می‌کنند؛
۲٫ محور HPA  شامل هیپوتالاموس، غده هیپوفیز و غدد آدرنال که بالای کلیه‌ها قرار دارند و هورمون‌های پاسخ‌دهنده به استرس مانند کورتیزول را تولید می‌کنند؛
۳٫ لوب‌های پیشانی که عملکردهای سطح بالا مانند حل مسئله و قضاوت را کنترل می‌کنند.
وقتی مغز شما یک تهدید را درک می‌کند، آمیگدالا یک هشدار مثل پاسخ هورمونی را به راه می‌اندازد. زمانی که شما برای حالت جنگ‌وگریز آماده می‌شوید، موجی از جریان انرژی به راه می‌افتد و بسته به توانایی‌تان در توقف عصبانیت از طریق لوب پیشانی، شما واکنش خود را نشان داده یا نشان نمی‌دهید.
هنگامی که بسیار فعال یا عصبانی هستید، توقف بسیار دشوار است؛ زیرا مغز بدوی برای محافظت از خود در برابر تهدید درک‌شده طراحی شده است. در واقع مغز به طور طبیعی برای نشان‌دادن خشم به‌عنوان پاسخی محافظ در برابر تهدیدات درک‌شده، تکامل یافته است.
بدن و مغز شما با هم کار می‌کنند تا فعالیت را پیش ببرند و باعث می‌شوند بدن آدرنالین آزاد کند، ضربان قلب و فشارخون افزایش یابد، حواس شما تیز شود و عضلاتتان واکنش نشان دهند.

آیا بین افسردگی و عصبانیت ارتباطی وجود دارد؟

درحالی‌که مطالعات اخیر بین افسردگی و خشم رابطه‌ای را نشان نمی‌دهند، مطالعات قدیمی‌تر، از جمله یکی از مطالعات منتشر شده در سال ۲۰۰۹، به ارتباطاتی اشاره کرده‌اند.
افسردگی می‌تواند مسیرهای خودتنظیمی هیجانی را مسدود کند، افرادی که مقداری عصبانیت را احساس می‌کنند و همچنین پاسخ تعدیل‌شده‌تری را انتخاب می‌کنند، در متوقف کردن تحریک‌پذیری یا واکنش خشم خود با مشکل بیشتری روبرو خواهند شد و رفتارهای تشدیدشده‌تری را از خود نشان می‌دهند که ناشی از آن خشم است.
یکی از متخصصین با کودکان در مورد مسائل عصبانیت آن‌ها کار کرده است و اغلب آن را علامت افسردگی می‌داند. او می‌گوید: وقتی صحبت از افسردگی است، یک سری علائم وجود دارد. در یک طرف، کسانی هستند که افسردگی را درونی و در سمت دیگر افرادی که آن را بیرونی می‌کنند. بیرونی شدن افسردگی خود را به‌عنوان یک فوران عصبانی نشان می‌دهد. این فوران‌ها می‌تواند کلامی یا فیزیکی باشد.
تحریک‌پذیری مؤلفه خشم و همچنین ویژگی بارز افسردگی است. ممکن است چرخه‌ای برای افراد مبتلا به افسردگی یا اضطراب ایجاد شود، جایی که آن‌ها در نتیجه سایر علائم خود احساس عصبانیت کنند و احساس کنند قادر به فرار از آن‌ها نیستند. گرچه بین افسردگی و عصبانیت می‌تواند ارتباطی وجود داشته باشد؛ اما این مسئله برای همه افراد مشخص نیست.

آیا بین اضطراب و عصبانیت ارتباطی وجود دارد؟

در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، محققان بین افزایش میزان و شدت عصبانیت در جوانان مبتلا به اختلالات اضطرابی ارتباطی را مشاهده کردند.
وقتی افسردگی اتفاق می‌افتد، به این معنی است که کسی که با اضطراب دست‌وپنجه نرم می‌کند ممکن است نشانه‌هایی از خشم از خود بروز دهد. ما وقتی عصبانی می‌شویم که کنترلمان را از ما بگیرند. اضطراب می‌تواند همین باشد: احساس می‌کنیم هیچ کنترلی بر چرخه بی‌پایان نگرانی که در ذهن جریان دارد، نداریم.
در واقع بین اضطراب و عصبانیت می‌تواند ارتباطی وجود داشته باشد. اضطراب منجر به حالت مزمن هوشیاری بیش از حد می‌شود و احساس می‌کند فرد در معرض خطر است، حتی زمانی که ممکن است دیگران علت این ترس را نبینند. برای شخصی که در برابر تهدیدها واکنش خشمگینانه دارد، اضطراب باعث تشدید این حالت می‌شود و بنابراین موجب می‌شود با عصبانیت پاسخ دهند.
اضطراب اغلب به‌صورت احساس عدم اطمینان یا ترس آشکار می‌شود که می‌تواند به احساس خشم ثانویه منجر گردد.
وقتی صحبت از اضطراب می‌شود، همان عصبانیتی که در افسردگی می‌بینید، در افرادی که بیش از حد نگران هستند یا فکرهای ناگهانی دارند، مشهود است. برای یک فرد مضطرب، عصبانیت بازتاب نیاز اصلی او برای از بین بردن احساسات ناخوشایند است. آن‌ها وقتی شدیداً مضطرب هستند، حداکثر توانایی خود را دارند و غریزه بقا در آن‌ها سر برآورده و باعث می‌شود تا با استرس بیشتر، چه تصور شده و چه واقعی، مبارزه کنند.

راه سالم برای مقابله با خشم چیست؟

عصبانیت یک احساس ارزشمند است که به ما اجازه می‌دهد تا وقتی به هر طریقی احساس خطر می‌کنیم، از آن آگاه شویم. شناختن و جستجوی علت نه‌تنها قابل‌قبول است، بلکه راهی سالم است زیرا باعث می‌شود استانداردهای خوبی را برای ایمنی خود و چگونگی رفتار با خودمان تعیین کنیم.

بپذیرید که خشم طبیعی است
شناخت خشم، بررسی کردن آن در خودمان و پذیرفتن این که احساسات عادی و مفید هستند، همگی واکنش‌های سالمی هستند.
مهم است یاد بگیرید احساسات خود را بشناسید و با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. این کار می‌تواند به شما کمک کند تا درک کنید گاهی اوقات این احساس در واقع عصبانیت نیست و می‌تواند باعث یادگیری مهارت‌ها برای مدیریت احساسات دیگر شود.
این موضوع حتی در کودکان نیز صادق است. هنگامی که آن‌ها با خشم یا احساسات ناراحت‌کننده دست‌وپنجه نرم می‌کنند، هرچه زودتر والدین یا سرپرستان می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا مهارت‌های کنترل خشم را بیاموزند و می‌توانند در بزرگسالی سالم‌تر با این احساسات کنار بیایند.

روش‌های مثبتی برای خاموش کردن آتش خشم پیدا کنید
یافتن راه‌های مثبت یا بی‌طرفانه برای خاموش کردن آتش خشم، یک مهارت لازم منعطف است. وقتی ما یاد می‌گیریم که چگونه بتوانیم ناراحتی احساس عصبانیت را بدون آسیب رساندن به خود یا شخص دیگر کنترل کنیم، توانایی خود را برای هدایت مشکلات آینده و بهبود روابط خود افزایش می‌دهیم.
ازآنجاکه خشم یک احساس طبیعی است، روش‌های سالم و طبیعی برای مدیریت این احساسات وجود دارد. هنگام احساس خشم، اولین کاری که باید انجام دهید این است که این هیجان را احساس کرده و آن را پردازش کنید.
تلاش برای سرکوب آن نه‌تنها ناسالم است، بلکه اگر آماده نباشید دیر یا زود بیرون می‌خزد. لحظه‌ای نفس بکشید و به این فکر کنید که محرک این خشم چیست و چگونه می‌توانید شرایط را کنترل کنید. بررسی چرایی عصبانیتتان می‌تواند به شما کمک کند تا این الگو را بشکنید.

الگوها را تغییر دهید
می‌توانید آنچه را که درد و عصبانیت را با آن مرتبط می‌کنید تغییر دهید.
به‌جای واکنش نشان دادن به یک روش خاص، می‌توانید الگوهای خود را تغییر دهید. به‌عنوان‌مثال، اگر جدایی ناخوشایندی داشته‌اید وقتی به گذشته و همسر سابق خود فکر می‌کنید لازم نیست عصبانی شوید. می‌توانید نسبت به آن شخص خاص بی‌تفاوت باشید. این امر منجر به ناامیدی کمتر و مهم‌تر از همه، در دست گرفتن احساسات می‌شود.


متخصصین همچنین رویکرد خونسردتری را توصیه می‌کنند. شما می‌توانید آهنگ صدایی که در سرتان هست را از چیزی ترسناک به موضوعی مسخره و کمتر ترسناک، مانند شخصیت کارتونی تغییر دهید. این کمی عجیب به نظر می‌رسد، اما به ما اعتماد کنید، این کار بسیار مؤثر است. امتحان کنید.

برایش نام بگذارید تا رام شود!
شناسایی خشم می‌تواند به فرونشاندن آن کمک کند. سالم‌ترین راه برای مقابله با خشم این است که متوجه آن باشید، به آن فضا دهید و سعی کنید بیشتر بر رویداد یا علت، تمرکز کنید تا واکنش به موقعیت یا واقعیتی که باعث عصبانیت شده است. درمورد آن صحبت کنید، چشم‌انداز دیگری را جستجو کنید و سعی کنید آن را از دید شخص مقابل درک کنید.

به دنبال کمک حرفه‌ای باشید
ابزارهای سالم بسیاری وجود دارد که می‌توانید برای مدیریت پاسخ خشم، از جمله کار با یک فرد حرفه‌ای، استفاده کنید.
یادگیری کسب زمان لازم برای پردازش موقعیت و پاسخ به‌جای واکنش، در محدودکردن یک طغیان خشم مفید است. کار با یک متخصص بهداشت روان آموزش‌دیده می‌تواند در درک اینکه خشم شما از کجا نشئت می‌گیرد و مکانیسم‌های یادگیری برای شناخت احساسات گم شده مفید باشد.

روش‌های ناسالم برای مقابله با خشم چیست؟

وقتی عصبانی هستید، ممکن است وسوسه شوید پرخاشگری کنید. این کار را نکنید. نه‌تنها می‌تواند شما را در یک موقعیت خطرناک قرار دهد، بلکه طبق یک مطالعه منتشر شده، این فقط باعث می‌شود که شما احساس بدتری داشته باشید، نه بهتر.

خشونت
خشم اغلب به‌عنوان بهانه‌ای برای استراتژی‌های منفی یا آسیب‌زننده استفاده می‌شود. خشونت علیه دیگران، اشیا، یا خود ما می‌تواند توسط خشم تقویت شود.
این نوع رفتار منفی می‌تواند اثر «گلوله برفی» داشته باشد. وقتی عصبانی هستید اعمال خشونت کلامی یا جسمی هرگز فکر خوبی نیست. این نوع رفتارها به دلایل زیادی ناسالم هستند اما در نهایت می‌تواند باعث رنج بیشتر مانند پایان رابطه یا اشتغال، مشکلاتی در مدرسه یا حتی مشکلات حقوقی بدتر شود.

سوءمصرف مواد
یک روش ناسالم دیگر برای کنار آمدن با خشم، نوشیدن مشروبات الکلی یا مصرف مواد مخدر است. استفاده از مواد و رفتارهای پرخطر نیز از مصادیق خودآزاری است و فرد عصبانی را بیشتر به خطر می‌اندازد، اگرچه می‌تواند در لحظه احساس خوبی به شخص دهد و به کاهش درد و عصبانیت کمک کند، اما بدون پرداختن به ریشه‌های اصلی عصبانیت و رفتار می‌تواند به روابط آسیب برساند.

آیا می‌توان کمتر عصبانی شدن را آموخت؟

گرچه ممکن است یادگیری چگونگی کاهش خشم دشوار به نظر برسد؛ اما کنترل خشم با اقدامات کوچک امکان‌پذیر است. در هر شرایط معین یک فرد می‌تواند یاد بگیرد که احساسات خود را تا حدی تنظیم کند. با این وجود اولین قدم ضروری در تنظیم هیجانی، خود همدلی (پذیرش این احساس و شناختن حق خود برای داشتن چنین احساسی) است. به‌جای اینکه سراسیمه غرق مثبت شدن سمی شوید، به خود اجازه دهید احساس ناراحتی کنید.

بااین‌حال، پس از تأیید احساسات منفی، کار با تکنیک‌هایی مانند ذهن‌آگاهی، ارتباطات یا حواس‌پرتی برای فرونشاندن این احساسات مفید است.

کمتر واکنش‌پذیر باشید
کار بر روی ذهنیت و نحوه مشاهده عوامل استرس‌زا یک روش قدرتمند برای بهبود سلامت روان شما است. وقتی ما بر روی کاهش دادن میزان واکنشمان کار می‌کنیم، همه چیز تا این حد موجب اذیتمان نمی‌شود. این بدان معناست که به‌راحتی، تحریک و عصبانیت کمتر اتفاق می‌افتد.

فردی که پس از تشخیص ابتلای پدرش به سرطان به بمبی از خشم تبدیل شده بود می‌گوید: واکنش اولیه من عصبانیت و ناراحتی بود. غمگین بودن معقول و گاهی لازم است. با این وجود عصبانیت بی‌حاصل می‌باشد. من عصبانیت خود را به دویدن هدایت کردم و در نهایت چهار ماراتن را در سال گذشته به پایان رساندم. با شناسایی اشتیاق و هدفم، من توانستم خشم را از ذهنیت خود پاک کنم و بابت زندگی روزانه‌ام همیشه شاکر باشم.
شما لزوماً نمی‌توانید آنچه را که برایتان اتفاق می‌افتد کنترل کنید؛ اما نحوه عکس‌العملتان در برابر آن را می‌توانید تحت کنترل داشته باشید. آنچه به خود اجازه می‌دهید از آن عصبانی شوید انتخاب شما است.

متبع: tebyan.net


 

0
نوشته شده توسط فرناز اخباری

تنوع عصبی چیست؟ از دیدگاه مدرسه عالی پزشکی دانشگاه هاروارد

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی, فرناز اخباری

 

به گزارش سایت health.harvard.edu

تنوع عصبی را می‌توان این‌طور توصیف کرد که مردم جهان اطراف خود را به طرق مختلف تجربه می‌کنند و با آن تعامل دارند. هیچ روش درستی برای تفکر، یادگیری و رفتار وجود ندارد و تفاوت‌ها به عنوان نقص تلقی نمی‌شوند.

کلمه تنوع عصبی به تنوع همه افراد اشاره دارد، اما اغلب در زمینه اختلال طیف اوتیسم ASD و همچنین سایر بیماری‌های عصبی یا رشدی مانند بیش‌فعالی  ADHD یا ناتوانی‌های یادگیری استفاده می شود.

واژه تنوع عصبی در دهه ۱۹۹۰ ظهور کرد و هدف آن افزایش پذیرش و شمول همه افراد در عین حال پذیرش تفاوت‌های عصبی آن‌ها بود. افراد مبتلا به اوتیسم از طریق پلتفرم‌های آنلاین، بیش‌تر و بیشتر توانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و یک جنبش حمایت از خود را تشکیل دهند.

در همان زمان، جودی سینگر، جامعه‌شناس استرالیایی، واژه تنوع عصبی را برای ترویج برابری و گنجاندن «اقلیت‌های عصبی» ابداع کرد. هرچند که این واژه در درجه اول یک جنبش عدالت اجتماعی است، تحقیقات و آموزش تنوع عصبی به‌طور فزاینده‌ای در نحوه دیدگاه و رسیدگی پزشکان به برخی ناتوانی‌ها و شرایط عصبی اهمیت دارد.

اهمیت کلمات در تنوع عصبی

طرفداران تنوع عصبی افراد را تشویق به استفاده از زبانی فراگیر و بدون قضاوت می‌کنند. در حالی که بسیاری از سازمان‌های حمایت از معلولیت، زبان اول را ترجیح می‌دهند («فرد مبتلا به اوتیسم»، «فرد مبتلا به سندرم داون»)، برخی تحقیقات نشان داده‌اند که اکثریت جامعه اوتیسم زبان اول هویت («فرد اوتیستیک‌») را ترجیح می‌دهند. بنابراین، به جای فرضیات، بهتر است مستقیماً در مورد زبان ترجیحی یک فرد و این‌که چگونه می‌خواهند با او صحبت شود، سؤال شود. دانش در مورد تنوع عصبی و زبان محترمانه نیز برای پزشکان مهم است، بنابراین آن‌ها می‌توانند سلامت روانی و جسمی افراد دارای تفاوت‌های رشد عصبی را بررسی کنند.

تنوع عصبی و اختلال طیف اوتیسم

اختلال طیف اوتیسم با تفاوت‌هایی در ارتباطات، یادگیری و رفتار مرتبط است، اگرچه ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت به نظر برسد. افراد مبتلا به اوتیسم ممکن است طیف وسیعی از نقاط قوت، توانایی‌ها، نیازها و چالش‌ها را داشته باشند.

به‌عنوان مثال، برخی از افراد اوتیستیک می‌توانند به صورت کلامی ارتباط برقرار کنند، ضریب هوشی طبیعی یا بالاتر از حد متوسط ​​داشته باشند و به‌طور مستقل زندگی کنند. اما برخی دیگر از آن‌ها ممکن است نتوانند نیازها یا احساسات خود را بیان کنند، ممکن است رفتارهای مخرب و مضری که بر ایمنی و رفاه آنها تأثیر می‌گذارد، داشته باشند و ممکن است به حمایت در تمام زمینه‌های زندگی خود وابسته باشند. همچننین برای برخی از افراد مبتلا به اوتیسم، تفاوت‌ها ممکن است برای خود فرد دردسر ایجاد نکند. در عوض، رنج آنها ممکن است ناشی از موانع تحمیل شده توسط هنجارهای اجتماعی باشد که باعث طرد اجتماعی و نابرابری شود.

ارزیابی پزشکی و درمان برای افراد مبتلا به اوتیسم مهم است. به عنوان مثال، یک تشخیص مناسب ممکن است در صورت نیاز امکان دسترسی به خدمات اجتماعی و پزشکی را فراهم کند. یک توضیح مناسب در مورد بیماری ممکن است به فرد یا خانواده‌اش کمک کند تفاوت‌های‌شان را بهتر درک کنند و ارتباطات اجتماعی را امکان‌پذیر کند. علاوه بر این، اختلالات رشد عصبی ممکن است با سایر مشکلات سلامتی که نیاز به نظارت یا درمان اضافی دارند نیز همراه باشد. این  مطلب مهم است زیرا افرادی که به حمایت‌ها یا مداخلات رفتاری برای ارتقای مهارت‌های ارتباطی، اجتماعی، تحصیلی و زندگی روزمره نیاز دارند و تمایل دارند تا کیفیت زندگی و پتانسیل رشد خود را به حداکثر برسانند می‌توانند به این خدمات دسترسی داشته باشند. با این حال، رویکردها به مداخلات نمی‌توانند برای همه افراد یکسان باشند، زیرا هر فردی اهداف، خواسته ها و نیازهای متفاوتی خواهد داشت.

تقویت تنوع عصبی در محیط کار

استیگما، فقدان آگاهی و فقدان زیر ساخت‌های مناسب (مانند راه‌اندازی دفتر یا ساختارهای کارکنان) می‌تواند باعث طرد افراد دارای تفاوت‌های عصبی رشدی شود. درک و پذیرش تنوع عصبی در جوامع، مدارس، محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی و محیط‌های کاری می‌تواند قبول همه افراد را امکان‌پذیر سازد. برای همه ما مهم است که محیطی را ایجاد کنیم که برای تنوع عصبی مساعد باشد و نقاط قوت و استعدادهای هر فرد را بشناسیم و بر آنها تأکید کنیم و در عین حال از تفاوت‌ها و نیازهای آن‌ها حمایت کنیم.

چگونه کارفرمایان می‌توانند محل کار خود را با تنوع عصبی سازگارتر کنند؟

ایجاد تنظیمات اندک در فضای کاری کارمندان نیازهای حسی آنها را برآورده می‌کند، مانند:

 حساسیت به صدا: فضای استراحت آرامی ایجاد کنید، صداهای بلند (مانند تمرین آتش‌سوزی) را مد نظر داشته باشید، هدفون‌های حذف نویز داشته باشید.

لامسه: اجازه تغییرات در لباس کار معمولی را بدهید.

تغییرات حرکتی: اجازه استفاده از اسباب‌بازی‌های فیجت را بدهید، به استراحت‌های اضافی برای انجام تمرینات حرکتی داشته باشید، صندلی‌های انعطاف‌پذیر داشته باشید.

از یک سبک ارتباطی واضح استفاده کنید:

از طعنه، تعبیر و پیام‌های ضمنی پرهیز کنید.

دستورالعمل‌های شفاهی و کتبی مختصر را برای وظایف ایجاد کنید و وظایف را به مراحل کوچک‌تر تقسیم کنید.

مردم را در مورد آداب معاشرت محل کار آگاه کنید و تصور نکنید که کسی عمدا قوانین را زیر پا می‌گذارد یا بی‌ادب است. سعی کنید در صورت تغییر برنامه‌ها از قبل اطلاع دهید و دلیلی برای تغییر داشته باشید.

فرضیات نسازید – ترجیحات، نیازها و اهداف فردی را بپرسید.

مهربان باشید صبور باشید

منبع: health.harvard.edu


 

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

چه عادات غذایی استرس‌تان را بیشتر می‌کنند؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, تغذیه سالم, پیشگیری بهتر از درمان,

 

لیست کارهایی که باید انجام دهید زیاد است و زمانی که برای انجامشان دارید کوتاه؛ برایتان آشناست؟ این زمانی است که استرس، چهره‌ی ناخوشایندش را به شما نشان می‌دهد و می‌دانید که راه‌های زیادی برای مدیریت استرس وجود دارد: ورزش‌کردن، تنفس عمیق، مدیتیشن، صحبت با یک دوست، یا انجام کاری لذت‌بخش. اما آنچه می‌خورید هم مهم است.

رژیم غذایی بر تمام جنبه‌های عملکرد فیزیکی و روانی شما اثر می‌گذارد. گاهی ما ناآگاهانه به‌گونه‌ای تغذیه می‌کنیم که استرسمان را بدتر می‌کند. در این مطلب به عادت‌های غذایی می‌پردازیم که مدیریت استرس را برایمان سخت‌تر می‌کنند.

به اندازه کافی منیزیم دریافت نمی‌کنید

شما به منیزیم نیاز دارید تا بیش از ۳۰۰ واکنش شیمیایی در بدنتان انجام شود، از جمله واکنش‌هایی که بر مغز و اعصاب و قلب و عملکرد عضلات اثر می‌گذارند. مطالعاتی که روی موش‌ها انجام شد نشان می‌دهد داشتن رژیم غذایی کم منیزیم، اضطراب موش‌ها را افزایش داده و آنها را عصبی کرده بود. همچنین شواهدی وجود دارد که منیزیم اضطراب را در انسان کاهش می‌دهد و برای رفع بی‌خوابی مفید است.
برخی از افراد وقتی تحت استرس هستند علائم افسردگی را از خود بروز می‌دهند. مطالعه‌ای که روی انسان‌ها انجام شد دریافت مصرف مکمل منیزیم، ۴۵۰ میلی‌گرم در روز، به اندازه‌ی یک داروی افسردگی تری سیکلیک علائم افسردگی را در افراد سالمندی که دیابت داشتند کاهش داده بود.
آیا در رژیم غذایی شما به‌اندازه کافی منیزیم وجود دارد؟ بهترین منابع غذایی منیزیم، غلات کامل، مغزها و دانه‌ها، سبزیجات برگدار و حبوبات می‌باشند. ضمناً لازم است بدانید برخی از داروها مانند ادرارآورها و مهارکننده‌های پروتون پمپ که برای درمان ریفلاکس به کار می‌روند می‌توانند ذخایر منیزیم بدن را کاهش بدهند.

قند و کربوهیدرات‌های تصفیه شده زیاد می‌خورید

آیا هله‌هوله‌ها می‌توانند استرس را بدتر کنند؟ قند و کربوهیدرات‌های تصفیه شده باعث نوساناتی در قند خون می‌شوند که نتیجه‌اش اضطراب است. بعد از اینکه غذایی شیرین یا زیاد فرآوری شده می‌خورید، قند خون و انسولینتان فوراً بالا می‌رود. انسولین زیادی در خون باعث افت قند خون شده و با همان سرعتی که بالا رفته بود ناگهان افت می‌کند. این بالا و پایین کردن‌های قند خون می‌تواند اضطراب را تشدید کند یا اگر مستعد حملات پانیک باشید، دچار این حمله شوید.


پس، از هله‌هوله‌ها دوری کنید و وعده‌های غذایی‌تان شامل منابع سالم پروتئین باشد و در میان وعده‌هایتان نیز غذاهای سالم بخورید تا سطح قند خونتان یکنواخت باشد. از وعده‌های غذایی‌تان نیز صرف‌نظر نکنید چون این کار می‌تواند باعث افت قند خون شده و اضطراب ایجاد کند.

کافئین زیادی مصرف می‌کنید

افراد کافئین را به‌خاطر افزایش انرژی و تمرکز مصرف می‌کنند. اما برخی از افراد بعد از مصرف کافئین دچار اضطراب و تحریک عصبی می‌شوند. دیگر واکنش‌های بدن نسبت به کافئین شامل سردرد و تپش قلب می‌شود. سعی کنید برای مدتی مصرف محصولات کافئین‌دار را کاهش دهید یا محدود کنید تا ببینید تغییری در خلق و خوی‌تان ایجاد می‌شود یا نه.
قهوه، چای و نوشیدنی‌های انرژی را، معمول‌ترین منابع کافئین هستند اما در دیگر غذاها نیز مقدار کمی کافئین وجود دارد، مانند شکلات. برخی از داروها مانند مسکن‌ها و دارهایی که برای تسکین سردرد مصرف می‌شوند نیز کافئین دارند. به‌جای قهوه، دم‌نوش گیاهی بنوشید. چای بابونه، دم‌نوش به، بادرنجبویه، گل ساعتی و …، واکنش‌های استرسی بدن را تسکین می‌دهند و برای رفع اضطراب مفیدند. این نوشیدنی‌های گیاهی به خواب بهتر نیز کمک می‌کنند.

به‌اندازه کافی امگا ۳ نمی‌خورید

امگا ۳ نوعی چربی غذایی است که در ماهی‌هایی مانند سالمون و ساردین به‌وفور وجود دارد. برخی از افرادی که ماهی نمی‌‌خورند، مکمل روغن ماهی مصرف می‌کنند. امگا ۳ خواص ضدالتهابی داشته و می‌تواند در برابر بیماری‌های قلبی از شما محافظت کند. تحقیقات نشان می‌دهد رژیم‌های غذایی که امگا ۳ زیادی دارند به‌سلامت مغز کمک می‌کنند. مطالعه‌ای دریافت امگا ۳ می‌تواند اضطراب را کاهش بدهد. بهتر است امگا ۳ مورد نیاز بدنتان را از غذاها دریافت کنید تا اینکه مکمل مصرف کنید.
غذاهای گیاهی مانند گردو، دانه کنجد، دانه چیا و بذر کتان نیز منابع خوبی از امگا ۳ هستند اما از نوع زنجیره کوتاه بوده و ممکن است همان فواید امگا ۳ زنجیره بلند موجود در ماهی‌های چرب را نداشته باشند. بدن شما می‌تواند فقط ۱۰ درصد از امگا ۳ زنجیره کوتاه را به نوع زنجیره بلند امگا ۳ تبدیل نماید. همچنین باید بدانید مکمل‌های روغن ماهی می‌توانند در فعالیت برخی از داروها مانند داروهای غلظت خون تداخل ایجاد کنند. پس حتماً با مشورت پزشک مکمل مصرف کنید.

میکروبیوم روده‌تان نیاز به تنظیم مجدد دارد

امروزه دانشمندان میکروبیوم روده‌ را با سلامت روان مرتبط می‌دانند. میکروارگانیسم‌های ریزی که در روده‌هایتان زندگی می‌کنند، از طریق عصب بزرگی به نام عصب واگوس با مغزتان تعامل دارند و می‌توانند بر خلق و خوی‌تان اثر بگذارند. مطالعات گوناگونی، اثرات پروبیوتیک‌ها بر اضطراب را نشان داده‌اند. خصوصاً یک نوع باکتری به نام لاکتوباسیلوس رامنوسوس، مؤثرترین باکتری بر سلامت روان است. شما می‌توانید با خوردن غذاهای تخمیر شده مانند ماست و کفیر، پروبیوتیک دریافت کنید.

کلام پایانی

رژیم غذایی شما بر احساس اضطرابتان اثر می‌گذارد. سعی کنید به مدت چند هفته هر چه می‌خورید یادداشت کنید تا ببینید هر تغییری که در تغذیه‌تان ایجاد می‌کنید چه اثری بر خلق و خوی‌تان می‌گذارد. همچنین فراموش نکنید که طی روز آب بنوشید. کم‌آبی خفیف بدن هم می‌تواند تأثیر منفی بر خلق‌وخو بگذارد. مطالعات نشان می‌دهد افراد اغلب بدنشان کمی دهیدراته است اما از آن آگاه نیستند.

منبع: tebyan.net


 

0
نوشته شده توسط فرناز اخباری

۷ راهکار برای کاهش استرس و پایین نگه داشتن فشار‌خون از دیدگاه مدرسه عالی پزشکی دانشگاه هاروارد

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی, فرناز اخباری

 

به گزارش سایت health.harvard.edu

وقتی صحبت از پیشگیری و درمان فشار‌خون بالا می‌شود‌، یکی از استراتژی‌هایی که اغلب نادیده گرفته می‌شود مدیریت استرس است. اگر غالباً احساس تنش و اضطراب می‌کنید‌، این هفت راهکار را برای کاهش استرس امتحان کنید.

به اندازه کافی خوابیدن. خواب ناکافی یا بی‌کیفیت می‌تواند بر روحیه‌، هوشیاری ذهنی‌، سطح انرژی و سلامت جسمی شما تأثیر منفی بگذارد.

تکنیک‌های آرامش را بیاموزید. مدیتیشن‌، ریلکس کردن ماهیچه‌ها‌، تصویرسازی ذهنی (نوعی روش در علم روانشناسی)‌، تمرینات تنفس عمیق و یوگا تکنیک‌های قدرتمندی برای آرامش و برطرف کننده استرس هستند.

شبکه اجتماعی خود را تقویت کنید. با شرکت در کلاس‌، پیوستن به سازمان یا شرکت در گروه پشتیبانی با دیگران ارتباط برقرار کنید.

مهارت‌های مدیریت زمان خود را تقویت کنید. هرچه بتوانید کار و خواسته‌های خانواده را به طور موثرتری کنترل کنید‌، سطح استرس شما کاهش می‌یابد.

سعی کنید در صورت امکان شرایط استرس‌زا را حل کنید. اجازه ندهید شرایط استرس‌زا تشدید شود. جلسات حل مشکلات خانواده داشته باشید و از مهارت‌های مذاکره در خانه و محل کار استفاده کنید.

خودتان را پرورش دهید. ماساژ درمانی کنید. از یک تجربه ساده هم لذت ببرید؛ برای مثال ، آهسته غذا بخورید و واقعاً روی طعم و احساس هر لقمه تمرکز کنید. کمی قدم بزنید یا چرت بزنید یا به موسیقی مورد علاقه خود گوش دهید.

از دیگران کمک بخواهید. از درخواست کمک از همسر‌، دوستان و همسایگان خود نترسید. اگر استرس و اضطراب همچنان ادامه دارد‌، با پزشک خود مشورت کنید.

در کنار این راهکارها برای کاهش استرس‌، یک سبک زندگی سالم را نیز در نظر بگیرید، حفظ وزن سالم‌، سیگار نکشیدن‌، ورزش منظم و رژیم غذایی شامل میوه‌ها‌، سبزیجات‌، غلات کامل‌، پروتئین بدون چربی و چربی‌های سالم و فشار‌خون بالا می‌تواند باشد.

منبع: health.harvard.edu


 

0
نوشته شده توسط فرناز اخباری

بهترین راه مقابله با اضطراب چیست؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی, فرناز اخباری

 

به گزارش سایت thehealthy.com

آیا نگران هستید‌، بی‌قرار هستید یا بیش‌تر اوقات در تمرکز مشکل دارید؟ می‌تواند اضطراب باشد. این اختلال شایع بهداشت روان با ترکیبی مناسب از دارو‌، مشاوره و خودمراقبتی قابل درمان است‌، اما ابتدا باید بفهمید که آن چیست و چگونه بر زندگی شما تأثیر می‌گذارد.

اگر اضطراب دارید‌، قطعاً تنها نیستید‌، گرچه احتمالاً احساس انزوای بسیاری دارید. این شرایط رایج که می‌تواند از حملات وحشت گرفته تا افکار سرزده تا اجتناب کامل از فعالیت‌های روزمره را به وجود آورد‌، با موفقیت قابل درمان است. در این‌جا مواردی است که باید درباره اضطراب و دریافت کمکی که برای خود یا یکی از عزیزان لازم دارید بدانید.

اضطراب چیست؟

اضطراب نوعی احساس ترس است که هر کس گاه به گاه آن را دارد و بیانگر واکنش طبیعی «جنگ یا گریز» شما در برابر خطر است. تفاوت بین اضطراب و اختلال اضطرابی چیست؟ اضطراب در پاسخ به یک تهدید واقعی (گردبادی به شهر شما می‌رود یا تحت یک آزمایش عصبی هستید) سالم است‌، نه یک بیماری. اضطراب در پاسخ به تهدیدهای تصور شده (احساس می‌کنید همه شما را مسخره می‌کنند‌، یا وقتی تلفن زنگ می‌خورد به‌طور غیرقابل کنترل می‌لرزید) این وضعیت بهداشت روان محسوب می‌شود. بیش‌تر موارد در یک طیف وجود دارد. به‌عنوان مثال‌، اگر رئیس شما از شما بخواهد بیش‌تر به ایمیل پاسخ دهید‌، نگران بودن طبیعی است‌، اما اگر مستعد اضطراب هستید‌، ممکن است واکنش بیش از حد نشان دهید و تصور کنید که اخراج می‌شوید. مسائل مربوط به اضطراب که مداوم هستند و توانایی شما را برای زندگی روزمره کم می‌کنند‌، دلیل نگرانی در نظر گرفته می‌شوند.

به گفته انستیتوی ملی بهداشت روان‌، اختلال اضطراب عمومی که گاهی اوقات اضطراب بالینی نیز نامیده می‌شود‌، یکی از شایع‌ترین اختلالات روان‌پزشکی است که تقریباً ۳ درصد از جمعیت عمومی و دو برابردر مردان دیده می‌شود. در حالی که کارشناسان موافق هستند اختلالات اضطرابی شایع است‌، شیوع واقعی آن‌ها ممکن است بیش‌تر باشد زیرا افراد مبتلا به اضطراب همیشه به دنبال کمک نیستند و بسیاری از پزشکان به‌طور رسمی آن را تشخیص نمی‌دهند‌، به خصوص که این بیماری اغلب با سایر علائم سلامتی ظاهر می‌شود. علاوه بر این‌، «اختلالات اضطرابی» در سایه یک اصطلاح برای توصیف بسیاری از شرایط است‌، از جمله ترس هراس اجتماعی و اختلال اضطراب جدایی و هراس‌های مختلف. اضطراب «عمومی» اگرچه جدی است‌، اما اغلب تحت تأثیر دیگر بیماری‌های ناتوان‌کننده قرار می‌گیرد.

علائم اختلال اضطراب چیست؟

علائم اضطراب ناخوشایند است و اغلب عملکرد طبیعی را مختل می‌کند. در این‌جا نشانه‌هایی وجود دارد که ممکن است به این بیماری مبتلا باشید.

  • علائم شناختی ممکن است شامل ترس از دست دادن کنترل‌، ترس از «دیوانه شدن»‌، افکار ترسناک‌، تمرکز و حافظه ضعیف و مشکل در صحبت کردن باشد.
  • علائم جسمی ممکن است شامل تعریق‌، تند شدن ضربان قلب‌، درد یا فشار قفسه سینه‌، تنفس کوتاه و ناراحتی معده و اسهال باشد.
  • علائم رفتاری ممکن است شامل اجتناب از موقعیت‌ها‌، بی‌قراری‌، تحریک‌، قدم زدن و بیش از حد باشد.
  • علائم عاطفی ممکن است شامل احساس عصبی بودن، تنش و ناامیدی باشد.
  • این روزها اضطراب بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد زیرا افراد جوان بیش‌تر دچار آن می‌شوند. میانه سن شروع همه اختلالات اضطرابی، ۱۱ سال است و میزان شیوع آن بیش‌تر در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ است. در حالی که هر کسی در هر سنی می‌تواند به اختلال اضطرابی مبتلا شود‌، میزان آن در دهه ۵۰ کاهش می‌یابد و حتی بدون درمان‌، اکثر افراد پس از ۶۵ سالگی عاری از علائم هستند.

اضطراب چگونه درمان می‌شود؟

با وجود این متن خوش‌بینانه‌، هیچ کس نباید تا پیری صبر کند تا اضطراب خود را کنترل کند. اختلال اضطراب عمومی قابل درمان است و با ترکیبی از درمان‌های‌، حمایت اجتماعی‌، دارو و سایر روش‌ها می‌توان با موفقیت آن را مدیریت کرد.

درمان‌ها عبارتند از:

  • درمان‌، به ویژه درمان رفتار شناختی‌، که بر تغییر رفتار یا درمان متمرکز است‌، که می‌تواند به افراد کمک کند تا با ترس‌های غیر‌منطقی در یک محیط امن و کنترل شده کنار بیایند. این موارد برای اضطراب بسیار موثر در نظر گرفته می‌شوند. شما می‌توانید یک درمانگر پیدا کنید که این روش‌های خاص را در انجمن اضطراب و افسردگی برای‌تان انجام دهد.
  • روش‌های کاهش استرس‌، مانند یوگا‌، مراقبه و ذهن آگاهی‌، ثابت شده است که در کنترل علائم اضطراب موثر است. بهتر از همه این‌که‌، شما اغلب می‌توانید این کارها را بدون هزینه در خانه انجام دهید.
  • ورزش روش دیگری برای مدیریت علائم اضطراب است. حتی یک پیاده‌روی کوتاه می‌تواند روحیه را تقویت کرده و استرس را کاهش دهد.
  • داروهایی مانند داروهای ضد‌افسردگی برای خلق‌و‌خو‌، آرامش بخش‌های ملایم برای کاهش وحشت‌، کمک کننده خواب و مسدود کننده‌های بتا برای درمان لرزش و علائم قلبی‌، همگی برای مدیریت علائم در نظر گرفته می‌شوند‌، اگرچه آن‌ها علل اساسی را درمان نمی‌کنند. بهتر است درباره رایج‌ترین انواع داروهای اضطرابی که پزشکان تجویز می‌کنند بیش‌تر بدانید.
  • مکمل‌های گیاهی و داروهای طبیعی مانند اسیدهای چرب امگا ۳ نیز می‌توانند مفید باشند. با اجازه پزشک خود‌، ممکن است یکی از این درمان‌های خانگی را برای تسکین اضطراب طبیعی در نظر بگیرید.
  • حشیش و انواع دیگر ماری جوانا پزشکی ممکن است اضطراب را از بین ببرد ، گرچه بسیاری از پزشکان احتیاط می کنند. به الکل یا داروهای تفریحی مراجعه نکنید‌، زیرا آنها می‌توانند منجر به اعتیاد شوند و علائم اضطراب شما را بدتر کنند.

برای مدیریت اضطراب خود هر رویکردی را‌، هم تیم و هم برنامه داشته باشید. متخصصان بهداشت روان‌، پزشکان و داروسازان و خانواده و عزیزان‌تان را درگیر کنید و آن‌ها را برای دستیابی به اهداف بهداشتی خاص خود همراه خود قرار دهید. به‌عنوان مثال‌، برخی از افراد ترجیح می‌دهند از داروهای تجویزی استفاده نکنند‌، و از پوشش بهداشت روانی برخوردار نیستند‌، یا می‌خواهند رویکردهای جایگزین را آزمایش کنند. این عوامل در نوع روش‌های درمانی شما تأثیر می‌گذارد.

ارتباط کلیدی است: اگر از داروهای طبیعی استفاده می‌کنید به پزشک و داروساز خود اطلاع دهید زیرا این‌ها می‌توانند با داروهای تجویز شده تداخل داشته باشند (“طبیعی” به معنای بی‌ضرر نیست). و گرچه ممکن است تمایل به پنهان کردن احساسات خود را داشته باشید‌، اما با بیان آن در برابر پرستاران می‌تواند هم به شما آموزش دهد و هم به آن‌ها اجازه دهد از شما حمایت درست کنند‌، مخصوصاً در روزهای بد یا اگر احساس می کنید به خودتان آسیب برسانید. اگر شما کسی را میشناسید یا خودتان  فکر خودزنی یا خودکشی داشته اید.

نکاتی برای کنار آمدن با اضطراب

بسیاری از موارد می‌توانند به اضطراب کمک کنند‌، از پست‌های همکار شما در شبکه‌های اجتماعی گرفته تا فقط فکر کردن در مورد گرم شدن کره زمین. همچنین اضطراب بین مردم تحت هر شرایطی بسیار شایع است. خوشبختانه‌، روش‌های مختلفی برای آرام کردن این ترس‌های آزار‌دهنده و افکار آزار‌دهنده وجود دارد. در این‌جا مواردی که وجود دارد که ممکن است به شما کمک کند، بیان می‌شود.

  • استراحت کنید. اضطراب به شما این حس را می‌دهد که همیشه از فاجعه فرار کنید. اگر قدم بزنید و کمی نفس بکشید‌، متوجه می‌شوید که جهان بدون هوشیاری مداوم چقدر روان می‌چرخد.
  • تغذیه خوب داشته باشید. احساس اضطراب می‌تواند اشتهای شما را از بین ببرد یا باعث پرخوری مواد غذایی غیرمترقبه شود‌، که می‌تواند احساس لرزش یا بدتری در شما ایجاد کند. سعی کنید وعده‌های غذایی و میان وعده‌های غذایی کامل‌، گیاهی یا پروتئینی بخورید تا انرژی شما تقویت شود و قند‌خون شما یکنواخت شود.
  • از برق بکشید. شبکه‌های اجتماعی برای بسیاری از افراد یک منبع اضطراب ثابت شده هستند‌، اما همچنین می‌تواند به شما کمک کند در ارتباط با اینترنت باشید. اگر احساس می‌کنید باید آنلاین شوید‌، منابع دوستانه و اخبار خوش را انتخاب کنید و مواردی را که باعث اضطراب بیش‌تر شما می‌شوند مسدود کنید.
  • کافئین و الکل را محدود کنید. محرک‌ها می‌توانند اضطراب را تشدید کنند و حتی در دوزهای زیاد باعث حملات وحشت شوند. در عوض سراغ آب کربن‌دار‌، قهوه بدون کافیین یا چای گیاهی گرم یا سرد بروید. (حتماً غذاهای دیگر که باعث اضطراب می‌شوند را نیز محدود کنید.)
  • به اندازه کافی خوابیدن. اضطراب می‌تواند خوابیدن را سخت کند و کمبود خواب علائم اضطراب را بدتر می‌کند. با اجتناب از کافئین و استفاده از این ترفندهای ساده برای خوابیدن‌، این چرخه معیوب را بشکنید. اگر این‌ها جواب نداد‌، درمورد استفاده از داروهای خواب با پزشک خود صحبت کنید.
  • ورزش. لازم به تکرار است: حرکت می‌تواند به شما در سوزاندن انرژی و ترشح مواد شیمیایی تسکین‌دهنده در مغز حتی کم کمک کند.
  • نفس‌های عمیق بکشید. تنفس عمیق از دیافراگم ممکن است دیدگاه مثبت‌تری به شما بدهد. سعی کنید مدت زمان دم و بازدم را یکسان انجام دهید. نشان داده شده است که تمرینات تنفسی آگاهانه روزانه به‌طور قابل توجهی علائم اضطراب و افسردگی را کاهش می‌دهد.
  • خنده. خوب‌، چیزهای زیادی برای خنده در زندگی نمی‌بینید  یا اضطراب را می‌بینید. اما سعی کنید به هر دو بخندید و ببینید احساس بهتری دارید.
  • از عوامل محرک اجتناب کنید. اگر افراد یا موقعیت‌های خاصی احساس ترس یا وحشت ویژه‌ای برای شما ایجاد می‌کنند‌، تا زمانی که کنترل بیش‌تری نداشته باشید از آن‌ها بپرهیزید. مطمئن نیستم واقعا چه چیزی شما را آزار می‌دهد؟ در یک دفتر بنویسید یا علائم خود را در برنامه پیگیری کنید.
  • با دیگران ارتباط برقرار کنید. انزوا هم علامت اضطراب است و هم محرک آن است. با دوستان و خانواده خود صحبت کنید‌، حتی اگر احساس ضعف شدید کرده‌اید یا می‌خواهید به یک گروه پشتیبانی بپیوندید. فقط در کنار مردم بودن‌، حتی اگر دوست ندارید معاشرت کنید‌، می‌تواند علائم شما را خنثی کند.
  • برنامه‌ای برای آن وجود دارد. اضطراب در بین جوانان شایع است‌، بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری از برنامه‌ها برای کمک به افراد در مدیریت علائم و دسترسی به مراقبت در دسترس هستند. در اینجا برخی از مواردی که متخصصان بهداشت روان توصیه می‌کنند وجود دارد.

علم اضطراب

اختلالات اضطرابی اغلب ساده در نظر گرفته می‌شوند‌، زیرا علائم آن‌ها لزوماً پاتولوژیک نیستند. از این گذشته‌، اضطراب‌، نگرانی و وحشت پاسخ‌های سالم به خطر جدی هستند. با این وجود برخی از افراد در صورت عدم تهدید‌، اضطراب شدیدی را احساس می‌کنند. سوالی که وجود دارد که محققان روان‌پزشکی هنوز در حال بررسی آن هستند.

این چیزی است که ما می‌دانیم: «برخی از مواد شیمیایی در سیستم عصبی مرکزی  از جمله سروتونین‌، نوراپی نفرین و اسید گاما آمینوبوتیریک مسئول مدیریت احساس اضطراب‌، استرس و ترس هستند. آن‌ها آمیگدالا‌، بافت بادامی شکل درون هر نیمکره مغزی را فعال می‌کنند که احساسات را کنترل می‌کند. دانشمندان فرض می‌کنند که در افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی پاسخ آمیگدالا به نشانه‌های خارجی افزایش یافته و تعدیل کننده‌های شیمیایی کافی در مغز یا ترکیبی از این دو را ندارند.»

اضطراب یک مولفه بیوشیمیایی دارد‌، اما هیچ کس فکر نمی‌کند این فقط یک مشکل در مغز باشد. این می‌تواند توسط عوامل دیگری از جمله استرس و ضربه‌، سوءمصرف مواد‌، برخی از داروها یا جدایی کودکان، تحریک یا تشدید شود.

کارشناسان می‌گویند:« آسیب‌پذیری‌های ژنتیکی نیز در این امر نقش دارد و تحقیقات در حال انجام نشان می‌دهد که اختلالات اضطرابی می‌تواند به ارث برسد و از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.»

اختلالات اضطرابی بیش‌تر با سایر شرایط بهداشت روانی‌، از جمله افسردگی‌، اختلال دو قطبی و مصرف مواد مزمن‌، همراه هستند‌، بنابراین چالش تشخیص و درمان افراد مضطرب را بسیار پیچیده‌تر می‌کند. اگر فکر می‌کنید بیماری دیگری در رابطه با اضطراب خود دارید یا در معرض خطر هستید‌، مهم است که آن را با پزشک خود به اشتراک بگذارید. به اصطلاح «همبودی» می‌تواند علائم و کیفیت زندگی شما را بدتر کند و درمان هر دو می‌تواند به نتایج موفقیت‌آمیزتری منجر شود.

به یاد داشته باشید‌، داشتن اضطراب شرم‌آور نیست‌، و گزینه‌های درمانی بسیاری وجود دارد. شما در شرکت خوبی هستید و محققان در حال کشف روش‌های بی‌شماری برای مدیریت و حتی بهبود این شرایط چالش برانگیز هستند.

منبع: thehealthy.com


 

0
نوشته شده توسط فرناز اخباری

ارتباط روده و مغز از دیدگاه مدرسه عالی پزشکی دانشگاه هاروارد

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی, فرناز اخباری

 

به گزارش سایت harvard.edu

به ارتباط روده و مغز خود توجه کنید،زیرا ممکن است به اضطراب و مشکلات گوارشی شما کمک کند.

ارتباط روده و مغز شوخی نیست. اضطراب می‌تواند با مشکلات معده ارتباط داشته باشد و بالعکس. آیا تا به حال تجربه دل پیچه داشته‌اید؟ آیا شرایط خاصی به شما احساس «حالت تهوع» می‌دهد؟ آیا تا به حال احساس دل شوره داشته‌اید؟ ما از این عبارات به این دلیل استفاده می‌کنیم زیرا دستگاه گوارش به احساسات فردی حساس است. عصبانیت‌، اضطراب‌، غم‌، شادی، همه این احساسات (و سایر احساسات) می‌توانند علائمی در دستگاه گوارش ایجاد کنند.

مغز بر معده و روده تأثیر مستقیم دارد. به عنوان مثال‌، تصور غذا خوردن می‌تواند باعث آزاد‌سازی شیره معده قبل از رسیدن غذا به آن‌جا شود. این ارتباط از دو جهت انجام می‌شود. اگر روده مشکل داشته باشد می‌تواند سیگنال‌هایی را به مغز ارسال کند‌، و همان‌طور یک مغز مشکل‌دار می‌تواند سیگنال‌هایی را به روده ارسال کند. بنابراین‌، ناراحتی معده یا روده فرد می‌تواند عامل یا علت اضطراب‌، استرس یا افسردگی باشد. زیرا مغز و سیستم گوارشی (GI) ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.

این امر به ویژه در مواردی صادق است که فرد بدون هیچ دلیل فیزیکی مشخصی دچار ناراحتی گوارشی می‌شود. در صورتی که این اختلالات عملکرد دستگاه گوارش وجود داشته باشد‌، تلاش برای درمان روده‌، بدون در نظر گرفتن نقش استرس و احساسات‌، دشوار است.

سلامت روده و اضطراب

با توجه به تعامل نزدیک روده و مغز‌، درک علت وجود حالت تهوع قبل از ارائه سخنرانی یا درد در روده هنگام استرس آسان‌تر می‌شود. با این‌حال‌، این بدان معنا نیست که شرایط عملکردی دستگاه گوارش تصور می‌شود یا «همه چیز در ذهن شما وجود دارد.» روانشناسی به همراه علل جسمانی ترکیب شده و باعث ایجاد درد و سایر علائم روده می‌شوند.

عوامل روانی اجتماعی بر فیزیولوژی واقعی روده و علائم آن تأثیر می‌گذارد. به‌عبارت دیگر‌، استرس (یا افسردگی یا سایر عوامل روانی) می‌تواند بر حرکت و انقباضات دستگاه گوارش تأثیر بگذارد.

علاوه بر این‌، بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات عملکرد دستگاه گوارش‌، درد را بیش‌تر از سایر افراد درک می‌کنند‌، زیرا مغز آن‌ها بیش‌تر به سیگنال‌های درد دستگاه گوارش پاسخ می‌دهند. استرس می‌تواند درد موجود را بدتر نشان دهد.

بر اساس این مشاهدات‌، ممکن است انتظار داشته باشید که حداقل برخی از بیماران دستگاه گوارش با درمان کاهش استرس یا درمان اضطراب یا افسردگی بهبود یابند. مطالعات متعدد نشان داده‌اند که در مقایسه با درمان‌های پزشکی معمولی، رویکردهای مبتنی بر روانشناسی منجر به بهبود بیشتر علائم گوارشی می‌شود.

ارتباط روده و مغز‌، اضطراب و هضم

آیا مشکلات معده یا روده شما مانند سوزش سر دل‌، گرفتگی شکم یا مدفوع شل مربوط به استرس است؟ مراقب این علائم و سایر علائم رایج استرس باشید و آن‌ها را با پزشک خود در میان بگذارید.

با هم می‌توانید راهکارهایی را ارائه دهید که به شما در مقابله با عوامل استرس‌زا در زندگی کمک کند و همچنین ناراحتی‌های گوارشی شما را کاهش دهد.

منبع: harvard.edu


 

0
1 2 3 4 13