نوشته شده توسط فرناز اخباری

هشت فایده گریه: چرا خوب است که اشک بریزید

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , فرناز اخباری , روانشناسی , زندگی بهتر

 

به گزارش سایت medicalnewstoday.com

گریه پاسخ طبیعی انسان به طیف وسیعی از احساسات از جمله غم، اندوه، شادی و سرخوردگی است. اما آیا گریه مزایای سلامتی دارد؟

گریه کردن امری عادی نیست و در هر دو جنس بیش‌تر از آن‌چه مردم تصور می‌کنند گریه می‌کنند. در ایالات متحده، زنان به طور متوسط ​​۳٫۵ بار در ماه و مردان به‌طور متوسط ​​۱٫۹ بار در ماه گریه می‌کنند.

جالب این‌جاست که انسان‌ها تنها موجوداتی هستند که اشک می‌ریزند. در این مقاله به بررسی علت گریه و فایده‌های سلامتی گریه می‌پردازیم.

چرا مردم گریه می‌کنند؟

انسان‌ها سه نوع اشک دارند:

  • بازال: مجاری اشک به‌طور مداوم اشک ترشح می‌کنند، که یک مایع ضدباکتری غنی از پروتئین است و هر بار که فرد چشمک می‌زند، به مرطوب نگه داشتن چشم کمک می‌کند.
  • رفلکس: اشک‌هایی هستند که توسط محرک‌هایی مانند باد، دود یا پیاز ایجاد می‌شود. این‌ها برای از بین بردن ین مواد تحریک‌کننده و محافظت از چشم بوجود می‌آیند.
  • احساسی: انسان در پاسخ به طیف وسیعی از احساسات، اشک می‌ریزد. این اشک‌ها حاوی سطح بالاتری از هورمون‌های استرس در مقایسه با انواع دیگر اشک هستند.

وقتی افراد از گریه صحبت می‌کنند، معمولاً اشک‌های عاطفی دارند.

فواید گریه

اگر مردم گریه را نشانه ضعف قلمداد کنند، ممکن است آن را سرکوب کنند، اما علم نشان می‌دهد که انجام این کار می‌تواند باعث از دست دادن مزایای گریه شود. محققان دریافتند که گریه کردن:

       ۱٫ دارای اثر تسکین‌دهنده است

در موارد زیرخود آرامش بخش  است:

  • احساسات خود را تنظیم کنید؛
  • خود را آرام کنید؛
  • پریشانی خود را کاهش دهید؛

یک مطالعه در سال ۲۰۱۴ نشان داد که گریه کردن ممکن است تأثیر مستقیم و تسکین‌دهنده‌ای در افراد داشته باشد. این مطالعه توضیح داد که چگونه گریه سیستم عصبی پاراسمپاتیک (PNS) را فعال می‌کند ،و به افراد در آرامش‌شان کمک می‌کند.

        ۲٫ باعث می‌شود از دیگران پشتیبانی بگیرید

گریه و همچنین کمک به افراد به انسان آرامش می‌بخشد، گریه می‌تواند به مردم کمک کند تا از دیگران در اطراف خود حمایت کنند.

همان‌طور یک مطالعه در  ۲۰۱۶ توضیح داده است، گریه در درجه اول یک رفتار دلبستگی است، زیرا حمایت از افراد اطراف ما را می‌طلبد. و به عنوان یک منفعت بین فردی یا اجتماعی شناخته می‌شود.

         ۳٫ به تسکین درد کمک می‌کند

تحقیقات نشان داده است که علاوه بر تسکین‌دهندگی گریه به خودی خود، ریختن اشک‌های عاطفی اکسی‌توسین و اندورفین را آزاد می‌کند.

این مواد شیمیایی باعث می‌شوند افراد احساس خوبی داشته باشند و همچنین ممکن است درد جسمی و عاطفی را کاهش دهند. به این ترتیب، گریه می‌تواند به کاهش درد کمک کرده و احساس خوب بودن را ارتقا بخشد.

       ۴٫ روحیه را تقویت می‌کند

گریه کردن ممکن است به ارتقا روحیه افراد کمک کند و احساس بهتری به آن‌ها بدهد. علاوه بر تسکین درد، اکسی‌توسین و اندورفین‌ها می‌توانند به بهبود خلق‌و‌خو کمک کنند. به همین دلیل است که آن‌ها اغلب به عنوان مواد شیمیایی «احساس خوب داشتن» شناخته می‌شوند.

       ۵٫ توکسین‌ها را آزاد کرده و استرس را کاهش می‌دهد

هنگامی که انسان در پاسخ به استرس گریه می‌کند، اشک آن‌ها حاوی هورمون‌های استرس و سایر مواد شیمیایی است.

محققان معتقدند گریه می‌تواند سطح این مواد شیمیایی در بدن را کاهش دهد، که به نوبه خود می‌تواند استرس را کاهش دهد. برای تأیید این موضوع، تحقیقات بیش‌تری در این زمینه لازم است.

        ۶٫ کمک به خواب می‌کند

یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ نشان داد که گریه می‌تواند به نوزادان کمک کند تا بهتر بخوابند. این که آیا گریه دارای همین تأثیر خواب در بزرگسالان است، هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است.

با این حال، با توجه به اثرات آرامش‌بخش، تقویت‌کننده خلق‌وخو و تسکین درد گریه که در بالا ذکر شد ممکن است به فرد کمک کند تا راحت‌تر بخوابد.

         ۷٫ مقابله با باکتری‌ها

گریه باعث از بین رفتن باکتری‌ها و تمیز نگه داشتن چشم  می‌شود زیرا اشک حاوی مایعی به نام لیزوزیم است.

یک مطالعه در سال ۲۰۱۱ نشان داد که لیزوزیم دارای خواص ضدمیکروبی قوی است که حتی می‌تواند به کاهش خطرات عوامل بیوتروژنی مانند آنتراکس کمک کند.

          ۸٫ بینایی را بهبود می‌بخشد

اشک‌های بازال، هر بار که فرد چشمک می‌زند، به مرطوب نگه داشتن چشم و جلوگیری از خشک شدن غشاهای مخاط کمک می‌کند.

همان‌طور که انستیتوی ملی چشم توضیح می‌دهد، اثر روان‌کننده اشک‌های بازال به افراد کمک می‌کند تا واضح‌تر ببینند. هنگامی که غشاها خشک می‌شوند، می‌تواند بینایی تار شود.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنید

گریه در پاسخ به احساساتی مانند غم، شادی یا سرخوردگی طبیعی است و دارای بسیاری مزایا می‌باشد.

با این حال، گاهی اوقات گریه مکرر می‌تواند نشانه افسردگی باشد. مردم ممکن است افسرده شوند اگر گریه‌هایشان شامل موارد زیر باشد:

  • اغلب اتفاق می‌افتد؛
  • بدون هیچ دلیل مشخصی باشد؛
  • فعالیت‌های روزانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛
  • غیرقابل کنترل باشد؛

علائم دیگر افسردگی عبارتند از:

  • مشکل در تمرکز، به خاطر سپردن چیزها یا تصمیم‌گیری؛
  • احساس خستگی یا بدون انرژی بودن؛
  • احساس گناه، بی‌فایده یا درمانده بودن؛
  • احساس بدبینی یا ناامیدی؛
  • وجود اختلال در خواب یا خوابیدن زیاد؛
  • احساس تحریک‌پذیری یا بی‌قرار بودن؛
  • لذت نبردن از چیزهایی که زمانی لذت‌بخش بوده‌اند؛
  • پرخوری یا کم‌خوری؛
  • درد یا گرفتگی عضلانی غیرقابل توجیه؛
  • مشکلات گوارشی که با درمان بهبود نمی‌یابند؛
  • اضطراب مداوم؛
  • افکار خودکشی یا افکار خودآزاری؛

اگر شخصی علائم افسردگی را تجربه می‌کند، یا شخصی را با این علائم می‌شناسید،  باید با پزشک صحبت کنید.

اگر شخصی احساس افکار خودکشی کند، یا شخصی را که چنین احساسی دارد، می‌شناسید، باید با اوژانس تماس بگیرد:

نتیجه

گریه پاسخ طبیعی انسان به طیف گسترده‌ای از احساسات است که دارای تعدادی از مزایای سلامتی و اجتماعی از جمله تسکین درد و اثرات آرامش‌بخش است.

اما اگر گریه‌ها به‌طور مکرر، غیرقابل کنترل یا بدون دلیل اتفاق بیفتند، می‌تواند نشانه افسردگی باشد. اگر این‌گونه باشد، با پزشک خود در میان بگذارید است.

 

منبع: medicalnewstoday.com


 

 

0
نوشته شده توسط فرناز اخباری

ناخویشتن‌داری یا بی‌اختیاری عاطفی از دیدگاه مایو کلینیک (Mayo Clinic)

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , فرناز اخباری , روانشناسی , زندگی بهتر

 

به گزارش سایت mayoclinic.org

ناخویشتن‌داری یا بی‌اختیاری عاطفی (Pseudobulbar affect)، (PBA) شرایطی است که با اپیزودهای ناگهانی و غیرقابل کنترل خندیدن یا گریه کردن مشخص می‌شود. به‌طور معمول در افرادی که شرایط عصبی یا صدمات خاصی دارند، اتفاق می‌افتد، که ممکن است بر نحوه کنترل احساسات مغز تأثیر بگذارد.

اگر دارای این بیماری هستید، عواطف را به‌طور عادی تجربه خواهید کرد، اما بعضی اوقات آن‌ها را به روشی اغراق‌آمیز یا نامناسب بیان می‌کنید. در نتیجه، این شرایط می‌تواند برای زندگی روزمره شرم‌آور و مختل‌کننده باشد. این بیماری اغلب تشخیص داده نمی‌شود و با اختلالات خلقی اشتباه می‌شود. اما پس از تشخیص، با دارو قابل درمان است.

علائم ناخویشتن‌داری یا بی‌اختیاری عاطفی:

علائم اصلی (PBA) شامل شروع مکرر، غیرارادی و غیرقابل کنترل گریه یا خندیدن است که یا اغراق‌آمیز است یا به وضعیت عاطفی فعلی شما مرتبط نیست. خنده اغلب به اشک تبدیل می‌شود. خلق‌وخوی شما بین تظاهر این اپیزودهای خنده یا گریه نرمال است، که هر زمان ممکن است رخ دهد. و به نظر می‌رسد گریه نشانه شایع‌تری از خندیدن است.

میزان پاسخ عاطفی ناشی از PBA اغلب قابل توجه است، گریه یا خندیدن تا چند دقیقه مداوم می‌باشد. به عنوان مثال، ممکن است در پاسخ به یک اظهار نظر ملایم و سرگرم‌کننده، غیرقابل کنترل بخندید. یا ممکن است شما در شرایطی که دیگران آن را خنده‌دار یا غمناک نمی‌بینید بخندید یا گریه کنید. این پاسخ‌های عاطفی به‌طور معمول نشان‌دهنده تغییر در نحوه پاسخگویی شما نسبت به حالت‌های نرمال گذشته است.

از آن‌جا که تأثیر ناخویشتن‌داری یا بی‌اختیاری عاطفی اغلب شامل گریه است، این بیماری را غالباً با افسردگی اشتباه می‌گیرند. با این‌حال اپیزودهای‌های PBA تمایل به مدت کوتاهی دارند، در حالی که افسردگی باعث احساس مداوم غم و اندوه می‌شود. همچنین، افراد مبتلا به PBA اغلب فاقد ویژگی‌های خاصی از افسردگی، مانند اختلال خواب یا از بین رفتن اشتها هستند. اما افسردگی در بین افرادی که  PBA دارند شایع است.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنید

اگر فکر می‌کنید PBA دارید، با پزشک خود صحبت کنید. اگر یک بیماری عصبی داشتیید ، ممکن است از قبل توسط پزشک معالج تحت درمان PBA باشید. متخصصان کمک کننده در این زمینه شامل اعصاب، روانشناس و روانپزشک هستند.

بسیاری از موارد ناخویشتن‌داری یا بی‌اختیاری بر اثر عدم آگاهی در مورد بیماری، گزارش نشده و تشخیص داده نمی‌شوند.

علل ناخویشتن‌داری یا بی‌اختیاری عاطفی :

PBA  معمولاً در افرادی بامشکلات یا صدمات عصبی مشاهده می‌شود، از جمله:

 

  • سکته؛
  • اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS)؛
  • مولتیپل اسکلروزیس (MS)؛
  • آسیب تروماتیک مغز؛
  • بیماری آلزایمر؛
  • بیماری پارکینسون؛

با این‌حال که تحقیقات بیش‌تری مورد نیاز است، اعتقاد بر این است که  PBA  در مسیرهای عصبی که بیان بیرونی احساسات را تنظیم می‌کند تأثیر می‌گذارد و به آن‌ها آسیب می‌رساند.

عوارض ناخویشتن‌داری یا بی‌اختیاری عاطفی:

علائم شدید PBA می‌تواند باعث خجالت، انزوا اجتماعی، اضطراب و افسردگی شود. این وضعیت ممکن است در توانایی شما در کار و انجام کارهای روزانه تداخل داشته باشد، به خصوص هنگامی که شما در حال کنار آمدن با یک بیماری عصبی هستید.

تشخیص:

PBA معمولاً در طی ارزیابی عصبی تشخیص داده می‌شود. متخصصانی که می‌توانند PBA را تشخیص دهند شامل متخصصان داخلی، متخصصان مغز و اعصاب، روانشناسان و روانپزشکان می‌شوند.

PBA اغلب به‌عنوان افسردگی، اختلال دو قطبی، اختلال اضطراب عمومی، اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت و صرع تشخیص داده می‌شود. برای کمک به پزشک خود در تشخیص این‌که آیا مبتلا به PBA هستید، جزئیات خاص وقوع عواطف خود را به ایشان بگویید.

درمان:

هدف از درمان PBA کاهش شدت و فراوانی وقوع عواطف است. گزینه‌های دارویی عبارتند از:

  • داروهای ضدافسردگی. داروهای ضدافسردگی، مانند داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAs) و مهار کننده‌های انتخابی جذب مجدد سروتونین (SSRI) ، می‌توانند به کاهش دفعات و اپیزودهای PBA کمک کنند. داروهای ضدافسردگی برای درمان PBA معمولاً با دوزهای پایین‌تر از افرادی که برای درمان افسردگی استفاده می‌کنند، تجویز می‌شوند.
  • دکسترومتورفان هیدروکرومید و سولفات کینیدین (Nuedexta). این تنها دارویی است که توسط سازمان غذا و داروی مورد تأیید قرار گرفته و برای درمان PBA مطرح شده است. مطالعه‌ای بر روی مبتلایان به MS و ALS نشان داد که افرادی که دارو مصرف می‌کنند، تقریباً نیمی از اپیزودهای خنده و گریه را نسبت به بیماران دارونما بروز می‌دهند.

پزشک با در نظر گرفتن عوارض جانبی احتمالی داروهای درمانی و سایر شرایط موجود و داروهای مورد استفاده شما در انتخاب بهترین روش درمانی برای شما کمک خواهد کرد.

یک متخصص کاردرمانی نیز می‌تواند به شما کمک کند تا روش‌هایی را برای انجام کارهای روزمره با وجود بیماری PBA ایجاد کنید.

مقابله با بیماری و حمایت:

زندگی با وجودPBA می‌تواند شرم‌آور و استرس‌زا باشد. با این حال ممکن است با توضیح بیماری به خانواده، دوستان و همکاران رفتار شما تعجب‌آور و گیج نمی‌شوند.

صحبت با افراد دیگری که دارای PBA هستند نیز ممکن است به شما کمک کند تا احساسات شما فهمیده شود و به شما فرصتی می‌دهد تا در مورد نکاتی که درباره کنار آمدن با این بیماری وجود دارد، صحبت کنید.

برای مقابله با اپیزودها:

  • هواس خود را به کارهای دیگر پرت کنید؛
  • نفس‌های آرام و عمیق بکشید؛
  • بدن خود را ریلاکس کنید؛
  • موقعیت خود را تغییر دهید؛
آماده شدن برای ویزیت:

چه کارهایی می‌توانید انجام دهید؟

  • یک دفتر خاطرات، علائم رایاداشت کنید. جزئیات پیرامون طغیان‌های عاطفی خود را یادداشت کنید.
  1. آیا این هیجان داوطلبانه بوده؟
  2. چقدر طول کشیده؟
  3. آیا نامناسب بود؟
  4. آیا علت تحریک کننده‌ای برای وجود آمدن هیجانات شما وجود داشته است؟
  5. آیا طغیان هیجان شما در آن زمان بازتاب احساسات شما بوده؟
  6. آیا این طغیان باعث ایجاد مشکلاتی در تعاملات اجتماعی شما می‌شود؟
  • اطلاعات کلیدی را تهیه کنید. برای گفت‌وگو در مورد استرس‌های اساسی یا تغییرات اخیر زندگی آمادگی داشته باشید. همچنین لیستی از تمام داروها، ویتامین‌ها، گیاهان و مکمل‌هایی که مصرف می‌کنید داشته باشید. ارزیابی‌های و نتایج تست رسمی قبلی خود را اگر دارید با خود بیاورید.
چه انتظاری از پزشک دارید

آماده پاسخگویی به سؤالاتی باشید که ممکن است پزشک از شما بپرسد، از جمله:

  • آیابه راحتی گریه می‌کنید؟
  • آیا به راحتی سرگرم می‌شوید یا از چیزهایی که واقعاً خنده‌دار نیستند می‌خندید؟
  • آیا خنده شما اغلب به گریه تبدیل می‌شود؟
  • آیا می‌توانید گریه یا خنده خود را کنترل کنید؟
  • آیا شما در سرکوب واکنش‌های عاطفی مشکل دارید؟
  • آیا پاسخ‌های عاطفی‌ای را تجربه می‌کنید که بعضی اوقات اغراق‌آمیز یا نامناسب هستند؟
  • آیا پاسخ‌های عاطفی شما بیانگر آن‌چه که در آن زمان احساس می‌کنید هستند؟
  • آیا از گذراندن وقت با دیگران خودداری می‌کنید زیرا نگران هستید که دچار یک طغیان احساسی شوید؟
  • آیا علائم و نشانه‌هایی از افسردگی یا اختلالات خلقی دیگر دارید؟

 

منبع: mayoclinic.org


 

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

نوشیدن قهوه ریسک ابتلا به افسردگی را پایین می‌آورد

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان. تغذیه سالم, روانشناسی

 

به گزارش سایت icoff.ee

انجمن ملی قهوه آمریکا در گزارشی اعلام کرده تنها یک‌سوم از نوشندگان قهوه احتمالا به افسردگی دچار می‌شوند.

آیکافی – دکتر آلن لوینتون از مشاوران انجمن ملی قهوه آمریکا (NCA) تاثیرات مثبت نوشیدن قهوه بر سلامت جسم و روان را بررسی کرده است.

این استاد نورولوژی دانشگاه پزشکی هاروارد می‌گوید: «شواهد نشان می‌دهد احتمال ابتلای نوشندگان قهوه به افسردگی به‌‌طرز قابل‌توجهی کمتر از آن‌هایی‌ست که اصلا قهوه نمی‌خورند.»

او ادامه می‌دهد: «تاثیرات مثبت قهوه بر سلامت روان، احتمالا به خواص ضدالتهاب و آنتی اکسیدان آن مرتبط است. همان‌گونه که ریسک ابتلا به بیماری‌هایی چون انواع خاص سرطان و بیماری‌های مزمن نیز به‌خاطر همین ویژگی‌های قهوه است.»

این مقاله در عین حال توضیح می‌دهد که مطالعه‌ی دلایل اثرگذاری قهوه بر کاهش احتمال ابتلا به افسردگی و خودکشی، با موانع زیادی مواجه است. از جمله‌ی این موانع می‌توان به طبقه‌بندی نادرست علائم بیماری، پیچیدگی‌ اختلال‌های متعدد ناشی از افسردگی و نیز وراثت‌پذیری ژنتیکی اشاره کرد. مقاله این پرسش را مطرح می‌کند که: «چه میزان از ریسک ابتلا به افسردگی به ژنتیک و وراثت مرتبط است؟»
این مقاله بر اساس چهار پژوهش استوار است که در آن‌ها ارتباط بین مصرف قهوه و ابتلا به افسردگی مورد مطالعه قرار گرفته است. یکی از این پژوهش‌ها در سال ۲۰۱۶ و بر روی ۳۰۰هزار بیمار انجام شده که ۸هزار نفر از آن‌ها به افسردگی مبتلا بوده‌اند.

نتایج دو پژوهش دیگر که در اسپانیا و کره‌ی جنوبی انجام شده نیز در این مقاله مطرح شده است. پژوهشی که در کره‌ی جنوبی انجام شد، نشان داد احتمال ابتلا به افسردگی در افرادی که روزی دست‌کم دو فنجان قهوه می‌نوشند، ۳۲٪ کمتر است.

مطالعه‌ی اسپانیا نیز نشان داد آن‌هایی که روزانه حداقل چهار فنجان قهوه می‌نوشند، به احتمال ۲۰٪ کمتر در معرض ابتلا به افسردگی شدید هستند.

منبع: icoff.ee


 

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

مرکز خنده کجای مغز است؟

بیماری‌‌ها و راه درمانپیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی

 

دانشمندان علوم اعصاب تایید می‌کنند که شوخی در طبیعتِ پیوندهای اجتماعی و پیوستگی گروهی ریشه دارد.
آنچه در تحقیقات یافت شده این است که خنده با صدای بلند یک ویژگی جهانی بوده و قبل از ظهور انسان خردمند یا هوموساپیِنس نمود یافته است.
در حالی که به نظر می‌رسد شوخی پهلو به پهلوی انسان‌های امروزی پدیدار گشته است. وسعت نفوذ شوخی در اجتماعات بشری حتی به زمان سومریان یعنی ۱۹۰۰ سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد. همگی ما چیزهای متفاوتی را بامزه و خنده‌آور می‌دانیم، اما این تفاوت به چه علت است؟ آیا علت در مغزمان نهفته است یا به خاطر نحوه‌ای است که مفاهیم خنده‌آور عمل می‌کنند؟

کانورسیشن، طبق نظریه‌ی خشونتِ نرم اثر تام ویتچِ زبان شناس، عباراتی یا اعمالی که در عین خشن بودن و تخلف از مرزها همچنان بی‌خطر و لطیف هستند در ما رفتار خنده را می‌آفرینند. به عبارتی خنده ادراکِ عدم تجانس یا عدم تطابق است، بین موقعیت حاضر و مفهوم بیان شده. موقعیت‌هایی مثل تجاوز از انتظارات یا تابوهای اجتماعی، مسخره کردن دیگری و ایجاد حس برتری در خود و یا تحلیل تنش و بحرانی که از آن زمانی گذشته است، خنده آورند. در این مورد آخر کمدی عبارت است از تراژدی به علاوه‌ی زمان!

علوم اعصاب خنده
اما از زبان‌شناسان که بگذریم، دانشمندان علوم اعصاب سازوکار شوخی را در کدام یک از شبکه‌های مغزی یافته‌اند؟ شوخی بر پایه‌ی مناطق مشابهی از مغز است که ادراک یا فهم زبان را به شکل عمومی در انسان پشتیبانی می‌کنند. نواحی مشترکی که حین شوخی فعال می‌شوند عبارت‌اند از: لوب‌های گیجگاهی قدامی، که با بازنمایی معانی و مفاهیم مرتبط است، محل اتصال لوب‌های آهیانه‌ای و گیجگاهی و لوب‌های پیشانی فوقانی، که مورد آخر اغلب زمانی فعال می‌شوند که ما مشغول اندیشیدن به معنی چیزها و نحوه‌ی ارتباط کلمات باهم هستیم.
در مطالعه‌ای مشخص شده است که شکنج پیشانی فوقانی نقشی حیاتی در درک خوشمزگی و طنزِ یک لطیفه دارد و تحریک این ناحیه با جریان الکتریکی مستقیم باعث می‌شود در نظر شخص لطیفه‌ها با مزه‌تر به نظر برسند. از آن‌جا که نواحی فوق‌الذکر در چند تکلیف شناختی مشترک هستند شاید نتوان حس شوخ طبعی را از توانایی ما در پردازش مفاهیم زبانی و اجتماعی جدا کرد. علی‌رغم گام بلندی که در فهم پایه‌های علمی شوخی و خنده برداشته‌ایم، تا زمانی که بتوانیم پیچیدگی‌های اجتماعی و فرهنگیِ شوخ طبعی را به طور کامل در هم آمیزیم در پاسخ به این سوال همچنان سردرگم هستیم: «چطور عده‌ای می‌توانند از یک طنز لذت ببرند درحالی که ما آنرا خسته‌کننده می‌دانیم؟»

 

منابع:

۱- neurosafari.com

۲- theconversation.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

اختلال وسواس فکری و عملی (OCD)، علائم و درمان آن

بیماری‌‌ها و راه درمانپیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی

 

چگونه در درمان وسواس از شیوه‌های خودیاری استفاده کنیم؟

در این روزهایی کرونایی اکثرمان یک جور مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی شدیم زیرا ترس از این‌که کرونا نگیریم همه چیز را چندبار چک می‌کنیم. حمام کردن شما بیشتر و طولانی‌تر از افراد عادی است و یا هنگام راه رفتن در خیابان، روی خطوط، پا نمی‌گذارید. این نشانه‌ها بخشی از نشانه‌های معضلی است که امروزه آن را اختلال OCD (اختلال وسواس فکری-عملی) می‌نامند. OCD جزو ۲۰ دلیل عمده‌ی ناتوانی‌های حاصل از بیماری در دنیا است و امکان ابتلا به آن در دنیای پراسترس کنونی، برای همه وجود دارد و شاید بسیاری از ما، بدون اینکه بدانیم از آن رنج می‌بریم. بیایید برای نجات خودمان، اطرافیان‌مان و یا کودکی که دچار این اختلال است، اما بدون شک، توان تشخیص آن را ندارد، علائم و راه های درمان وسواس فکری و عملی را مرور کنیم.

اگر دو بار به سمت اتو می‌روید تا ببینید سیم آن را از برق کشیده‌اید یا درب ماشین را قفل کرده‌اید، این یک اتفاق طبیعی است. اما اگر دچار اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) باشید، افکار و رفتارهای وسواس گونه‌ی شما آنقدر زیاد می‌شود که در زندگی روزمره‌ی شما اختلال ایجاد می‌کنند. هر کاری که برای رفع این مشکل انجام می‌دهید، به نظر بی‌فایده است. اما نگران نباشید، این مشکل راه‌حل دارد. می‌توانید با درمان و استراتژی‌های خودیاری، از شرّ این افکار ناخواسته و تمایلات غیرمنطقی خلاص شوید و کنترل زندگی‌تان را دوباره به دست بگیرید.

اختلال وسواس فکری-عملی چیست؟

اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) یک اختلال اضطراب است که مشخصه‌ی آن افکار غیرقابل کنترل و ناخواسته و الگوهای مکرر رفتاری است که شما برای انجام آنها احساس اجبار می‌کنید. اگر OCD داشته باشید، احتمالا می‌دانید که افکار و رفتارهای وسواس‌‌گونه‌ی شما غیرمنطقی است، با وجود این، برای مقاومت در برابر این مشکل و رهایی از آن، احساس ناتوانی می‌کنید.

اختلال وسواس فکری-عملی مانند سوزنی که روی یک صفحه‌ی گرامافون قدیمی گیر کرده باشد، سبب می‌شود مغز، روی برخی افکار یا تمایلات، قفل کند. برای مثال، شاید برای اطمینان از بسته بودن شیر اجاق گاز یا تمیز بودن دست‌های‌تان، ۲۰ بار به سمت گاز بروید یا ۲۰ بار دست‌های‌تان را بشویید.

درک وسواس فکری و عملی

وسواس فکری عبارت است از افکار، تصاویر یا انگیزه‌هایی غیرارادی که به صورت مکرر در ذهن شما ایجاد می‌شود. این چیزی نیست که شما بخواهید، اما توان جلوگیری از آن را هم ندارید. متأسفانه، این افکار وسواس‌گونه، اغلب ناراحت‌کننده و مزاحم هستند.

وسواس عملی، رفتار یا الگوهای مکرر رفتاری است که شما نسبت به انجام مکرر آن، احساس تمایل می‌کنید. وسواس عملی، معمولا در تلاش برای از بین بردن وسواس فکری انجام می‌شود.

برای نمونه، اگر از آلودگی می‌ترسید، تمایل به نظافت اساسی در شما ایجاد می‌شود. با این حال، آرامش حاصل از این کار، هرگز پایدار نیست. در واقع، افکار وسواس‌گونه، هر بار قوی‌تر از قبل بروز می‌کنند و اغلب منجر به اضطراب می‌شوند، زیرا نسبت به گذشته، سخت‌تر و زمان‌گیرتر می‌شوند. این دور باطلِ OCD است.

دسته‌بندی افرادی که دچار اختلال وسواس فکری-عملی هستند:

شستشوگرها از آلودگی می‌ترسند. آنها معمولا دست‌های‌شان را به طور مکرر می‌شویند.
وارسی‌کننده‌ها به طور مکرر، کارهایی را که عدم اطمینان از انجام آنها می‌تواند خطرآفرین یا آسیب‌زا باشد، چک می‌کنند، مواردی از قبیل قفل کردن درها یا بستن شیر اجاق گاز.
شکاک‌ها از این می‌ترسند که اگر کاری را درست یا بی‌عیب و نقص انجام ندهند، مجازات می‌شوند.
شمارشگر‌ها و برنامه‌ریزها دائما به نظم و ترتیب فکر می‌کنند و ممکن است درباره‌ی اعداد، رنگ‌ها یا ترتیب‌های خاص، خرافاتی در ذهن داشته باشند.
ذخیره‌سازها از این می‌ترسند که چیزی را دور بیندازند، مبادا دوباره به آن احتیاج پیدا کنند. آنها به طور وسواس‌گونه، چیزهایی را که نیاز ندارند یا استفاده نمی‌کنند، ذخیره (احتکار) می‌کنند.

علائم وسواس فکری-عملی (OCD)

داشتن افکار و رفتارهای وسواس‌گونه به معنی این نیست که شما حتما دچار اختلال وسواس فکری-عملی هستید. در افرادی که OCD‌ دارند، این افکار و رفتارها موجب اضطراب شدید، صرف وقت زیاد و اختلال در زندگی و روابط روزانه می‌شود. همانطور که گفته شد، ممکن است برای اطمینان از بسته بودن شیر اجاق گاز، بیست بار به سمت گاز رفته و آن را چک کنید، یا از ترس آلودگی، دست‌های‌تان را به حد افراط بشویید.

اکثر افرادی که دچار اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) هستند، هم وسواس فکری دارند و هم وسواس عملی، اما برخی افراد، فقط یکی از این دو را تجربه می‌کنند.

افکار وسواس‌گونه

افکار وسواس‌گونه‌ی رایج در اختلال وسواس فکری-عملی عبارتند از:

ترس آلوده شدن توسط میکروب‌ها، خاک یا مواد آلوده‌ی دیگر؛
ترس از دست دادن کنترل و آسیب رساندن به خود یا دیگران؛
افکار و تصورات واضح یا شدید جنسی؛
تمرکز بیش از حد روی اخلاقیات؛
ترس از دست دادن یا نداشتن چیزهایی که شاید زمانی به آنها نیاز پیدا کنید؛
نظم و ترتیب: این ایده که هر چیزی باید «درست» سر جای خودش قرار بگیرد؛
خرافات: توجه بیش از حد به چیزهایی که خوش‌یمن یا بدیمن خوانده می‌شوند؛

رفتارهای وسواس‌گونه

رفتارهای وسواس‌گونه‌ی رایج در اختلال وسواس فکری-عملی عبارتند از:

بررسی مجدد و افراطی چیزهایی از قبیل قفل‌ها، وسایل و کلیدهای برق و غیره
تماس مکرر با اعضای خانواده برای اطمینان از صحت و سلامت آن‌ها
شمردن، ضرب گرفتن با انگشت یا پا، تکرار کلمات خاص و انجام کارهای بی‌معنای دیگر برای کاهش اضطراب
صرف زمان زیادی برای نظافت و شست‌و‌شو
حساسیت بیش از حد به نظم و ترتیب محیط پیرامون
جمع‌آوری خرت و پرت‌هایی مثل روزنامه‌های قدیمی یا ظروف خالی غذا

رابطه‌ی بین ذخیره‌سازی و اختلال OCD

رفتار وسواس‌گونه‌ی ذخیره‌سازی (جمع‌آوری و نگهداری وسایل بی‌ارزش) نشانه‌ی رایج کسانی است که OCD‌ دارند. با این حال، افرادی که نشانه‌های ذخیره‌سازی دارند، به احتمال زیاد، از دیگر اختلال‌ها از قبیل افسردگی، استرس پس از سانحه (PTSD)، وسواس خرید، جنون سرقت، اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD)، کندن پوست یا اختلال‌ تیک هم رنج می‌برند.

علائم وسواس فکری-عملی در کودکان

در حالی که شروع اختلال وسواس فکری-عملی معمولا در نوجوانی یا جوانی است، گاهی اوقات، کودکان نیز نشانه‌هایی دارند که شبیه ODC است. با وجود این، نشانه‌های اختلال‌های دیگر، از قبیل اختلال کم‌توجهی، اوتیسم و نشانگان توره می‌تواند شبیه نشانه‌های اختلال OCD‌ باشد، بنابراین معاینه‌ی پزشکی و روان‌شناختی کامل، قبل از هر گونه تشخیص، ضروری است.

خودیاری در درمان وسواس

برای خودیاری وقت صرف کنید

سبک زندگی شما نقش مهمی در چگونگی احساس شما بازی می‌کند و می‌تواند به کنترل اضطراب و عملکرد شما کمک کند.

به‌طور منظم ورزش کنید

ورزش یک روش طبیعی و بسیار مؤثر در کاهش اضطراب است. با ورزش می‌توان نشانه‌های OCD را به وسیله‌ی تقویت سیستم عصبی کنترل کرد تا هنگام بروز وسواس فکری و عملی، به ذهن‌تان تمرکز دوباره بدهید. برای اینکه از بیشترین مزایای ورزش بهره ببرید، سعی کنید اغلب روزها، ۳۰ دقیقه یا بیشتر، تمرین‌های هوازی (ایروبیک) را انجام بدهید. تأثیر چند جلسه تمرین ده دقیقه‌ای می‌تواند مشابه یک جلسه تمرین طولانی‌ باشد، به ویژه اگر حین تمرینات، تمرکز داشته باشید.

ارتباط خود را با خانواده و دوستان حفظ کنید

وسواس فکری و عملی می‌تواند آنقدر وقت شما را بگیرد که به مرحله‌ی انزوای اجتماعی برسید. انزوای اجتماعی نشانه‌های OCD را بدتر می‌کند. وقت گذاشتن برای خانواده و دوستان بسیار مهم است. صحبت رو در رو با آنها درباره‌ی نگرانی‌ها و تمایلات‌تان، می‌تواند از شدت آنها کم کند.

خواب کافی داشته باشید

اضطراب و نگرانی نه تنها باعث بی‌خوابی می‌شود، بلکه کمبود خواب هم می‌تواند افکار و احساسات اضطراب‌آور را تشدید کند. وقتی به اندازه‌ی کافی بخوابید و استراحت کنید، حفظ تعادل احساسی بسیار آسان‌تر خواهد بود. خواب کافی یک عامل کلیدی در برطرف کردن اختلالات اضطراب از قبیل OCD‌ است.

تکنیک‌های آرام‌سازی را تمرین کنید

استرس می‌تواند سبب تحریک نشانه‌های OCD شود یا آنها را بدتر کند. مراقبه‌ی آگاهانه، یوگا، تنفس عمیق و دیگر تکنیک‌های آرام‌سازی می‌تواند استرس کلی و سطح تنش شما را پایین بیاورد و به شما کمک کند تمایلات‌تان را به وسواس کنترل کنید. برای گرفتن نتیجه‌ی بهتر، به طور منظم، یک تکنیک آرام‌سازی را تمرین کنید.

به نقشی که ضربه‌های روحی در OCD شما دارند، دقت کنید

در برخی افراد، نشانه‌های OCD‌ از قبیل شستشوی وسواس‌گونه یا ذخیره‌سازی، واکنشی است که آنها به آسیب‌های روحی نشان می‌دهند. اگر شما استرس پس از سانحه دارید، تا زمانی که ضربات روحی ناشی از آن را پشت سر نگذارید، رویکردهای شناختی مؤثر نخواهند بود.

یاد بگیرید چگونه در برابر الگوهای مکرر رفتاری مقاومت کنید

اگر اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) دارید، راه‌های زیادی برای کمک به خودتان وجود دارد. یکی از قدرتمندترین استراتژ‌ی‌ها، حذف رفتارها و الگوهای وسواس‌گونه‌ای است که موجب تداوم وسواس می‌شوند.

از ترس‌هایتان دوری نکنید

دوری از موقعیت‌هایی که افکار وسواس‌گونه‌ی شما را تحریک می‌کنند شاید کار هوشمندانه‌ای به نظر برسد، اما هر چه بیشتر از این موقعیت‌ها دوری کنید، برای شما ترسناک‌تر می‌شوند. به جای دوری از آن افکار، خودتان را در معرض محرک‌های OCD قرار بدهید، سپس سعی کنید در برابر تمایل‌ به انجام الگوهای مکرر و وسواس‌گونه‌ی رفتاری مقاومت کنید یا آنها را به تأخیر بیندازید. اگر مقاومت، کار بسیار سختی است، سعی کنید زمانی را که صرف انجام الگوهای مکرر رفتاری می‌کنید، کاهش دهید. هر زمان که خود را در معرض محرک‌های خود قرار می‌دهید، اضطراب شما کم می‌شود و می‌فهمید که بیشتر از آنچه فکر می‌کردید، کنترل دارید و ترس‌تان هم نسبت به قبل، کمتر شده است.

توجه‌تان را به چیزهای دیگر جلب کنید

زمانی که افکار و تمایلات OCD به سراغ‌تان می‌آید، سعی کنید توجه‌تان را به چیز دیگری جلب کنید.

می‌توانید ورزش‌ کنید، آهسته بدوید، راه بروید،‌ به موسیقی گوش بدهید، کتاب بخوانید، وب‌گردی کنید، بازی ویدئویی کنید، به دوستان‌تان تلفن کنید یا مشغول بافتن شوید. نکته‌ی مهم این است که حداقل ۱۵ دقیقه، کاری را انجام دهید که از آن لذت می‌برید تا به این وسیله، واکنش‌های خود را به افکار و رفتارهای وسواس‌گونه، به تأخیر بیندازید.
در پایان دوره‌ی تأخیر، آن تمایل را دوباره ارزیابی کنید. در بسیاری از موارد، تمایل به رفتار وسواس‌گونه، دیگر آن شدت قبل را نخواهد داشت. سعی کنید زمان مقاومت در برابر تمایل را افزایش دهید. هر قدر بیشتر تمایل را به تأخیر بیندازید، احتمال کاهش آن بیشتر می‌شود.

پیش‌بینی تمایلات OCD

شما می‌توانید با پیش‌بینی تمایلات وسواس‌گونه قبل از بروز، آنها را کاهش دهید. برای نمونه، اگر وسواس عملی شما شامل اطمینان از قفل بودن درها، بسته بودن پنجره‌ها یا خاموش بودن دستگاه‌ها است، سعی کنید برای بار اول که دری را قفل می‌کنید یا دستگاهی را خاموش می‌کنید، این کار را با دقت بسیار انجام دهید.

یک تصویر ذهنی کامل از کاری که انجام دادید، ایجاد کنید و سپس یک تذکر ذهنی به خودتان بدهید. به خودتان بگویید: «پنجره الان بسته است» یا «دارم می‌بینم که گاز خاموش است».
زمانی که تمایل به چک کردن بروز کرد، با خیال راحت‌تری به خودتان می‌گویید: «این فقط یک فکر وسواس‌گونه است».

 افکار وسواس‌گونه را به چالش بکشید

همانطور که در ابتدای مقاله گفتیم، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، همانند سوزنی که روی صفحه‌ی گرامافون گیر کرده باشد، سبب می‌شود مغز، روی فکر خاصی قفل کند که مشوّق اضطراب است. استراتژی‌های زیر به شما کمک می‌کند این قفل مغزی را باز کنید.

افکار یا نگرانی‌های وسواس‌گونه‌ی خود را یادداشت کنید

با استفاده از قلم و کاغذ، لپ‌تاپ، گوشی هوشمند یا تبلت، این افکار و نگرانی‌های وسواس‌گونه را ثبت کنید. وقتی این افکار و نگرانی‌ها به سراغ‌تان آمد، همگی آنها را یادداشت کنید.

همانطور که تمایل ادامه‌ می‌یابد، شما هم به نوشتن ادامه دهید، هدف‌تان این باشد که دقیقا، افکارتان را ثبت کنید، حتی اگر در حال تکرار جملات یکسانی باشید یا به طور مداوم، تمایل به انجام کاری دارید که وسواس‌گونه است.
نوشتن همه‌ی اینها به شما کمک می‌کند شاهد تکراری بودن وسواس‌های فکری‌تان باشید.
صدها بار نوشتن جملات تکراری که به زبان می‌آورید، به کم کردن قدرت آنها کمک می‌کند.
نوشتن افکار به مراتب سخت‌تر از خود فکر کردن است، بنابراین، افکار وسواس‌گونه‌ی شما به زودی ناپدید می‌شوند.

یک دوره‌ی نگرانی برای OCD معین کنید

به جای سرکوب وسواس‌های فکری و عملی، عادت کنید به آنها مهلت زمانی بدهید.

هر روز برای این «دوره‌ی نگرانی»، یک یا دو مهلت ۱۰ دقیقه‌ای تعیین کنید تا خودتان را وقف وسواس‌های فکری کنید. زمان و مکان تعیین کنید (مثلا، در اتاق نشیمن از ساعت ۸:۰۰ تا ۸:۱۰ و از ۵:۰۰ تا ۵:۱۰) این ساعات با ساعات خواب، فاصله‌ی کافی دارند و موجب نگرانی شما قبل از خواب نمی‌شوند.
در طول دوره‌ی نگرانی، فقط روی افکار و تمایلات منفی تمرکز کنید. سعی نکنید آنها را اصلاح کنید. در پایان دوره‌ی نگرانی، چند نفس آرام‌بخش بکشید، اجازه دهید آن افکار و تمایلات از مغز شما بیرون بروند، سپس فعالیت‌های عادی و روزمره‌تان را ادامه دهید. سعی کنید باقی روز را بدون هیچ گونه وسواس فکری و عملی سپری کنید.
وقتی افکار و تمایلات وسواس‌گونه در طول روز به سراغ شما می‌آیند، آنها را بنویسید و به دوره‌ی نگرانی خود موکول کنید. آنها را برای بعد نگه دارید و به کارهای دیگر بپردازید.
در طول دوره‌ی نگرانی، نوشته‌های قبل را مرور کنید. به افکار و تمایلاتی که آن روز نوشته‌اید، فکر کنید. اگر آن افکار همچنان آزارتان می‌دهد، به خودتان اجازه‌ی نگرانی بدهید، اما فقط به همان اندازه‌ی زمانی که خودتان به دوره‌ی نگرانی اختصاص داده‌اید.

از وسواس‌های خود یک نوار صوتی تهیه کنید

روی یک نگرانی یا وسواس فکری خاص تمرکز کنید و توصیف آن را به وسیله دستگاه ضبط صوت، لپ‌تاپ یا گوشی هوشمند ضبط کنید.

عبارت، جمله یا داستان وسواس‌گونه‌‌ را همانطور که به ذهن‌تان می‌آید، توصیف و ضبط کنید.
هر روز به مدت ۴۵ دقیقه، به صدای ضبط شده‌ی خودتان گوش دهید، تا اینکه گوش دادن به وسواس‌های فکری، دیگر سبب پریشانی و اضطراب شما نشود.
مواجهه‌ی مستمر با نگرانی‌ها و وسواس‌های فکری، سبب کاهش تدریجی آنها می‌شود. پس از گذارندن این دوره، می‌توانید این تمرین را برای وسواس دیگری انجام دهید.

درمان وسواس فکری-عملی (OCD)

درمان OCD

درمان تأییدشده‌ی OCD توسط اغلب تحقیقات انجام شده، درمان رفتاری-شناختی است. این روش درمانی شامل دو قسمت می‌شود: ۱) مواجهه و پیشگیری از واکنش، ۲) شناخت‌درمانی (cognitive therapy)

مواجهه و پیشگیری از واکنش

مواجهه و پیشگیری از واکنش، شامل مواجهه‌ی مکرر با منبع وسواس فکری می‌شود. سپس از شما خواسته می‌شود از آن رفتار وسواس‌گونه که معمولا انجام می‌دادید، اجتناب کنید تا اضطراب‌تان کاهش یابد.

برای نمونه، اگر وسواس شما، شستن مکرر دست‌های‌تان است، شاید درمانگر از شما بخواهد دسته‌ی در یک توالت عمومی را لمس کنید و سپس شما را از شستن دست‌هایتان منع کند. همانطور که با اضطراب نشسته‌اید، میل به شستن دست‌هایتان به تدریج از بین می‌رود. با این روش، یاد می‌گیرید برای رهایی از اضطراب، نیازی به انجام الگوهای مکرر رفتاری نیست و شما توانایی کنترل وسواس فکری و عملی خود را دارید.

مطالعات نشان می‌دهد که می‌توان با روش مواجهه و پیشگیری از واکنش، دوباره به مغز آموخت که وقوع نشانه‌های اختلال وسواس فکری-عملی را برای همیشه کاهش دهد.

شناخت‌درمانی برای OCD

شناخت‌درمانی در اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) بر افکار مصیبت‌بار و احساس اغراق‌آمیز مسؤلیتی که شما بر دوش خود احساس می‌کنید، تمرکز می‌کند. بخش بزرگی از شناخت‌درمانی برای OCD، شیوه‌های سالم و مؤثر واکنش به افکار وسواس‌گونه را بدون متوسل شدن به وسواس عملی، آموزش می‌دهد.

درمان‌های دیگر برای OCD

علاوه بر درمان رفتاری-شناختی، از درمان‌های زیر نیز برای اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) استفاده می‌شود:

دارو: گاهی اوقات داروهای ضدافسردگی به عنوان مکمل در درمان OCD استفاده می‌شوند. دارو به تنهایی در برطرف کردن نشانه‌های OCD، به ندرت مؤثر است.
خانواده‌درمانی: از آنجا که OCD، اغلب مشکلاتی را در زندگی خانوادگی و روابط اجتماعی ایجاد می‌کند، خانواده درمانی توصیه می‌شود. خانواده درمانی، درک و شناخت این اختلال را بالا می‌برد و می‌تواند به کاهش ناسازگاری‌های خانوادگی کمک کند. همچنین می‌تواند به اعضای خانواده انگیزه بدهد و به آنها بیاموزد که چگونه به عزیزان‌شان کمک کنند.
گروه‌درمانی: گروه‌درمانی یک روش دیگر در درمان اختلال وسواس فکری-عملی است. گروه درمانی از طریق گرد هم‌ آوردن افراد دیگری که مبتلا به OCD هستند، پشتوانه و دلگرمی ایجاد می‌کند و احساس انزوای این افراد را کاهش می‌دهد.

کمک به دوست یا عضوی از خانواده که اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) دارد

کمک به افرادی که OCD دارند

نوع واکنش شما به نشانه‌های OCD در دوست یا عضوی از خانواده‌، تأثیر زیادی دارد. نظرات یا انتقادات منفی می‌تواند OCD را بدتر کند، در حالی که دلگرمی اطرافیان می‌تواند بر نتیجه‌ی درمان اثر بگذارد و آن را بهتر کند. سعی کنید تا جای ممکن در برخورد با این افراد، مهربان و صبور باشید.

پیشنهادات

از انتقاد اجتناب کنید. فراموش نکنید رفتارهای آنها نشانه‌های OCD‌ است، نه عیوب شخصیتی.
آنها را سرزنش نکنید و به آنها نگویید انجام الگوهای مکرر رفتاری‌شان را متوقف کنند. آنها نمی‌توانند خواسته‌ی شما را عملی کنند و فشار آوردن برای توقف این رفتارها، فقط نشانه‌ها‌ی OCD را وخیم‌تر می‌کند.
در انجام الگوهای مکرر رفتاری با آنها همراه نشوید. کمک به آنها در انجام این کارها سبب تقویت و تشدید نشانه‌های OCD می‌شود. از خودِ فرد حمایت کنید نه از رفتارهایش.
ارتباطات‌ را مثبت و شفاف نگه دارید. ارتباطات مهم هستند، بنابراین میان حمایت از فرد مبتلا و ایستادگی در برابر اختلال او، توازن برقرار کنید و سبب اضطراب فرد مبتلا به OCD نشوید.
جنبه‌ی خنده‌دار OCD را پیدا کنید. با هم خندیدن به جنبه‌های خنده‌دار و پوچ برخی نشانه‌های OCD به فرد مبتلا کمک می‌کند از این اختلال راحت‌تر فاصله بگیرد. مطمئن شوید او احساس احترام می‌کند و می‌داند که با او می‌خندید نه به او.

 

منابع:

۱- chetor.com

۲- helpguide.org

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

رژیم غذایی مناسب برای کاهش استرس

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , روانشناسی , تغذیه سالم

 

چگونه از طریق مصرف موادغذایی با استرس مبارزه کنیم؟

۱- روز خود را با مصرف یک لیوان آب پرتقال تازه یا آب میوه‌های طبیعی حاوی ویتامینC شروع کنید و در بقیه روز آب زیاد بنوشید، برای این که وقتی بدن تحت استرس است بدن شما ویتامینC بیشتری احتیاج دارد. یک لیوان آب میوه تازه، نیاز اضافی شما را تأمین می‌کند.

نوشیدن حداقل ۸ لیوان آب، بدن شما را از بی‌آبی حفظ می‌کند و مانع تحمل استرس اضافی برای بدن شماست.

۲- برای صبحانه؛ یک عدد موز، مقداری موادغذایی حاوی فیبر زیاد و ماست کم‌چرب استفاده کنید، چرا که موز منبع غنی ویتامینB6 است که برای سوخت‌و‌ساز لازم است، به خصوص زمانی که سوخت‌وساز بدن مانند مواقع استرس سریع است.

دستگاه گوارش شما، استرس وارد شده را احساس می‌کند، بنابراین دریافت مواد غنی از فیبر در طول روز کمک می‌کند تا طوفان ایجاد شده در این دستگاه فروکش کند.

مصرف ماست کم‌چرب ۲ خاصیت مهم برای بدن دارد:

الف) حاوی پروتئین است که بدن در شرایط استرس به آن احتیاج دارد.

ب) وجود چربی کم موجود در آن به عنوان حامی خوبی برای سیستم‌ایمنی بدن می‌باشد.

۳- فقط یک فنجان قهوه در طول روز مصرف کنید و از مصرف موادغذایی حاوی کافئین در بقیه روز خودداری کنید، زیرا:

کافئین کلیه دستگاه‌های بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. فعالیت بدن را افزایش و سرعت جذب املاح را کاهش می‌دهد. کافئین اضطراب شما را زیاد می‌کند و این آخرین چیزی است که شما به آن احتیاج دارید.

۴- از مصرف شیرینی به عنوان میان وعده پرهیز کنید. به جای آن از غلات کامل، نان کم‌چرب تهیه شده با شیر و انواع کیک‌های ساده خانگی استفاده کنید.

ترشح هورمون‌هایی که در زمان استرس زیاد است، سبب ترشح ترکیبی به نامNPY* از مغز می شود.NPY تمایل به مصرف شیرینی و مواد قندی را زیاد می‌کند.

اگر شما به تمایل خود در مصرف شیرینی پاسخ مثبت دهید، در بقیه روز درگیر این تمایل خواهید بود. در نتیجه مواد غذایی‌ای را مصرف خواهید کرد که خاصیت تغذیه‌ای ندارند.

بسیار بهتر است برای مقابله با تمایل به مصرف شکر، از نان‌های تهیه شده با آرد کامل و شکر کم، استفاده کنید.غلات کامل، سلول‌های مغزی را برای ترشح سروتونین تحریک می‌کنند. هورمون سروتونین آرام‌بخش است.

۵- نمایه گلیسمیک ( توانایی بالا بردن قندخون به وسیله یک ماده غذایی خاص) یا (GI) مواد غذایی را بشناسید. این شاخص به ما نشان می‌دهد مواد قندی( کربوهیدرات‌ها) با چه سرعتی تبدیل به قند می‌شوند و سطح قندخون را بالا می برند. هر اندازه این شاخص پایین‌تر باشد، مواد حاوی کربوهیدرات دیرتر تبدیل به قند می‌شوند. بنابراین سطح قندخون را بیش‌تر می‌توانیم کنترل کنیم و بیش‌تر احساس آرامش می‌کنیم. هم چنین از احتمال ورود و ذخیره چربی‌های ناخواسته جلوگیری می‌کنیم. انوع شیرینی، نان سفید و سیب‌زمینی، نمایه گلیسمیک بالا دارند و موادغذایی‌ای مانند ماکارونی، برنج، لوبیا نمایه گلیسمیک پایین‌تری دارند.

۶- ویتامین‌های گروه B: به شما کمک می‌کنند بعد از یک دوره‌ی پُراسترس، احساس نشاط و انرژی کنید. موز، سبزیجات با برگ سبز، اوکادو، آجیل، حبوبات و همچنین گوشت قرمز، ماهی و محصولات لبنی حاوی ویتامین‌های گروه B مورد نیاز بدن هستند.

۷- ویتامین‌های گروه C: غده‌های آدرنالین، بزرگ‌ترین منبع ذخیره‌ی ویتامین C در بدن هستند و نقش مهمی در تولید هورمون‌های ضد استرس دارند. حتما در رژیم غذایی خود مرکبات، گوجه‌فرنگی، فلفل، کیوی، سبزی، بروکلی و سایر مواد غذایی دارای ویتامین C را در نظر داشته باشید.

۸- منیزیم: این ماده به استراحت ماهیچه‌ها و کاهش خشم کمک می‌کند. میزان منیزیم جذب شده توسط بدن‌تان را با خوردن آجیل‌ها و مغزها افزایش دهید، به خصوص فندق و بادام زمینی. سبزیجات با برگ سبز، غلاتِ سبوس‌دار به ویژه جو، برنج قهوه‌ای و لوبیا نیز منابع غنی‌ای از منیزیم هستند. همچنین می‌توانید موقع دوش گرفتن از نمک فرنگی اصل (سولفات دومنیزی) – که از داروخانه‌ها قابل تهیه است – استفاده کنید. این ماده شامل منیزیمی است که از طریق پوست شما جذب می‌شود.

عادات سالم برای جلوگیری از استرس

۱- از افت قندخون جلوگیری کنید و وعده‌های منظم، کوچک و سالم بخورید.

۲- از میان وعده‌های کم انرژی مانند هویج، کرفس، ذرت بو داده‌ی بدون روغن، و کیک‌های برنجی با شکر کم استفاده کنید.

۳- از انوع میوه‌های تازه و آب میوه‌ها به عنوان طعم دهنده‌های شیرین استفاده کنید.

۴- جوشانده‌های گیاهی برای تسکین اعصاب مناسب هستند؛ می‌توانید آن‌ها را با یک قاشق غذاخوری عسل میل کنید.

۵- مصرف غذهای حاوی تریپتوفان مانند مغزهای گیاهی(پسته، بادام، فندق و…) ، موز و غلات کامل، دستگاه عصبی را تسکین می‌دهند.

۶- مصرف مقدار کمی پروتئین در طول روز مانند پنیر، تخم‌مرغ، مرغ و گوشت در شرایط استرس خستگی شما را رفع می‌کند. اگر جزء افرادی هستید که خیلی زیاد دچار استرس می‌شوید ، همیشه مقداری از مواد حاوی پروتئین آماده را همراه داشته باشید.

۷- غلات کامل و موادغذایی حاوی فیبر، چرخه ایجاد گرسنگی را به تعویق می اندازند. انواع میوه، سبزی، ماست کم‌چرب و پنیر نیز همین کار را انجام می دهند.

۸- از انواع غذاهای بدون چربی یا کم چربی استفاده کنید.

۹- وعده‌های غذایی را حذف نکنید.

۱۰- برای مقابله با استرس راه دیگری به غیر از غذا خوردن پیدا کنید.

۱۱- برای رفع خستگی پس از کار روزانه ورزش کنید. ورزش‌هایی را انتخاب کنید که مورد علاقه شما هستند و به شما آرامش می‌بخشند. ورزش کمک می‌کند تا کالری اضافه سوخته شود، سلامت قلب و ریه‌ها افزایش یابد و ذهن شما از چیزهایی که باعث ایجاد استرس هستند، دور نگه داشته شود.

۱۲- روزانه به مدت ۳۰-۲۰ دقیقه و ۳ بار در هفته به صورت منظم ورزش کنید.

۱۳- در شرایط استرس از داروهای آرام‌بخش استفاده نکنید.

۱۴- یاد بگیرید که اهداف خود را زمان‌بندی کنید.

۱۵- اهداف واقعی انتخاب کنید نه غیرواقعی.

۱۶- مهارت‌های مدیریت زمان را یاد بگیرید.

۱۷- زمانی را برای تهیه فهرست غذاهایی که نیاز دارید، اختصاص دهید و از انتخاب مواد غذایی با ارزش تغذیه‌ای کم پرهیز کنید.

۱۸-شما باید برای کاهش مصرف الکل، قند و نمک برنامه‌ریزی کنید. مصرف این مواد بدن را از جذب مواد مغذّیِ مورد نیاز خود محروم می‌کند و اثر یک رژیم غذایی مناسب را به کلی از بین می‌برد.

منبع: tebyan.net


*مطالب مرتبط:

_تعریف اضطراب چیست (معنی اضطراب در روانشناسی)
_۷ مکمل طبیعی برای کاهش علائم افسردگی
_تاثیر استرس بر قلب انسان چیست؟
_تاثیر استرس بر بینایی چیست؟
_تاثیر تغذیه بر سلامت روح و جسم
_اختلالات تجزیه‌ای چیست؟ علائم اختلالات تجزیه‌ای کدامند؟
_راهکارهایی مؤثر برای پیشگیری از فرسودگی زنان در زندگی
_منظور از اختلال اضطراب بیماری چیست؟
_ترس از بیماری یا نوسوفوبیا چیست؟ نشانه‌ها، علل و راه‌های درمان آن

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

ترس از بیماری یا نوسوفوبیا چیست؟ نشانه‌ها، علل و راه‌های درمان آن

بیماری‌‌ها و راه درمانپیشگیری بهتر از درمان, دارونامه, روانشناسی

 

ترس از بیماری یا نوسوفوبیا همان‌طور که نام آن به‌خوبی گویا است، اختلالی است که طی آن شخص از ابتلا به بیماری بخصوصی هراسان می‌شود. احتمال بروز این اختلال در شرایط اضطراری، مثل حالا که ویروس کرونا شیوع پیدا کرده است، بیشتر می‌شود. مطلبی که پیش رو دارید

نشانه‌های اختلال ترس از بیماری

نشانه اصلی اختلال نوسوفوبیا (Nosophobia) اضطراب و ترس بیش از حد و دائمی از مبتلاشدن به بیماری بخصوصی است: معمولا بیماری‌های مزمن و خطرناکی نظیر سرطان، نارسایی قلبی یا اچ آی وی که سلامت جانی انسان را تهدید می‌کنند.

نگرانی شخص مبتلا به این اختلال، حتی پس از دادن آزمایش و مطمئن‌شدن از منفی‌بودن جواب آن، تداوم پیدا می‌کند. این نگرانی می‌تواند او را برای معاینه یا آزمایش مجدد به مطب پزشک بکشاند و مدام فکرش را درگیر خواهد کرد.

ترس و اضطراب شدید حتی می‌تواند منجر به بروز نشانه‌های جسمانی شود. بعضی از این نشانه‌های احتمالی را در ادامه می‌توانید ببینید:

سرگیجه؛
حالت تهوع؛
تندشدن نبض؛
عرق کردن؛
تنفس سریع؛
مشکل در به‌خواب‌رفتن؛

یکی از دیگر نشانه‌های رفتاری شخص مبتلا به ترس از بیماری، اجتناب‌کردن است؛ به این معنا که ممکن است نخواهد در معرض هیچ اطلاعات دیگری راجع‌به بیماری قرار بگیرد. اگر از اخبار تلویزیون یا دوست و آشنا چیزی راجع‌به بیماری بشنود، ممکن است مضطرب و پریشان شود. حتی ممکن است از سوار شدن به وسایل نقلیه عمومی و حضور در اماکن پررفت‌وآمد هم اجتناب کند.

اگر در خانواده چنین شخصی سابقه ابتلا به بیماری خاصی وجود داشته باشد، تمام هم‌ّوغمش بر پیشگیری از ابتلا به آن و دوری از عوامل تشدیدکننده خطر بروز بیماری خواهد بود.

اما از سوی دیگر، برخی افراد مبتلا به این اختلال، ترجیح می‌دهند به هر طریقی شده اطلاعات بیشتری درباره بیماری‌های بخصوصی به دست آورند. ممکن است ساعت‌ها وقت خود را صرف مطالعه درباره بیماری کنند یا مدام چشم‌ و گوش‌شان به اخبار باشد و پیگیر وقایع تازه راجع‌به شیوع بیماری یا نظایر این اطلاعات باشند.

تفاوت نوسوفوبیا با هیپوکندریا

خیلی‌ها نوسوفوبیا را با هیپوکندریا (hypochondria/ خود بیمار انگاری) اشتباه می‌گیرند؛ حال‌آنکه تفاوت‌هایی میانشان هست. نوسوفوبیا به ترس از ابتلا به بیماری بخصوصی مربوط می‌شود، اما هیپوکندریا یا همان خودبیمارانگاری شامل نگرانی‌هایی کلی‌تر درباره بیماری ها و ابتلا به آنها است و نه یک بیماری بخصوص.

نشانه‌هایی جزئی نظیر سردرد یا گلودرد می‌توانند برای کسی که به خودبیمارانگاری مبتلا است، حاکی از بیماری مزمن و خطرناکی باشند و او را نگران و مضطرب کنند؛ اما کسی که دچار ترس از بیماری است، حتی بدون آنکه نشانه جسمانی خاصی داشته باشد، دائم نگران این موضوع است که به بیماری بخصوصی، که بسیار هم مزمن و خطرناک است، مبتلا شده است (یا در آینده مبتلا خواهد شد).

این مثال به درک بهتر تفاوت میان این دو اختلال کمک کند: در مورد اول، شخص ممکن است سردرد خود را نشانه تومور مغزی بداند؛ اما در مورد دوم، یعنی برای کسی که از ترس از بیماری رنج می‌برد، نگرانی و اضطراب مداوم راجع‌به ایجاد تومور مغزی دیده می‌شود، حتی اگر هیچ نشانه‌ای هم نداشته باشد.

تفاوت دیگری هم میان رفتار اشخاص مبتلا به این دو اختلال وجود دارد: کسانی که از خودبیمارانگاری رنج می‌برند، برای آنکه مطمئن شوند حالشان خوب است و مشکلی تهدیدشان نمی‌کند، ممکن است مسئله را با عزیزانشان در میان بگذارند یا به مراکز درمانی مراجعه کنند؛ اما شخص مبتلا به نوسوفوبیا معمولا از فکرکردن به وضعیت سلامتی‌اش یا بیماری عامل نگرانی‌اش دوری می‌کند: همان اجتناب‌کردن که پیش‌تر توضیح دادیم (البته این رفتار لزوما در همه مبتلایان به اختلال رخ نمی‌دهد).

شخص مبتلا به هیپوکندریا نشانه‌هایی را تجربه می‌کند و ترس از اینکه بیماری مزمنی داشته باشد، آزارش می‌دهد؛ حال‌آنکه شخص مبتلا به نوسوفوبیا، بدون آنکه نشانه‌ای داشته باشد، از مبتلاشدن به بیماری بخصوصی نگران و هراسان است. این مهم‌ترین تفاوت میان آن دو اختلال است.

علل ابتلا به ترس از بیماری

چند عامل مهم وجود دارند که می‌توانند به ابتلای اشخاص به ترس از بیماری منجر شوند؛ البته در بسیاری از موارد، پیداکردن علت قطعی اختلال ممکن نیست. بنابراین علت‌هایی که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم، فقط علل احتمالی بروز اختلال هستند.

ممکن است یکی از عزیزانمان به بیماری مزمنی مبتلا شده باشد و وضعیت سلامتی خوبی نداشته باشد. در چنین شرایطی، ترس ما از ابتلا به همین بیماری، می‌تواند علت دچارشدنمان به اختلال باشد، به‌ویژه اگر خودمان از عزیزی که در بستر بیماری است مراقبت کنیم.

خبر شیوع بیماری‌های مسری و واگیردار، عامل دیگری است که خطر ابتلا به اختلال ترس از بیماری را بیشتر می‌کند. مثلا ویروس کرونا به‌تازگی مردم کشور ما و بسیاری از نقاط جهان را هراسان کرده است. شنیدن اخبار مرتبط با بیماری‌های واگیرداری مانند کرونا (از منابع خبری، دوستان، همکاران و…) می‌تواند به نگرانی و اضطراب دامن بزند.

علت دیگری که، به‌باور صاحب‌نظران، خطر ابتلا به ترس از بیماری را بیشتر می‌کند، دسترسی آسان و بی‌دردسرِ اینترنتی به حجم زیادی از اطلاعات راجع‌به بیماری‌های مختلف است. کافی است بیماری موردنظر را جست‌وجو کنیم تا به تمامی جزئیات راجع‌به نشانه‌ها و علل بروز آن دسترسی پیدا کنیم. این علت آن‌قدر به ترس و اضطراب ناشی از ابتلای به بیماری‌ها دامن زده است که اصطلاح جداگانه‌ای برای آن ساخته‌اند: «سایبرکندریا» (cyberchondria) یا خودبیمارانگاری اینترنتی.

علت دیگری که می‌تواند خطر ابتلا به ترس از بیماری را بیشتر کند، داشتن پیش‌زمینه اختلال اضطراب یا سابقه بروز نوسوفوبیا در خانواده است (مسائل ژنتیکی).

سایر علل احتمالی

اختلال جسمانی‌سازی (روان‌تنی/ سوماتوفرم/ Somatoform disorder) می‌تواند سبب بروز نوسوفوبیا شود. [در اختلال جسمانی‌سازی، شخص فکر می‌کند نشانه‌های بیماری بخصوصی را تجربه می‌کند، اما در واقعیت امر چنین نیست و فقط خیال می‌کند که نشانه‌ها را تجربه کرده است.]

ابتلا به بیماری‌های مزمن و خطرناک نظیر بیماری های قلبی ـ عروقی، سرطان و بیماری سل می‌تواند خطر ابتلا به ترس از بیماری را بیشتر کند.

کسانی که از اختلال‌های رفتاری نظیر اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، افسردگی بالینی یا وسواس فکری-عملی (obsessive compulsive disorders/ OCD) رنج می‌برند هم بیش از دیگران در معرض ترس از بیماری قرار دارند.

عوامل خطرساز ترس از بیماری

عواملی که خطر ابتلا به ترس از بیماری را بیشتر می‌کنند

این‌طور به نظر می‌رسد که نوسوفوبیا در میان دانشجویان و محققانی که زمان زیادی را صرف تحقیق و مطالعه درباره بیماری بخصوصی می‌کنند، شایع‌تر است؛ همچنین میان دانشجویان پزشکی که مدام با بیماری‌های مختلف و اطلاعات مرتبط با آنها سروکار دارند (البته شواهد تحقیقی که در سال ۲۰۱۴ انجام گرفت قطعیت این نظریه را کمتر کرده است). به همین خاطر است که از اصطلاح «بیماری/ سندرم دانشجویان پزشکی» هم برای اشاره به این اختلال استفاده می‌کنند.

سایر عوامل خطرساز را در ادامه می‌توانید ببینید:

قرارگرفتن در معرض حجم زیادی از اطلاعات مطبوعاتی درباره بیماری و خطر ابتلا به بیماری‌ها؛
سابقه تجربه آسیب/ تروما (Trauma) در گذشته؛
نزدیکی مداوم با کسانی که به بیماری‌های مزمن مبتلا هستند.

روند تشخیص نوسوفوبیا

اگر نگرانی و اضطراب درباره ابتلا به بیماری، زندگی روزمره را دشوار کند یا بر آن تأثیر منفی بگذارد، تشخیص متخصص معمولا نوسوفوبیا خواهد بود.

اگر احساس می‌کنید اضطرابتان درباره بیماری‌ها از حد طبیعی گذشته و به فوبیا تبدیل شده است، با متخصص مشورت کنید. او شما را به کسانی ارجاع خواهد داد که تجربه تشخیص و درمان فوبیا را دارند.

روان‌درمانگران هم می‌توانند به تشخیص و بهبود ترس از بیماری کمک کنند. روان‌درمانگر به بیمار کمک می‌کند با ترس‌های خود روبه‌رو شود و با به‌کارگرفتن راهکارهایی بر آنها غلبه کند (روان درمانی).

روند درمان ترس از بیماری

بعضی از انواع فوبیا لزوما به درمان نیازی ندارند (تأثیر آن‌چنانی بر زندگی افراد نمی‌گذارند)؛ اما کسی‌که به ترس از بیماری مبتلاست، ممکن است از حضور در اماکنی که خطر ابتلا به بیماری بخصوصی در آنها بیشتر است، خودداری کند. در چنین شرایطی، رفتن به محل کار، مدرسه یا مکان‌های دیگر محدود می‌شود و زندگی او تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد؛ به همین خاطر، درمان نوسوفوبیا در چنین شرایطی نه‌تنها مفید، که ضروری است.

دو راهکار درمانی اصلی نوسوفوبیا درمان از راه مواجهه (مواجهه‌درمانی/ Exposure therapy) و رفتار درمانی شناختی (Cognitive behavioral therapy/ CBT) هستند. در ادامه اطلاعات بیشتری درباره این دو راهکار در اختیارتان می‌گذاریم.

درمان از راه مواجهه

در این روش، در یک موقعیت درمانیِ ایمن، شخص مبتلا به ترس از بیماری را در معرض چیزی قرار می‌دهند که از آن می‌ترسد. درمانگر ابزارها و روش‌هایی را در اختیار شخص مبتلا می‌گذارد که با استفاده از آنها بتواند ترس و اضطرابش را کنترل کند و با این احساسات کنار بیاید. مدیتیشن و تکنیک‌های ریلکسیشن (آرام‌سازی/ Relaxation) ازجمله روش‌هایی هستند که به بیمار معرفی می‌شوند و در اختیار او قرار می‌گیرند.

درمانگر، در آخر، بیمار را با بعضی از ترس‌هایش رودررو می‌کند و از او می‌خواهد با روش‌های معرفی‌شده، اضطراب و ترسش را کنترل کند.

برخی از راهکارهای مواجه‌کردن شخص مبتلا به نوسوفوبیا با ترس‌هایش عبارت‌اند از: مشاهده اخبار شیوع بیماری‌ها، مطالعه درباره بیماری‌های مختلف و وقت‌گذراندن در کنار کسانی که مبتلا به بیماری بخصوصی هستند (بیماری‌ای که شخص از ابتلا به آن واهمه دارد؛ البته این مورد فقط مربوط به بیماری‌های غیرواگیردار است).

رفتاردرمانی شناختی

رفتار درمانی شناختی راهکار مؤثر دیگری برای بهبود ترس از بیماری است. مثل مورد قبل، اینجا هم درمانگر از مواجهه شخص مبتلا با عامل زمینه‌ساز اضطراب و ترسش استفاده می‌کند؛ اما تمرکز اصلی در این روش بر شناسایی و به‌چالش‌کشیدن افکار و ترس‌های نامعقول است.

شخص مبتلا به نوسوفوبیا یاد می‌گیرد چطور دفعه دیگری که اضطراب و ترس ناشی از فکرکردن راجع‌به بیماری به سراغش آمد، لحظه‌ای درنگ کند و ببیند آیا احساس یا فکرش با عقل جور درمی‌آید یا نه. تغییردادن و اصلاح‌کردن افکار نامعقول و نگران‌کننده به کاهش اضطراب کمک می‌کند.

یکی از جنبه‌های مهم درمان ترس از بیماری این است که به شخص کمک می‌شود تا دیگر کمتر مجبور باشد مدام درباره عدم ابتلا به بیماری بخصوصی اطمینان حاصل کند. درمانگر روش‌هایی را به شخص مبتلا معرفی می‌کند که در چنین شرایطی می‌تواند با اتکا به آنها، از اطمینان‌بخشی دیگران بی‌نیاز شود و خود را آرام کند.

دارودرمانی

داروی خاصی در دسترس نیست که با آن بتوان ترس از بیماری یا اساسا هر فوبیای دیگری را درمان کرد؛ باوجوداین، می‌توان از بعضی داروها برای کاهش شدت نشانه‌های اصلی اختلال، ترس و اضطراب، کمک گرفت. استفاده از دارودرمانی، در کنار دو راهکار درمانی پیشین، به کاهش این نشانه‌ها کمک می‌کند.

بتابلاکرها (مسدودکننده‌های بتا/ beta blockers) و یا بنزودیازپین‌ها (benzodiazepines) ازجمله داروهایی هستند که معمولا برای مصرف کوتاه‌مدت یا گاه‌به‌گاه اشخاص مبتلا به ترس از بیماری تجویز می‌شوند. در ادامه می‌توانید اطلاعات بیشتری راجع‌به این داروها و چگونگی اثرگذاری‌شان بخوانید:

بتابلاکرها به کاهش شدت نشانه‌های جسمانی اضطراب کمک می‌کنند. کمک به ثبات ضربان قلب (پیشگیری از تندشدن آن) و پیشگیری از بالارفتن فشار خون ازجمله کارکردهای این داروها هستند.
بنزودیازپین‌ها (داروهایی چون آلپرازولام و کلونازپام) در دسته داروهای آرام‌بخش قرار می‌گیرند و مثل مورد قبل، در کاهش شدت نشانه های اضطراب نقش دارند. ازآنجاکه مصرف این داروها می‌تواند اعتیادآور باشد، برای مصرف در بلندمدت تجویز نمی‌شوند.

کلام آخر

ترس از مبتلاشدن به بیماری‌ها مسئله‌ای کاملا طبیعی است، به‌ویژه در شرایط خاصی مثل این روزها که شیوع ویروس کرونا (covid 19) بسیاری را نگران کرده است. بنابراین چنین احساساتی را باید به فال نیک بگیرید و فقط با مدنظر قراردادن اقدامات پیشگیرانه و ملاحظات دیگر از شدت ترس‌ خود کم کنید.

اما اگر ترس از بیماری بخصوصی دارید و اضطراب و نگرانی ناشی از فکرکردن به آن زندگی روزمره‌تان را مختل کرده و سلامت روحی شما را تحت‌تأثیر قرار داده است، شاید زمان آن باشد که برای بهبود وضعیت سلامتی خود به متخصص مراجعه کنید. زندگی با ترس‌ولرز دائمی اصلا ساده نیست، اما باید بدانید که فوبیاها قابل‌درمان هستند.

لطفا اگر تجربه یا نظری درباره موضوع مطلب دارید، با ما و خوانندگان در میان بگذارید. بازخورد و نظرات شما به بهبود کیفیت مقالات ما کمک می‌کند.

 

منابع:

۱- chetor.com

۲- healthline.com

۳- verywellmind.com


*مطالب مرتبط:

_تعریف اضطراب چیست (معنی اضطراب در روانشناسی)
_۷ مکمل طبیعی برای کاهش علائم افسردگی
_تاثیر استرس بر قلب انسان چیست؟
_تاثیر استرس بر بینایی چیست؟
_تاثیر تغذیه بر سلامت روح و جسم
_اختلالات تجزیه‌ای چیست؟ علائم اختلالات تجزیه‌ای کدامند؟
_راهکارهایی مؤثر برای پیشگیری از فرسودگی زنان در زندگی
_منظور از اختلال اضطراب بیماری چیست؟

0
نوشته شده توسط فرناز اخباری

استفاده طولانی مدت از مواد مخدر می‌تواند خطر ابتلا به PTSD (بیماری استرس پست تروماتیک)را افزایش دهد.

بیماری‌‌ها و راه درمانپیشگیری بهتر از درمان, فرناز اخباری , دارونامه, روانشناسی,زندگی بهتر, والدین موفق , مشاوره خانواده, ایدز و انواع اعتیاد,

 

به گزارش سایت سازمان بهداشت اروپا ( healtheuropa.eu ) که در تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۱۹ منتشر شده است.

بین استفاده طولانی مدت مواد مخدر و افزایش خطر ابتلا به PTSD ارتباط وجود دارد.

طبق مطالعه‌ای که در مجله  Neuropsychopharmacology منتشر شده است، درمان طولانی مدت با مواد مخدر می‌تواند خطر ابتلا به PTSD را افزایش دهد.

این یافته‌ها، که ارتباط درمان مزمن با مواد مخدر را قبل از یک رویداد آسیب زا با پاسخ به وقایع استرس زا متعاقب آن نشان می‌دهد، ممکن است مکانیسم احتمالی عوامل زمینه‌ساز وقوع مکرر اختلال استرس پس از آسیب (PTSD) و وابستگی به مواد مخدر را نشان دهد.

اختلالات PTSD و مصرف مواد (SUDs) اغلب با هم اتفاق می‌افتند ، تقریباً ۴۰٪ از افراد مبتلا به PTSD نیز مواد مصرف می‌کنند. این به عنوان comorbidity (وجود همزمان دو بیماری) شناخته می‌شود و درک آن ممکن است به توضیح مکانیسم‌هایی که این شرایط را بوجود می‌آورد کمک کند. تحقیقات قبلی نشان داده است که PTSD خطر وابستگی به مواد افیونی را افزایش می‌دهد، اما این‌که آیا وابستگی به مواد افیونی ممکن است خطر PTSD را نیز افزایش دهد، هنوز مشخص نیست.

یادگیری ترس

محققان دانشگاه کالیفرنیا با استفاده از یک الگوی ثبت شده از یادگیری ترس در موش، تأثیر بالقوه درمان مزمن  با مواد مخدر را بر رشد بعدی رفتارهای شبه PTSD ارزیابی کردند. آن‌ها دریافتند موش‌هایی که با مواد مخدر تحت درمان قرار گرفته بودند و سپس استرس را تجربه کردند، واکنش‌های پس از استرس را نشان دادند.

مایکل فانسلو، نویسنده مسول می‌گوید: « ما این را تروما خوانده‌ایم زیرا استرسور حاد، foot shock، قادر به ایجاد باقی ماندن بیش‌تر ترس و رفتارهای شبه اضطراب مانند فریزینگ است.»

در روزهای بعد، موش‌هایی که از هر دو گروه تروما و غیرتروما به محیط جدید منتقل شدند و در معرض استرس‌زای خفیف (foot shock خفیف) قرارگرفتند، سپس به محیط آزمایش در روز چهارم و به مدت هشت دقیقه برگردند.

نویسندگان هیچ تفاوتی از نظر رفتاری بین موش‌های تحت درمان با مورفین و گروه کنترل به دنبال آسیب اولیه پیدا نکردند. هیچ یک از گروه‌ها هنگامی که به محیط در معرض تروما بازگشتند مدت طولانی فریزینگ نداشتند. با این حال، موش‌های تحت درمان با مرفین پس از اینکه در محیط دوم درمعرض استرس‌زای خفیف قرار گرفتند، فریزینگ قابل توجه تری نشان دادند. در حالی‌که موش‌های تحت درمان با مورفین که تروما را تجربه نکرده بودند ، علائمی از افزایش ترس را نشان ندادند.

اضطراب

مایکل فانسلو گفت: « داده‌های ما اولین تحقیقی است که اثر احتمالی مواد مخدر را در یادگیری ترس در آینده نشان می‌دهد، که ممکن است نشان‌دهنده این باشد که فرد با سابقه مصرف مواد مخدر ممکن است مستعد ابتلا به اثرات منفی استرس شود.»

« همچنین، این قابلیت مواد مخدر در افزایش علائمی مانند PTSD به مراتب بیشتر از اثرات مستقیم دارو یا ترک آن باشد، بالطبع این مطلب نشان می‌دهد که حتی پس از متوقف کردن درمان با مواد مخدر ممکن است این اثر ادامه یابد.»

نویسندگان همچنین پس از بروز ترومای اولیه، درمان موش‌ها با مواد مخدر را قبل از قرار گرفتن در معرض استرس خفیف دوم آزمایش کردند. آن‌ها دریافتند که موش‌های تحت درمان با مورفین پس از آسیب اولیه، یادگیری ترس را در اثر مواجهه با استرس زا ی خفیف نشان نمی‌دهند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که در معرض قرار گرفتن ب‌صورت مزمن مواد مخدر قبل از وقوع رویداد تروماتیک نه پس از آن، در یادگیری ترس در حوادث استرس زای بعدی تأثیر می‌گذارد.

مایکل فانسلو گفت: « اگرچه ما به‌طورکلی از اثرات مضر مصرف داروها بخصوص اپیوییدها آگاه هستیم، اما نتایج ما اثر دیگری مانند افزایش حساسیت به بروز اختلالات اضطرابی را نشان می دهد.»

« از آنجا که اغلب مواد مخدر برای درمان علائمی مانند درد که ممکن است همراه با تروما باشد تجویز می‌شود، بهتر است در تجویز آن‌ها احتیاط شود زیرا ممکن است بعداً بیمراان در معرض خطر بیشتری برای ایجاد PTSD قرار گیرند.»

 

منبع: healtheuropa.eu


*مطالب مرتبط:

_علم اعتیاد
_شواهد جدید دربارۀ گیاه شاه‌دانه ( حشیش ) و اسکیزوفرنی
_تاثیر خانواده گیاه شاه‌دانه ( گراس ) بر روی اسپرم، تخمک و “DNA “
_آیا می‌توانید سیگار بکشید و خون اهدا کنید؟
_این مطالعه نگرانی‌های مربوط به مواد طبیعی روانگردان را بیان می‌کند

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

تعریف اضطراب چیست (معنی اضطراب در روانشناسی)

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, زندگی بهتر, روانشناسی

تعریف اضطراب چیست ؟ این سوال اولین قدم برای کاهش میزان اضطراب در ماست. اگر بدانیم معنی اضطراب در روانشناسی چیست خیلی بهتر می‌توانیم در قبال آن عکس‌العمل نشان دهیم.

_ تعریف اضطراب چیست؟

اضطراب اصطلاحی عمومی است که در اثر وجود اختلالاتی در بدن به وجود می‌آید و باعث عصبانیت، ترس و نگرانی می‌شود.
این‌که بدانیم اضطراب چیست به نوع برخورد ما با این پدیده کمک بسیار می‌کند.
تعریف اضطراب در روانشناسی می‌گوید که اضطراب نوعی واکش سریع و عمیق به انواع استرس در بدن ماست.
ترس و استرسی از چیزی که قرار است برای ما اتفاق بیفتد، مثلا روز اول کاری یا روز اول مدرسه، رفتن به مصاحبه شغلی یا هر چیزی شبیه آن.

_ تعریف اضطراب از نظر روانشناسان

تعریف اضطراب از نظر روانشناسان بسیار شبیه تعریف استرس است اما با آن خیلی فرق دارد.
این‌گونه اختلالات بر نحوه احساس و رفتار ما تاثیر فراوانی ایجاد می‌کنند و می‌توانند منجر به علائم فیزیکی شوند.

انواع اضطراب از نوع خفیف می‌تواند تا حدودی مبهم و متغیر به نظر برسد.
در حالی که اضطراب شدید به گونه‌ای است که می‌شود به‌طور جدی بر زندگی روزمره تاثیرگذار باشد.
پیش از هر چیز باید اشاره کنیم تفاوت اضطراب با استرس بسیار زیاد می‌باشد.
اختلال اضطراب در ایالات متحده آمریکا حدود ۴۰ میلیون نفر را مبتلا کرده است
بر اساس یافته‌های روانشناسی بالینی این نوع اختلال شایع‌ترین گونه بیماری روحی روانی در کشور شناخته می‌شود.

ولی با این حال تنها ۹/۳۶ درصد از افراد مبتلا به این بیماری توانسته‌اند تحت درمان قرار بگیرند.

انجمن روانشناسان آمریکا (APA) اضطراب را:

هیجاناتی که با احساس تنش حاصل از افکار نگران و تغییرات جسمانی مانند فشارخون بالا در فرد مبتلا ایجاد می‌شود، تعریف کرده‌اند.
دانستن این نکته حائز اهمیت است که بین احساس طبیعی اضطراب و نیز اختلال در اضطراب تفاوت‌هایی وجود دارد که از نظر پزشکی به توجه و رسیدگی فراوانی نیاز دارد.

_ معنی اضطراب چیست؟

حالا باید به این بپردازیم که معنی اضطراب چیست و چطور باید به آن نگاه کنیم؟

در بررسی معنی اضطراب در روانشناسی گفته شده که:
در صورتی که فرد با موانع نگران‌کننده مواجه شود، در این حالت احساس اضطراب نه تنها امری طبیعی است بلکه برای بقاء زندگی ضروری به نظر می‌رسد.
از زمان آغاز بشریت، انسان‌ها با نزدیک شدن به شکارچیان و احتمال خطرات ناگهانی، غالبا زنگ هشداری در بدن ایجاد می‌شد که به منظور دفاع از خود اقدامات حیاتی انجام می‌دادند.

این زنگ خطرها به شکل چشمگیری با افزایش ضربان قلب، عرق کردن و حساس شدن نسبت به محیط اطراف، بروز پیدا می‌کند.

در پاسخ به سوال اضطراب چیست باید گفت:
ترشح غده آدرنالین در پاسخ به خطر احتمالی، باعث بروز چنین واکنش‌هایی می‌شود.
بنابر تعریف اضطراب در روانشناسی، افزایش ترشح هورمون آدرنالین به عنوان واکنش جنگ و گریز شناخته شده است، بدین ترتیب که انسان را در مقابل مواجه شدن با خطرات فیزیکی آماده می‌کند.
مثلا فرار می‌کند تا بتواند از هر گونه تهدیدی در امان بماند.

_ ریشه اضطراب چیست ؟ تعریف اضطراب در روانشناسی

در مورد انسان‌های امروزی فرار کردن از شر حیوانات بزرگ و خطرات جدی حاصل از آن‌ها، نگرانی کم‌تری وجود دارد.
در حال حاضر انسان برای بدست آوردن پول، زندگی، سلامتی و دیگر مسائل حیاتی خود را گریبان‌گیر اضطراب کرده است.
که برای حل آن‌ها دیگر نیازی به واکنش جنگ و گریز نیست و باید با اندیشیدن و قوه ادراک به رفع آن مشکلات بپردازد.
چنین احساس نگرانی قبل از به وقوع پیوستن یک اتفاق مهم در زندگی یا در طول یک وضعیت بحرانی، طبیعی است.

واکنش اصلی جنگ و گریز همچنان برای زنده ماندن ضروری می‌باشد

به‌عنوان مثال، در مورد برخورد با یک ماشین هنگام عبور از یک خیابان، فرد دچار اضطراب می‌شود.
بدین صورت که به منظور فرار از خطر به طور غریزی به این دو روش فکر می‌کند.
اگر احساس می‌کنیم در مورد وظیفه‌ای که به ما محول شده باید آن کار را سر وقت انجام دهیم، ناخودآگاه اندکی مضطرب می‌شویم.
این موضوع در نهایت چنین اضطرابی می‌تواند افکار ما را تحریک کند.

با این حال احساس انواع اضطراب بیش از حد در مورد هر چیزی که پیش می‌آید می‌تواند ناخوشایند باشد.

_ چه چیزی می‌تواند باعث بیماری اضطراب شود؟

در بیان این‌که مفهوم و اضطراب چیست باید گفت اختلالات اضطرابی نمی‌توانند ناشی از یک علت باشند.

اضطراب ترکیبی از عوامل گوناگون نظیر سابقه خانوادگی، سلامت جسمی فرد، ویژگی‌های شخصیتی و تجربیات زندگی پر تنش، می‌باشند.

در واقع همه این‌ها می‌توانند عوامل تاثیر‌گذار در ایجاد اضطراب باشند.
شناخت تعریف اضطراب در روانشناسی به‌طور حتم می‌توانند در طول زمان پیشرفت پیدا کنند و معمولا توسط الگوهای غیرمفیدی تقویت می‌شوند.

_ چه کسی دچار اختلال اضطرابی می‌شود؟

اختلال اضطرابی شایع‌ترین نوع اضطراب هیجانی به شمار می‌آید و می‌تواند هر کسی را در هر سنی تحت تاثیر خود قرار دهد.
گزارشات انجمن روانشناسی آمریکا حاکی از آن دارد که احتمال قریب به یقین زنان نسبت به مردان بیشتر دچار اختلال اضطرابی می‌شوند.
درصورتی که مبتلا به اختلال اضطراب هستید ممکن است که افسرده شوید.
برخی از افرادی که دچار این بیماری هستند، از داروهای مخدر استفاده می‌کنند تا احساس بهتری داشته باشند.

البته ممکن است که این آرامش ناشی از مصرف داروهای ضداضطراب موقتی باشد و در نهایت می‌تواند شرایط بدتری را فراهم کند.
قبل از این که مشکل اضطراب را برطرف کنید، شاید لازم باشد که ابتدا به ترک اعتیاد و مخدر بپردازید.

_ اضطراب چگونه احساسی است؟

برای این‌که بدانیم تعریف اضطراب چیست باید در نظر داشته باشید اختلال اضطرابی در افراد مختلف به شکل‌های متفاوتی رخ می‌دهد.
ممکن است احساس کنید در وسط یک ساختمان که در حال فروریختن هستید و چیزی جز یک چتر در دست ندارید.
یا ممکن است احساس کنید که درون یک چرخ فلکی قرار دارید که با سرعت ۶۵ کیلومتر در ساعت در حرکت است و نمی‌توانید آن را نگه دارید.
همچنین ممکن است که بسیار دلواپس و عصبی باشید و یا قلب‌تان به تپش بیفتد.

شاید کابوس، وحشت و یا افکار ناراحت کننده‌ای و یا خاطراتی در خواب به سراغتان بیاید که نمی‌توانید هیچ‌گونه تسلطی بر روی آن‌ها داشته باشید.
ممکن است احساسی از ترس و دل شوره وجودتان را فرا گیرد، یا به‌طور کلی از یک محل و اتفاق خاصی بیم و هراس داشته باشید.

_ علائم اضطراب عمومی کدامند؟

بد نیست بدانید علائم زیادی برای اضطراب وجود دارد که در حالت کلی با بیشتر علائم استرس شدید یکسان هستند.

افزایش ضربان قلب
تنفس سریع و پی در پی
بی‌قراری
مشکل تمرکز
اختلال خواب

_ نقطه نظر فردی در مورد اختلال اضطراب چیست ؟

همان‌طور که مشاهده کردید تعریف اضطراب از نظر روانشناسان خیلی پیچیده و سخت نیست.
برخی از افراد اضطراب خفیفی دارند و یا ترس درونی (ایگو) از چیزی دارند که می‌توانند به آسانی از آن رها شوند.
بیماری اختلال اضطرابی می‌توانند با داروهای اعصاب و روان، گفتار درمانی (مشاوره روانشناسی) و یا ترکیبی از هر دو درمان شود.

ولی این‌گونه افراد تصمیم می‌گیرند با چنین شرایطی زندگی مسالمت‌آمیزی داشته باشند و به دنبال درمان نباشند.

دانستن این نکته خالی از اهمیت نیست که اختلال اضطرابی نوعی بیماری محسوب می‌شود که در موارد شدید می‌تواند درمان شود.
استفاده از خدمات مشاوره روانشناسی می‌تواند کمک زیادی د پاسخ به این‌که اضطراب چیست و همچنین شناخت درمان اضطراب به شما کند.

منبع:

wikiravan.com

0
نوشته شده توسط فرناز اخباری

این مطالعه نگرانی‌های مربوط به مواد طبیعی روانگردان را بیان می‌کند

بیماری‌‌ها و راه درمانپیشگیری بهتر از درمان, فرناز اخباری , دارونامه, روانشناسی,زندگی بهتر, والدین موفق , مشاوره خانواده, ایدز و انواع اعتیاد,

 

به گزارش سایت medicalnewstoday.com

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که طی یک دوره ۱۷ ساله، مردم ایالات متحده استفاده از مواد روانگردان طبیعی را افزایش داده‌اند و مردم معتقدند که آن‌ها بی‌خطر هستند. این میزان مصرف منجر به گزارشات زیادی در مورد علائم جانبی در بزرگسالان و کودکان شده است.
Kratom ( کراتوم) و سایر مواد روانگردان فعال طبیعی ممکن است نیاز به مقررات سخت‌تری داشته باشند.
مردم صدها و یا هزاران سال است  که در طب سنتی و حتی بخشی از اقدامات معنوی از مواد روانگردان فعال طبیعی استفاده می کنند.
از آن‌جا که این مواد از منبعی مانند گیاهان و قار‌ها به دست می‌آیند، بسیاری از افراد معتقدند که این مواد بی‌خطر هستند.
اما به دلیل این‌که در سیستم عصبی مرکزی با فرآیندهای بیولوژیکی تداخل دارند، می‌توانند تهدیدی برای سلامتی انسان باشند. این مداخلات همچنین می‌تواند باعث سرخوشی و تغییر حالات هوشیاری شود.
به‌همین دلیل، اکنون بسیاری از افراد برای اهداف تفریحی از مواد روانگردان فعال طبیعی استفاده می‌کنند.

تحقیقات جدید، برروی مردم آمریکا جهت بررسی عوارض جانبی ناشی از قرار گرفتن در معرض مواد روانگردان که در طی سال‌های ۲۰۰۰-۲۰۱۷ گزارش کرده‌اند، مورد مطالعه قرار داده است.
مرکز تحقیقات و سیاست‌های آسیب‌دیدگی در پژوهشگاهی در بیمارستان کودکان ملی در کلمبوس و اوهایو، با کالج پزشکی دانشگاه ایالتی اوهایو و کلمبوس، برای انجام این مطالعه همکاری کردند.
در مقاله جدید – که در مجله Clinical Toxicology چاپ شده است – محققان توضیح می‌دهند که در سطح جهانی، بسیاری از این مواد همچنان به‌صورت نادرست تنظیم می‌شوند. این بدان معنی است که دستیابی به مواد برای افراد از طریق کانال‌های آنلاین بسیار آسان است.

نویسندگان این مطالعه می‌نویسند: « تریاک، کوکائین و ماری‌جوانا رایج‌ترین آن‌ها هستند و در کنوانسیون مواد مخدر سازمان ملل در سال ۱۹۶۱ گنجانده شده‌اند.»
با این‌حال، آن‌ها اضافه می‌کنند، « در حالی که این سه ماده گیاهی شناخته شده، بیش ازسایر مواد روانگردان فعال طبیعی که هم اکنون از طریق این کنوانسیون یا اصلاحیه‌های آن تحت کنترل بین‌المللی نیستند تنظیم شده می‌باشند. عدم وجود مقررات منجر به افزایش در دسترس بودن آن‌ها بویژه در اینترنت شده است.
۳۵٪ از مواجهه با این مواد در نوجوانان است.

برای مطالعات جدید، محققان به داده هایی از سیستم داده‌های سمی ملی در مورد قرار گرفتن در معرض مواد روانگردان طبیعی در جمعیت ایالات متحده دسترسی پیدا کردند.
از اول ژانویه ۲۰۰۰ تا ۳۱ دسامبر سال ۲۰۱۷ ، سیستم ملی داده‌های سمی، ۶۷۳۶۹ مورد از قرار گرفتن در معرض خطر با داروهای طبیعی روانگردان را پردازش کرده است. این آمار بیانگر میانگین ​۳،۷۴۳ مورد در سال یا حدود ۱۰ مورد در روز است.

هنری اسپیلر، نویسنده مطالعه هشدار می‌دهد: « این مواد با عواقب پزشکی جدی، از جمله تشنج، اغما، مسائل تنفسی، فشارخون، خشکی دهان، افزایش ضربان قلب، حالت تهوع، کاهش اشتها، یبوست در بزرگسالان و کودکان همراه است.»
بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷ ، افزایش عمومی میزان قرار گرفتن در معرض مواد روانگردان طبیعی وجود داشته است. با این حال، کاهش در معرض بودن تعداد زیادی از افراد نیز وجود دارد – که البته با استثنائات اندک همراه است.
در این مدت ، ۱۵۰ درصد در معرض قرار گرفتن با ماری جوانا ، ۶۴ درصد افزایش در معرض جوز هندی (که حاوی ماده توهم زایی myristicin است) و افزایش ۴/۹۴۸٫۹ درصد در معرض قرار گرفتن کراتوم بود که برگ های آن حاوی مواد تغییر دهنده قدرتمند ذهن است.

اسپیلر خاطرنشان کرد که ۴۷٪ از مواد روانگردان طبیعی در سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ ، ماری جوانا می باشد که اکنون قانونی است – برای اهداف پزشکی یا به صورت تفریحی – در ۳۳ ایالت آمریکا، دراحیه کلمبیا ، گوام ، پورتوریکو و جزایر ویرجین آمریکا نیز قانونی است.
اسپیلر توصیه می‌کند: « در حالی که ایالت های بیشتری به قانونی کردن ماری جوانا به اشکال مختلف ادامه می‌دهند، والدین و ارائه دهندگان مراقبت‌های بهداشتی باید آن را مانند سایر داروها تلقی کنند: قفل شده ، دور از دسترس و دور از چشم کودکان.» وی هشدار می‎دهد که «به ویژه در موردغذاها و محصولات خوراکی بوجود آمده با مواد مخدر، کودکان کنجکاو آنها را با شیرینی یا غذای بچه‌گانه اشتباه می‌گیرند، و این یک خطر بسیار واقعی برای آسیب است.»

طبق یافته‌های مطالعه ، ۴۱٪ از مواجهه های خطرناک در افراد ۱۹ ساله و بالاتر رخ داده است ، و ۳۵٪ در افراد ۱۳ تا ۱۹ ساله رخ داده است.
مردان بیش‌ترین موارد (۶۴٪) از قرار گرفتن در معرض مواد روانگردان طبیعی ، گزارش شدند و تقریباً همه موارد (۹۱٪) مواجهه در داخل خانه اتفاق افتاد.
علاوه بر ماری‌جوانا، موادی که میزان مواجهه آنها بین ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷ افزایش یافته بود علف‌های هرز جیمسون است  که ۲۱٪ از مواجهه و قارچ توهم زا که ۱۶٪ از آن‌ها را تشکیل می‌داد.

نگرانی در مورد مقررات
Kratom khat (که شامل محرک کاتینون است)، گیاهان مختلف آنتی‌کولینرژیک (اختلال در سیستم عصبی مرکزی) و قارچ‌های توهم‌زا بیش‌ترین میزان پذیرش در بیمارستان را به دلیل قرار گرفتن در معرض مواد روانگردان فعال طبیعی تشکیل می‌دهند. آنها همچنین بیش‌تر موارد عواقب پزشکی جدی را به خود اختصاص داده‌اند.
به‌علت مصرف کراتوم ۸ مورد از ۴۲ مرگ‌و‌میر ناشی از مصرف مواد روانگردان طبیعی در سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷  می‌باشد.
همچنین، ۷ مورد از ۴۲ مورد مرگ در افراد زیر ۱۸ سال رخ داده است و ۵ مورد از ۴۲ مورد مرگ در افراد ۱۳ تا ۱۹ ساله رخ داده است. این مرگ‌ومیر در اثر قرار گرفتن در معرض گیاهان آنتی‌کولینرژیک، قارچ‌های توهم‌زا، کاوا کاوا یا ماری‌جوانا ایجاد شده است. دو مورد از ۴۲ مرگ در کودکان در سن ۱۲ سال یا کم‌تر اتفاق افتاده و هر دو به دلیل قرار گرفتن در معرض ماری‌جوانا بودند.

محققان خاطرنشان کردند که در حال حاضر برخی از گیاهان محرک  روان، به ویژه کراتوم، به طور مناسب تنظیم نمی‌شوند.
« Kratom در حال حاضر به عنوان یک مکمل رژیم غذایی طبقه‌بندی می‌شود، و بنابراین به اندازه مانند سایر داروها همان کیفیت و نظارت ایمنی سازمان غذا و داروی ایالات متحده را دریافت نمی‌کند.»

بر خلاف این مطلب ، محققین می‌افزایند « سازمان نظارت مواد مخدر (آمریکا) ،به علت پتانسیل اعتیاد‌آور کراتوم و مرگ‌ومیر ناشی از استفاده از آن» در مورد کراتوم ابراز نگرانی کردند.
اسپیلر و تیم می‌نویسند: « در سال ۲۰۱۶ ، DEA (سازمان نظارت مواد مخدر امریکا) در لیست خود کراتوم را به عنوان داروی برنامه ۱ اعلام کرد، که متعاقبا به دلیل پاسخ منفی عمومی در کمتر از ۲ ماه برداشت کرد.»

براساس شواهد جمع آوری شده اسپیلر و همکارانش – از جمله نتایج این تحقیق – نشان دادند که موسسات فدرال تلاش‌های خود را برای تنظیم میزان مواد روانگردان طبیعی به ویژه کراتوم به‌طور دقیق‌تر افزایش می‌دهند.

 

منبع: medicalnewstoday.com


*مطالب مرتبط:

_علم اعتیاد
_شواهد جدید دربارۀ گیاه شاه‌دانه ( حشیش ) و اسکیزوفرنی
_تاثیر خانواده گیاه شاه‌دانه ( گراس ) بر روی اسپرم، تخمک و “DNA “
_آیا می‌توانید سیگار بکشید و خون اهدا کنید؟

0
1 4 5 6 7 8 13