نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

آیا غذاهای چرب باعث افسردگی و کاهش سروتونین می‌شوند؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , اخبار پزشکی , تغذیه سالم , روانشناسی

 

پژوهش‌های تازه نشان می‌دهند که میان رژیم غذایی و افسردگی، ارتباطی قوی وجود دارد. آیا این قضیه صحت دارد؟ همهٔ ما تقریبا می‌دانیم که رژیم غذایی پر از میوه، سبزیجات و غذاهای گیاهی برای بدن مفید است. اما هیچ‌وقت به اثرات چربی در رژیم غذایی بر روح و روان خود اندیشیده‌ایم؟ تحقیقات نشان می‌دهند که رابطهٔ مستقیمی میان رژیم غذایی سرشار از چربی و افسردگی وجود دارد.

_ رابطهٔ میان رژیم غذایی پر از چربی و افسردگی چیست؟
برای بررسی دقیق‌تر ارتباط میان غذاهای چرب و ابتلا به افسردگی، محققان در دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو، دانشگاه گلاسگو و کالج کینگ، تعدادی موش را در بازهٔ زمانی سه تا هشت هفته در معرض رژیم غذایی پر از چربی قرار دادند. در این مدت، رفتارها و واکنش‌های موش‌ها از نظر ابتلا به افسردگی بررسی شد.
در طول مدت پژوهش از دو آزمایش تعلیق دُم (tail suspension) و آزمایش‌های شنا (swim tests) برای بررسی افسردگی در موش‌ها استفاده شد. این دو آزمایش، پژوهش‌هایی برای ارزیابی تغییرات خلق و خو در موش‌ها در تحقیقات تجربی هستند. در این آزمایش‌ها تفاوت میان موش‌هایی که رژیم غذایی پر از چربی داشتند (۶۰ درصد کالری مورد نیازشان از طریق چربی تأمین می‌شد) با موش‌های گروه کنترل که رژیم غذایی متعادل داشتند مورد مقایسه قرار گرفتند.
همان‌طور که انتظار می‌رفت، موش‌هایی که از رژیم غذایی پرچربی استفاده می‌کردند، رفتارهایشان در طول مدت آزمایش با نشانه‌هایی از افسردگی همراه بود. آنها در آزمایش‌های شنا و تعلیق دُم بسیار منفعل‌تر از موش‌های دیگر بودند. بی‌میلی به تحرک، یکی از نشانه‌های افسردگی است. علت بی‌تحرکی موش‌ها به خاطر اضافه وزن ناشی از مصرف چربی‌ها نبود بلکه ریشه در تغییرات شیمیایی مغزشان داشت. یعنی افزایش چربی در رژیم غذایی، بروز واکنش‌های رفتاری توأم با افسردگی را افزایش می‌دهد.

_ رابطهٔ میان اختلال در عملکرد شناختی و مصرف چربی‌ها چیست؟
برای کشف رابطهٔ میان مصرف چربی و افسردگی، دانشمندان دست به پژوهش‌های متعددی زده‌اند. آنها با روش‌های غربالگری در پی کشف ارتباطات مولکولی میان مصرف چربی و افسردگی بوده‌اند. نتایج غربالگری‌ها حاکی از آن بوده است که مصرف چربی زیاد باعث تجمع اسیدهای چرب در هیپوتالاموس موش‌ها می‌شود. نتیجه چنین چیزی، ایجاد اختلال در سیگنال‌دهی طبیعی پروتئین‌هاست.
دانشمندان معتقدند، مصرف رژیم غذایی مملؤ از چربی نهایتا موجب تجمع اسیدهای چرب در بدن به ویژه در هیپوتالاموس می‌شود و مستقیما روی پروتئین پی.کی.ای(PKA) اثر می‌گذارد. یعنی مسیر سیگنال‌دهی که منجر به فعال شدن افسردگی می‌شود.

_ دستاوردهای پزشکی دربارهٔ رابطهٔ میان مصرف چربی و بروز افسردگی چیست؟
این دستاوردها بسیار مهم هستند. زیرا در درجهٔ نخست به تعریف فرایندی می‌پردازد که طی آن چربی زیاد موجب تغییراتی در خلق و خو می‌شود. البته چربی زیاد در رژیم غذایی مستقیما روی تولید سروتونین و انتقال‌دهنده‌های عصبی دیگر بدن اثر نمی‌گذارد. اما عملکرد طبیعی هیپوتالاموس را مخدوش می‌کند و علائم افسردگی را افزایش می‌دهد.
در هر حال، دستاوردهای این تحقیقات می‌تواند به درمان افسردگی به‌ویژه در کسانی که به واسطهٔ اضافه وزن افسرده هستند، کمک شایانی کند. رشد مولکول‌هایی که موجب عملکرد طبیعی هیپوتالاموس می‌شوند نسل جدیدی از ضدافسردگی‌ها هستند که به‌ویژه برای افراد چاق یا دارای اضافه وزن مفید خواهند بود.

 

منبع:

۱- psychologytoday.com

۲- chetor.com

0
نوشته شده توسط شیرین کریمی

رابطۀ سندروم قلب شکسته با سرطان

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان. , شیرین کریمی  , اخبار پزشکی , روانشناسی

 

به گزارش سایت   medicalxpress.com که در تاریخ ۱۷ جولای ۲۰۱۹ منتشر شده است.

بر اساس تحقیقات تازۀ بین‌المللی در مجلۀ انجمن قلب آمریکا، از هر شش فردی که مبتلا به سندروم قلب شکسته هستند یک فرد به سرطان مبتلا شده است و احتمال اینکه این مبتلایان تا پنج سال بعد از ابتلا به سرطان زنده بمانند بسیار کم است.

سندروم قلب شکسته، که به سندروم تاکوتسوبو نیز معروف است، زمانی رخ می‌دهد که محفظۀ پمپاژ اصلی قلب به طور موقت بزرگ شود و به خوبی کار پمپاژ را انجام ندهد. گرچه این سندروم ممکن است همچون حملۀ قلبی احساس شود زیرا با درد قفسه سینه و تنگی نفس همراه است، اما ماهیچه‌های قلب آسیب نمی‌بینند و در عروق کرونری که قلب را تغذیه می‌کنند انسداد ایجاد نمی‌شود. سندروم قلب شکسته می‌تواند ناشی از استرس عاطفی یا فشار جسمی باشد. این مطالعۀ بین‌المللی بروی بیمارانی از ۲۶ مرکز درمانی انجام گرفته است و یافته‌های تحقیق ارتباطی قوی میان این سندروم و سرطان نشان می‌دهد.

دکتر کریستین تمپلین، نویسندۀ اصلی اول این مقاله و مدیر بخش قلب و عروق آزمایشگاه دانشگاه زوریخ در سوئیس می‌گوید: «بیماران مبتلا به سندروم قلب شکسته در صورت غربالگری برای سرطان می‌توانند به طول عمرشان بیفزایند.»

دکتر تمپلین می‌گوید: «مطالعۀ ما همچنین میزان شناخت و آگاهی آنکولوژیست‌ها و هماتولوژیست‌ها را بالا می‌برد، تحقیق نشان می‌دهد که در میان بیمارانی که تحت تشخیص سرطان و یا تحت درمان سرطان هستند و درد قفسۀ سینه یا تنگی نفس و یا ناهنجارهای مرتبط با ضربان قلب را تجربه می‌کنند بایست سندروم قلب شکسته نیز در نظر گرفته بشود.»

از ۱۶۰۴ بیمار مبتلا به سندروم قلب شکسته در ثبت بین‌المللی تاکوتسوبو ۲۶۷ بیمار به سرطان مبتلا شدند، یعنی از هر شش نفر یک نفر به سرطان مبتلا شده است، میانگین سنی آنها ۶۹٫۵ سال و ۸۷٫۶ درصد از آنها زنان بوده‌اند. شایع‌ترین نوع سرطان در میان این افراد سرطان پستان بوده است و بعد وجود تومورها در دستگاه گوارش، دستگاه تنفسی، اندام‌های جنسی داخلی، پوست و سایر قسمت‌های بدن بوده است.

این مطالعه محدودتر از آن بود که بتوان با یافته‌های آن فهمید آیا پیش‌آگهی بدتر در بیماران مبتلا به سندروم قلب شکسته و سرطان ممکن است ناشی از نوع یا مرحلۀ سرطان باشد یا خیر.

دکتر تمپلین می‌گوید: «سازوکاری که ارتباط سندروم قلب شکسته و ابتلا به سرطان را مشخص می‌کند باید بیشتر مورد بررسی قرار بگیرد و یافته‌های  ما دلیل دیگری برای تحقیق بر روی اثرات شیمی‌درمانی بر روی قلب ارائه می‌دهد.»

منبع: medicalxpress.com

 

 

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

تاثیر تغذیه بر سلامت روح و جسم

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , اخبار پزشکی , تغذیه سالم , روانشناسی

 

متخصصان تغذیه معتقدند پیروی از رژیم غذایی سالم در پیشگیری از اختلالات روحی – روانی و آسیب‌های جسمانی تاثیر بسزایی دارد.
به گزارش سلامت یوز بیه نقل از ایرنا، در حال حاضر بسیاری از کشورهای جهان سوم و همچنین جوامع توسعه یافته با معضل اضافه وزن و چاقی دست و پنجه نرم می‌کنند. بر اساس شماری از پیش‌بینی‌ها اضافه وزن و هر یک از اشکال سوءتغذیه که از هر ۳ نفر یک نفر را مبتلا می‌کند، تا سال ۲۰۲۵ به یک نفر از هر ۲ نفر می‌رسد.
عادات ناسالم غذایی به همراه زندگی ماشینی در این روزها همچنین سبب بسیاری از بیماری‌های قلبی و عروقی، دیابت، اختلالات کبدی و سرطان شده است. این عادات که یک پنجم مرگ‌های سراسر دنیا را نیز رقم می‌زند؛ مبلغی معادل ۲ تریلیون دلار در سال بودجه بر بخش سلامت تحمیل می‌کند.
سمیه نجاتی دکتری روانشناسی سلامت در این رابطه به خبرنگار ما گفت: تغذیه سالم بر سلامت روح و جسم تاثیرگذار است و عدم رعایت اصول آن موجب آسیب‌های روحی و روانی متعددی می‌شود.
وی با بیان این که فقر برخی از مواد معدنی و ویتامین‌ها سبب برخی از بیماری‌های دوقطبی می‌شود، افزود: به‌عنوان مثال فقدان کربوهیدرات‌ها در برنامه‌های غذایی سبب افت قند و در نهایت اضطراب و افسردگی می‌شود.
نجاتی ادامه داد: این افسردگی گاه به اسکیزوفرنی و حتی خودکشی نیز می‌انجامد؛ اسکیزوفرنی (روان‌گسیختگی) که به اعتقاد بعضی از روان‌پزشکان و روانشناسان با عنوان سرطان خاموش نیز شناخته می‌شود؛ یک اختلال روانی شایع است که سبب ناتوانی در درک واقعیت، تفکر و انجام برخی از رفتارهای غیرمعقول می‌شود.
این روانشناس سلامت همچنین به فقدان برخی از ادویه‌جات نظیر رزماری و پونه در برنامه‌های غذایی اشاره کرد و گفت: کاهش مصرف این مواد با گذشت زمان خطر ابتلا به بیماری‌های آلزایمر و پارکینسون (لرزش) را افزایش می‌دهد.
وی تصریح کرد: عدم رعایت این اصول در تغذیه کودکان نیز آسیب‌های بسیاری برجای می گذارد؛ به عنوان مثال فقر آهن حافظه و یادگیری را دچار اختلال می‌کند و گاه سبب بیش‌فعالی و اوتیسم (درخودماندگی – اختلال رشدی) می‌شود.
به گفته این مشاور عدم رعایت اصول تغذیه آشفتگی و تنش را نیز افزایش می‌دهد و فرد نسبت به محرکات محیطی به سرعت آشفته و دچار تصمیمات ناگهانی می‌شود.
نجاتی خاطرنشان کرد: این آسیب‌های روحی و روانی در درازمدت سبب کاهش عزت‌نفس، اختلال در روابط بین فردی و ناکامی در مشارکت‌های اجتماعی می‌شود؛ بازدهی کاهش می‌یابد و بار دیگر اضطراب و افسردگی را تشدید می‌کند.

_ نقش سلامت تغذیه در پیشگیری از خشونت
دیبا طباطبایی کارشناس ارشد تغذیه نیز در این خصوص اظهار داشت: یک برنامه غذایی سالم باید تمامی گروه‌های غذایی (اعم از نان و غلات، لبنیات، پروتئین، روغن دانه‌ها و مغزدانه‌ها و…) را دربرگیرد.
وی افزود: عدم رعایت این مهم در برنامه غذایی سبب بسیاری از آسیب‌های روحی -روانی نظیر خشونت و پرخاشگری و صدمات جسمانی نظیر شکنندگی ناخن و ریزش مو می‌شود.
طباطبایی ادامه داد: تغذیه سالم همچنین در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری‌های قلبی و عروقی، اختلالات کبدی و متابولیکی لتارژی (گیجی و خواب آلودگی)، کاهش وزن، یرقان و تشنج) سرطان به ویژه سرطان‌های دستگاه گوارش موثر است.

_ رژیم‌های غیرکارشناسانه سبب استپ وزنی می‌شود
این مشاور در ادامه با اشاره به رژیم‌های غیراصولی جهت کاهش وزن عنوان کرد: در حال حاضر اضافه وزن یکی از چالش‌های اساسی جوامع محسوب می‌شود. به منظور رفع این معضل هر فرد به‌طور استاندارد می‌تواند در هر ماه باید ۲ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشد.
وی با بیان این که هر سیستم بدنی نیز نیازمند یک رژیم منحصر به فرد است، افزود: رژیم‌های غیرکارشناسانه سبب فقر آهن، کم‌خونی و در درازمدت سبب استپ وزنی (توقف در کاهش وزن) می‌شود.
طباطبایی با اشاره به بیماری‌های خاموش تصریح کرد: بر اثر برخی از بیماری‌ها نظیر کیست تخمدان نیز وزن کاهش نمی‌یابد؛ بنابراین رعایت اصول غذایی زیرنظر مشاوران تغذیه به منظور جلوگیری از آسیب‌های روحی و جسمی و همچنین ارتقای سطح کیفی زندگی ضروری است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: متخصصان تغذیه نیز باید در مشاوره‌های تخصصی درباره فقر مواد معدنی، ویتامین‌ها و همچنین بیماری‌های خاموش آگاهی بخشی کنند و با حمایت‌های روحی و روانی آسیب‌ها را صیانت کنند.

منبع: salamatnews.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

اختلالات تجزیه‌ای چیست؟ علائم اختلالات تجزیه‌ای کدامند؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی

 

اختلالات تجزیه‌ای (Dissociative Disorder) یکی از انواع اختلال روانی است که شامل یک قطع ارتباط و عدم تداوم بین افکار، خاطرات، محیط ، اقدامات و هویت می‌شود.
افراد با اختلالات تجزیه‌ای از واقعیت به طرفی فرار می‌کنند که غیرارادی و ناسالم هستند و باعث بروز مشکلاتی در عملکرد روزمره می‌شوند.

_ تعریف اختلالات تجزیه‌ای چیست؟
اختلالات تجزیه‌ای معمولاً به عنوان واکنشی در برابر تروما ایجاد می‌شوند و به حفظ خاطرات دشوار کمک می‌کنند.

علائم آن – از فراموشی تا هویت متناوب – تا حدودی به نوع اختلال تجزیه‌ای شما بستگی دارد.

گاهی اوقات استرس می‌تواند علائم را به طور موقت بدتر کند و باعث آشکارتر شدن آن‌ها می‌شود.

درمان اختلالات تجزیه‌ای ممکن است شامل بحث درمانی (روان درمانی) و دارو باشد.

اگرچه درمان می‌تواند دشوار باشد، اما بسیاری از افراد روش‌های جدید مقابله را یاد می‌گیرند و زندگی سالم و مثمر ثمری را می‌گذارنند.

_ علائم اختلالات تجزیه‌ای کدامند؟
علائم و نشانه‌ها بستگی به نوع اختلالات تجزیه‌ای شما دارد، اما ممکن است شامل موارد زیر باشد:

فراموشی حافظه (فراموشی) از دوره‌های زمانی خاص، رویدادها، افراد و اطلاعات شخصی
احساس جدا شدن از خود و احساسات
برداشت غیرواقعی از مردم و چیزهای اطراف
یک حس نامشخص از هویت
استرس یا مشکلات مهم در روابط، کار و یا سایر بخش‌های مهم زندگی‌تان
ناتوانی در مقابله با استرس عاطفی یا حرفه‌ای
مشکلات روانی، مانند افسردگی، اضطراب و افکار و رفتارهای خودکشی

سه اختلال تجزیه‌ای اصلی در راهنمای تشخیص و آماری اختلالات ذهنی وجود دارد (DSM – ۵) که توسط انجمن روان‌پزشکی آمریکا منتشر شده‌ است:

_ فراموشی تجزیه‌ای
در این نوع اختلالات تجزیه ای علائم اصلی از بین رفتن حافظه است که فراتر از فراموشی طبیعی است و با یک بیماری قابل توضیح نیست.
شما نمی‌توانید اطلاعات مربوط به خود یا رویدادها و افراد زندگی خود را به خصوص از زمان ضربه‌ی روانی به یاد بیاورید.
فراموشی تجزیه‌ای می‌تواند مخصوص وقایع در زمان خاص باشد.

مانند مبارزه شدید، یا به ندرت می‌تواند شامل از دست رفتن کامل حافظه در مورد خود باشد.
این ممکن است گاهی اوقات شامل مسافرت یا سرگردانی در زندگی شما (فرار تجزیه‌ای) باشد.
یک قسمت از فراموشی معمولاً به‌طور ناگهانی اتفاق می‌افتد و ممکن است دقایقی، ساعت‌ها یا به ندرت ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد.

_ اختلال هویت تجزیه‌ای یکی از انواع اختلالات تجزیه‌ای است.
این اختلال که قبلاً به عنوان اختلال شخصیت چندگانه شناخته می‌شد، با “جابجایی” به هویت‌های مختلف شناخته می‌شود.
ممکن است حضور دو یا چند نفر را در ذهن‌تان حس کنید و ممکن است احساس کنید که هویت دیگری دارید.
هر هویت ممکن است دارای یک نام منحصر به فرد، تاریخ و مشخصات فردی باشد.
از جمله تفاوت آشکار در صدا، جنسیت، رفتارها و حتی ویژگی‌های فیزیکی مانند نیاز به عینک.
همچنین تفاوت‌هایی در نحوه آشنایی هر هویت با دیگران وجود دارد.
افرادی که اختلال هویت تجزیه‌ای دارند، معمولا از فراموشی برخوردارند و اغلب برای فرار تجزیه‌ای نیز دارند.

_ اختلال زوال شخصیتی – غیر واقعی‌سازی
این شامل یک احساس مداوم یا اپیزودیک از جدا شدن یا خارج از بودن خود است.
فعالیت‌های خود، احساسات، افکار و خود را از فاصله دور مشاهده کنید، گویی به تماشای یک فیلم مشغول هستید (زوال شخصیتی)
افراد دیگر و چیزهای اطراف شما ممکن است احساس جدا شدن و یا رویا داشته باشند.
زمان ممکن است کاهش یابد و یا سرعت بگیرد و دنیا ممکن است غیرواقعی به نظر برسد (غیرواقعی‌سازی).

شما ممکن است زوال شخصیتی، غیرواقعی‌سازی یا هر دو را تجربه کنید.

علایم، که می‌تواند عمیقا نگران‌ کننده باشد، ممکن است تنها چند لحظه طول بکشد و یا چند سال ظاهر شوند و از بین بروند.

_ چه زمانی به پزشک مراجعه کنید
برخی از مبتلایان به اختلالات تجزیه‌ای با بحران فلش بک‌های آسیب‌زای بسیار ناراحت کننده مواجه هستند یا با رفتار غیر ایمن همراه هستند.

افراد مبتلا به این علائم باید به اورژانس مراجعه کنند.

اگر شما یا فرد مورد علاقه‌تان کوچکترین نشانه‌‌ای از یک اختلال تجزیه ای داشته باشد، با پزشک خود تماس بگیرید.

_ دلایل بروز اختلالات تجزیه‌ای
اختلالات تجزیه ای معمولاً به عنوان روشی برای مقابله با تروما ایجاد می‌شوند.
اختلالات تجزیه‌ای اغلب در کودکانی که در معرض سوء‌استفاده جسمی، جنسی یا عاطفی طولانی مدت هستند.
یا در مواردی کمتر، محیط خانه‌ای که ترسناک یا بسیار غیرقابل پیش بینی باشد، شکل می گیرد.
استرس جنگ یا بلایای طبیعی نیز می‌تواند اختلالات تجزیه‌ای را به وجود آورد.

هویت شخصی در دوران کودکی شکل می‌گیرد

بنابراین یک کودک بیشتر از یک بزرگ‌سال می‌تواند خود را کنار بگذارد و تروما را مشاهده کند، انگار که برای شخص دیگری اتفاق می‌افتد.
کودکی که برای تحمل یک تجربه آسیب‌زا می‌آموزد که تفکیک شود، می‌تواند از این مکانیسم مقابله در پاسخ به موقعیت‌های استرس‌زا در طول زندگی استفاده کند.

_ عوامل خطر
افرادی که در دوران کودکی سوء استفاده جسمی، جنسی یا عاطفی طولانی مدت را تجربه می‌کنند، بیشترین خطر ابتلا به اختلالات تجزیه‌ای را دارند.
کودکان و بزرگسالانی که حوادث آسیب‌زای دیگری مانند جنگ، حوادث طبیعی، آدم ربایی، شکنجه یا مراحا اولیه پزشکی را تجربه می‌کنند نیز ممکن است این شرایط را ایجاد کنند.

_ مهم‌ترین مشکلات در اختلالات تجزیه‌ای
افراد با اختلالات تجزیه‌ای در خطر افزایش خطر مشکلات و اختلالات مربوط به آن قرار دارند، از جمله:

خودآزاری یا نقض عضو
افکار و رفتارهای خودکشی
اختلال عملکرد جنسی
اعتیاد به الکل و سوء مصرف مواد مخدر
اختلالات افسردگی و اضطراب
اختلال استرس پس از سانحه
اختلالات شخصیتی
اختلالات خواب از جمله کابوس، بی‌خوابی و راه رفتن در خواب
اختلالات اشتها
علائم جسمی مانند سرگیجه یا تشنج غیر صرع
مشکلات عمده در روابط شخصی و محل کار

_ راه‌های پیش‌گیری از اختلالات تجزیه‌ای کدامند؟
کودکانی که از نظر جسمی، عاطفی و جنسی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند در معرض خطر ابتلا به اختلالات سلامت روان مانند اختلالات تجزیه‌‌ای هستند.

اگر استرس و یا مسائل شخصی دیگری بر نحوه رفتار شما با کودک تاثیر می‌گذارند، به دنبال کمک باشید.

با شخص مورد اعتماد مانند دوست، پزشک یا یک مشاور روانشناس مورد اعتماد صحبت کنید.
از کسانی که پشتیبان شما هستند مانند خانواده و والدین برای درمان کمک بخواهید.
به دنبال کلیساها و برنامه‌های آموزشی اجتماعی باشید که کلاس‌هایی را به والدین ارائه می‌کنند که ممکن است به شما کمک کنند سبک فرزند پروری سالم‌تر را یاد بگیرید.
اگر فرزند شما مورد سوء‌استفاده قرار گرفته یا واقعه آسیب‌زای دیگری را تجربه کرده است، سریعاً به پزشک مراجعه کنید.
پزشک شما می‌تواند شما را به یک روانشناس یا روان‌پزشک معرفی کند که می‌تواند به کودک شما کمک کند تا بهبود پیدا کند و مهارت‌های مقابله سالم را اتخاذ کند.

منبع: wikiravan.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

آیا یادگیری یک زبان خارجی از زوال عقل پیشگیری می‌کند؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, دوران سالمندی, روانشناسی

 

شاید شنیده باشید که یادگیری زبان خارجی یکی از روش‌های پیشگیری یا به‌تعویق‌انداختن زوال عقل است. زوال عقل به‌معنای از‌دست‌دادن توانایی‌های شناختی است. یکی از متداول‌ترین نمونه‌های زوال عقل هم بیماری آلزایمر است. در حال حاضر علت این بیماری نا‌شناخته است؛ به همین دلیل، برای پیشگیری از این بیماری روش اثبات‌شده‌ای وجود ندارد. بااین‌حال، پژوهشگران احتمال می‌دهند آموختن زبان‌های خارجی در به‌تعویق‌انداختن زوال عقل مؤثر باشد.
زوال عقل بخشی اجتناب‌ناپذیر از روند طبیعی سال‌خوردگی نیست! اغلب سال‌خوردگان به آلزایمر و دیگر انواع زوال عقل دچار نمی‌شوند. همچنین مهم است بدانید زوال عقل با فراموش‌کاری معمول متفاوت است. در هر سنی که باشیم گاهی به‌یاد‌آوردن برخی کلمات یا نام‌ها برای ما دشوار است.
افرادی که زوال عقل دارند، با مشکلات بسیار جدی‌تری رو‌به‌رو هستند. آنها اغلب گیج و نا‌مطمئن هستند و حتی در محیط‌های آشنا و نزدیک به محل زندگی گم می‌شوند. ماجرا را با این دید نگاه کنید: اگر محل پارک خودروی خود را فراموش کردید، جای نگرانی نیست اما اگر شیوهٔ رانندگی‌کردن را فراموش کردید، ممکن است با مشکلی جدی رو‌به‌رو باشید.

پیشگیری از زوال عقل با مقایسه مغز با عضلات بدن
ایدهٔ پیشگیری از زوال عقل بر اساس مقایسه مغز با عضلات بدن شکل گرفته است. در گفت‌و‌گو‌های محاوره‌ای گاهی از این جملات استفاده می‌کنیم: «انجام‌دادن تمرینات ذهنی مهم است» یا «برای حفظ قدرت عملکرد مغز باید ذهن‌تان را تمرین دهید». این قیاس‌های جالب البته تمثیلی هستند و مغز شبیه عضله نیست. مغز بر‌خلاف عضلات همیشه فعال است، حتی در زمان خواب و استراحت. علاوه بر این، برخی از سلول‌های عضلانی تنها چند روز عمر می‌کنند اما سلول‌های مغز تا آخر عمر همراه ما هستند. پژوهش‌ها همچنین نشان می‌دهند تولید سلول‌های مغز در تمام طول زندگی ادامه دارد.
خب، اگر مغز عضله نیست، آیا می‌توان آن را تمرین داد؟ پژوهشگران مطمئن نیستند. امروزه برنامه‌های مختلف رایانه‌ای و تلفن‌همراه با ادعای «تمرین‌دادن مغز» عرضه می‌شوند و بر توانایی‌های شناختی خاصی متمرکز هستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این تمرینات می‌توانند توانایی‌هایی را که بر آنها تمرکز دارند تقویت کنند اما تأثیری بر دیگر توانایی‌ها ندارند. مثلا بازی تشخیص کلمات (جدولی از حروف متنوع که باید دور کلمات معنا‌دار موجود در آن خط کشید)، توانایی تشخیص کلمات را در شما تقویت می‌کند اما الزاما تأثیری بر توانایی‌های ادراکی دیگر ندارد.

تأثیر یادگیری زبان‌های خارجی بر توانایی‌های شناختی
مهم‌ترین شواهدی که تأثیر مثبت یادگیری زبان خارجی بر توانایی‌های شناختی را نشان می‌دهند، از پژوهش‌هایی به دست آمده که بر روی افراد دو‌زبانه صورت گرفته است. دو‌زبانه‌بودن معمولا زمانی روی می‌دهد که کودکان هم‌‌زمان ۲ زبان متفاوت را می‌آموزند. آموختن ۲ زبان گاهی در خانه روی می‌دهد (مثلا پدر فارسی صحبت می‌کند و مادر کُردی) و گاهی هم در مدارس چند‌زبانه؛ البته دو‌زبانه‌شدن می‌تواند در بزرگ‌سالی هم روی دهد.

دو یا چند‌زبانه‌بودن بسیار متداول‌تر از چیزی‌ست که تصور می‌کنیم. در حقیقت، تعداد افراد دو یا چند‌زبانه در جهان بیشتر از تعداد افراد تک‌زبانه تخمین زده می‌شود! در برخی کشور‌ها (مانند آلمان و ژاپن) تنها یک زبان رسمی وجود دارد اما در بسیاری از دیگر کشور‌ها چندین زبان رسمی وجود دارد. مثلا کشور سوئیس با هشت میلیون جمعیت را در نظر بگیرید؛ در این کشور به چهار زبان رسمیِ آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانیایی صحبت می‌کنند. در اغلب نواحی آفریقا نیز زبان‌های عربی، سواحیلی، فرانسوی و انگلیسی کاربرد دارند. آفریقایی‌ها معمولا در منزل با زبان بومی خود و در خارج از منزل با یکی از این زبان‌های خارجی تکلم می‌کنند.

به این ترتیب، دو یا چند‌زبانه‌بودن در سراسر جهان بسیار متداول و فراگیر است.

پژوهش‌ها درباره نقش دوزبانه‌بودن در میزان توانایی‌های شناختی
پژوهش‌های بسیاری درباره توانایی‌های شناختی در سراسر جهان صورت گرفته است. نتایج این پژوهش‌ها نشان می‌دهند توسعه توانایی‌های شناختی در افرادی که با بیش از یک زبان تکلم می‌کنند قابل‌توجه است.
مثلا دو‌زبانه‌ها در مقایسه با تک‌زبانه‌ها عملکرد بهتری در آزمون‌های چند‌وظیفگی (انجام هم‌زمان چند کار) و کنترل توجه (تمرکز) دارند. کنترل توجه را می‌توان با «آزمون استروپ» سنجید. در این آزمون از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود به لیستی از نام رنگ‌ها که با رنگ‌های مختلف نوشته شده است نگاه کنند (مثلا کلمه قرمز را با رنگ سبز می‌نویسند و …). شرکت‌کنندگان باید بدون توجه به خود کلمه (مثلا کلمه قرمز)، رنگی که کلمه با آن نوشته شده است (مثلا سبز) را انتخاب کنند. چون فرایند خواندن به‌صورت خودکار انجام می‌شود، نادیده‌گرفتن کلمه قرمز و گزارش‌دادن رنگ سبزِ آن دشوار است. دو‌زبانه‌ها در این آزمون و دیگر آزمون‌های کنترل توجه عملکرد بهتری دارند.
دو‌زبانه‌ها در انجام هم‌زمان چند کار نیز موفق‌تر‌ند. یکی از دلایل این برتری این است که دو‌زبانه‌ها همواره مشغول محدود‌کردن یکی از زبان‌های خود هستند. این ایجاد محدودیت سبب تقویت واکنش‌های شناختی در فعالیت‌های دیگر می‌شود. دو‌زبانه‌ها در مقایسه با تک‌زبانه‌ها در بسیاری از آزمون‌های شناختی عملکرد بهتری دارند. نمونه‌هایی از این آزمون‌های شناختی عبارت‌اند از: انجام فعالیت‌هایی که به درک مفهوم (concept-formation) نیاز دارند مانند حفظ کردن معنای لغات، درک و اجرای دستور‌العمل‌های پیچیده، و تغییر و پیگیری دستور‌العمل‌های جدید.
توجه داشته باشید که دو‌زبانه‌ها در همه حوزه‌های شناختی برتری ندارند. دو‌زبانه‌ها معمولا دایره لغات کوچک‌تری دارند و بازیابی یک لغت از حافظه برای آنها زمان بیشتری می‌برد؛ البته در نهایت، مزیت‌های شناختی و زبان‌شناختی دو‌زبانه‌بودن بسیار بیشتر از تک‌زبانه‌بودن است.

تأثیر یادگیری زبان‌های خارجی بر زوال عقل
گفتیم که مزایای دو‌زبانه‌بودن اکثرِ جنبه‌های توانایی‌های شناختی ما را در‌ بر می‌گیرد. به‌ همین دلیل، احتمال بروز آلزایمر در دو‌زبانه‌ها باید کمتر از تک‌زبانه‌ها باشد یا حداقل شروع آلزایمر باید در سنین بالا‌تری رخ دهد. برای اثبات این ادعا شواهد مستحکمی در اختیار داریم. الن بیالیستوک، روان‌شناس مقیم کانادا، به‌همراه همکارانش پژوهشی در این باره انجام داده‌اند. آنها ۱۸۴ نفر از مراجعان به یک مرکز تقویت حافظه را زیر‌نظر گرفته‌اند. پژوهش آنها نشان می‌دهد اولین نشانه‌های بروز آلزایمر در تک‌زبانه‌ها از ۷۱٫۴‌سالگی و در دو‌زبانه‌ها از ۷۵٫۵‌سالگی دیده می‌شود.
پژوهش‌های مشابه دیگر هم نشان می‌دهند شروع آلزایمر در دو‌زبانه‌ها به‌‌طور میانگین ۴ سال دیر‌تر از تک‌زبانه‌ها روی می‌دهد! این فاصلهٔ ۴‌ساله با هیچ تفاوت نظام‌مند دیگری (به‌جز تک یا دو‌زبانه‌بودن) قابل‌توجیه نیست. مثلا تحصیل تک‌زبانه‌های مورد‌پژوهش (به‌طور میانگین)، ۱٫۵ سال طولانی‌تر از دو‌زبانه‌ها بوده است. به همین دلیل، ۴ سال تفاوت در شروع آلزایمر با تحصیلات بیشتر در دو‌زبانه‌ها ارتباطی ندارد.
پژوهش دیگری در هند نیز نتایج مشابهی را نشان می‌دهد. بر اساس این پژوهش، اولین علائم آلزایمر در دو‌زبانه‌ها، در مقایسه با تک‌زبانه‌ها، ۴٫۵ سال دیر‌تر بروز می‌کنند. در این پژوهش تأثیر عوامل دیگر نظیر جنسیت یا اشتغال خنثی شده است و نتایج آن قابل‌اتکا‌تر هستند. پژوهش‌ها همچنین نشان می‌دهند مزایای شناختیِ دو‌زبانه‌بودن شامل حال افرادی نیز می‌شود که در بزرگ‌سالی زبان جدیدی می‌آموزند. البته نکته‌ای کلیدی هم در این باره وجود دارد: دو‌زبانه‌بودن فقط زمانی مزیت دارد که شما همیشه با هر دو زبان خود تکلم کنید!

جمع‌بندی
پژوهش‌هایی از این نوع قطعا امید‌بخش هستند اما تا این زمان از توضیح دلیل یا چگونگی بروز این تفاوت‌ها بین تک و دو‌زبانه‌ها نا‌توان بوده‌اند؛ به عبارت دیگر، این پژوهش‌ها تنها وجود تفاوت بین این دو گروه را نشان می‌دهند و دلیل وجود و ساز‌و‌کار این تفاوت را توضیح نمی‌دهند. برای پی‌بردن به دلیل این تفاوت‌ها به پژوهش‌های بیشتری نیاز داریم.
پژوهش‌های دیگر نشان می‌دهند عضوی‌از‌جامعه‌بودن و فراوانیِ تعامل اجتماعی نیز در به‌تعویق‌انداختن زوال عقل مؤثر هستند. باز هم تأکید می‌کنیم که این نتایج، به اندازه‌ای که برای آنها تبلیغ می‌شود، صریح و قابل‌اتکا نیستند. سال‌خوردگانی که زندگی و روابط اجتماعی فعال‌تری دارند، در مقایسه با هم‌سن‌های گوشه‌گیر خود، سالم‌ترند؛ به همین دلیل، مشخص نیست اجتماعی‌بودن بروز آلزایمر را به تعویق می‌اندازد یا افرادی که آلزایمر ندارند احتمالا اجتماعی‌تر هستند!
حتی اگر یادگیری زبان خارجی اکسیری شفا‌بخش برای همه بیماری ها نباشد، دریچه‌ای نوین به‌روی شما می‌گشاید. یادگیری زبان خارجی همواره مزیت‌هایی باور‌نکردنی برای شما در پی دارد.

منابع:

۱- chetor.com

۲- time.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

راهکارهایی مؤثر برای پیشگیری از فرسودگی زنان در زندگی

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, بارداری و زایمان, بهداشت بانوان , روانشناسی

 

حتما شما هم شنیده‌اید که می‌گویند زنان استاد چندوظیفگی هستند؛ شاید هم با این جمله موافق هستید. بیشتر خانم‌ها توأمان چندین نقش را در زندگی به عهده می‌گیرند؛ مثلا هم مراقبت از امور داخلی منزل و فرزندان را بر عهده دارند و هم در نقش‌هایی مانند مربی، حسابدار، مدیر، راننده، خدمتکار، طراح و باغبان ظاهر می‌شوند. بر عهده داشتن وظایف و نقش‌های گوناگون باعث می‌شود فشار و استرس زیادی به افراد وارد شود. صحبت ما فقط درباره زنان خودسرپرست یا زنانی نیست که در مشاغل حرفه‌ای و سخت فعالیت می‌کنند؛ بلکه زنانی که چندین نقش و وظیفه را با هم انجام می‌دهند، در هر سن‌وسال و هر موقعیت شغلی در معرض خطر هستند.

_ اثرات استرس بر زنان چگونه نمودار می‌شود؟
احتمال وقوع اضطراب و افسردگی در زنان، دوبرابر مردان است. این احتمال در تلفیق با نوسانات هورمونی مانند آنچه در حوالی عادت ماهیانه، پس از زایمان یا قبل از یائسگی رخ می‌دهد هم افزایش پیدا می‌کند. اختلالات در خلق‌وخو گاهی‌اوقات باعث می‌شوند یک فرد کاملا از پا دربیاید و ناتوان شود؛ مثلا روی عملکرد روزانه زندگی اثر می‌گذارند و استرس بیشتری را در کنار تغییرات شدیدتر خلق‌وخو به وجود می‌آورند. راهکار نجات زنان پرمشغله چیست؟ اینجاست که کمک گرفتن از متخصصان حرفه‌ای ضرورت پیدا می‌کند.
به اشتراک گذاشتن و تقسیم حجم زیاد استرس‌ها با فردی دیگر می‌تواند راهکاری برای خلاصی از فشار فوق‌العادۀ آنها باشد؛ اما واقعیت این است که حرف بسیار ساده‌تر از عمل است؛ یعنی گاهی رفع خستگی ناشی از مشغول بودن به کارهای متنوع، به تلاش‌های بیشتری نیاز دارد.

_ پرمشغله بودن دقیقا به چه معناست؟
به‌طور کلی، زنان به مسئولیت پذیری گرایش دارند. حتی اگر چنین چیزی درباره تمام موضوعات صادق نباشد، در زمینه پذیرش وظایف منزل و مراقبت از دیگران، زنان بسیار راغب‌تر از مردان هستند. اگر شما هم به‌عنوان یک زن، این موضوع را قبول دارید، باید از خودتان علتش را بپرسید. یکی از دلایل این میل می‌تواند رشد یافتن در محیطی سنتی باشد. در محیط‌های سنتی معمولا انجام چنین وظایف و نقش‌هایی به زنان دیکته می‌شود. شاید هم میل به کنترل و مدیریت اوضاع باعث می‌شود که برخی از زنان در نقش‌های مختلف به‌ویژه نقش‌های مذکور ظاهر شوند.
دلایل مختلفی برای پذیرش مسئولیت‌های مختلف از سوی زنان وجود دارد. برخی از زنان هم فکر می‌کنند که هیچ‌کس نمی‌تواند به خوبی آنها از عهده مسئولیت‌های مختلف برآید و آن‌طور که مایل هستند، کارها را پیش ببرد؛ برای همین ترجیح می‌دهند خودشان همه نقش‌ها را ایفا کنند. پذیرش مسئولیت‌های مختلف، به هر دلیلی که باشد، نهایتا به عصبانیت، آسیب‌پذیری و نوعی خشم می‌انجامد. کار و مشغله زیاد می‌تواند عاملی برای شکل‌گیری خستگی و بی خوابی باشد؛ ضمن اینکه فرد خسته و بی‌خواب با کمبود شادی و انگیزه در زندگی رو‌به‌رو می‌شود. اینها تعدادی از نشانه های فرسودگی شغلی هستند.
اگر نشانه‌های فرسودگی شغلی را کتمان کنید، این مشکل روی روابط‌تان با کسانی که با آنها زندگی می‌کنند (مثلا فرزندان و همسر)‌ یا افراد دورتر یعنی دوستان و همکاران اثر می‌گذارد.

_ راهکارهای مؤثر برای پرهیز از فرسودگی چیست؟
نان برای پرهیز از فرسودگی شغلی و داشتن جسم و روانی سالم در کنار روابطی مناسب و مطلوب به راهکارهایی نیاز دارند. یکی از این راهکارها، واگذاری مسئولیت‌ها به دیگران یا تفویض اختیار است. زمانی که کارها و وظایف میان افراد مختلف تقسیم می‌شود، فشار ناشی از آنها بین همه افراد تقسیم می‌گردد. باوجودِاین، برخی از زنان از واگذاری مسئولیت‌ها به دیگران و درخواست مشارکت و کمک از دیگران استقبال نمی‌کنند.

اگر چنین ویژگی‌هایی دارید، به این راهکارها عمل کنید:

۱. بله‌قربان‌گو نباشید
از «بله» گفتن به تمام درخواست‌های کاری و مسئولیت‌های مختلف در زندگی و کارتان خودداری کنید. نباید تمام کارها را بر عهده بگیرید، به‌ویژه مواردی که اصلا به چشم نمی‌آیند. بیشتر زنان در طول روز کارهای زیادی انجام می‌دهند که وقت و انرژی بسیاری را از آنها می‌گیرد؛ اما درظاهر کسی متوجه آنها نمی‌شود، مثلا جمع کردن لباس‌های کثیف، شستن و تا کردن آنها، و هماهنگی‌های مختلف برای مدیریت امور خانه و بیرون از خانه. اگر به همۀ کارهای ریزودرشت اطراف‌تان «بله» بگویید، یعنی به آرامش خود یک «نه» به بزرگیِ کره زمین گفته‌اید! پس هوای خودتان را داشته باشید.

۲. برای خود وقت بگذارید
همان‌طور که برای دکتر بردن، مراقبت‌های فردی و امور مختلف اعضای خانه وقت صرف می‌کنید، برای خودتان هم وقت بگذارید. زنان معمولا رسیدگی به خود را اولویت آخر قرار می‌دهند؛ این اشتباه است. باید برای ورزش و علائق‌تان زمانی را در نظر بگیرید و حداقل ۷ ساعت در شب بخوابید.

۳. معیارها و استانداردهای بیهوده را دور بیندازید
قبول کنید که هیچ‌کس نمی‌تواند از عهده انجام تمام کارها برآید؛ پس زمانی که بقیه اعضای خانواده برای کمک کردن پیش‌قدم می‌شوند، باید از پیشنهادشان استقبال کنید و از انتقاد کردن بپرهیزید، مثلا:

بگذارید فرزندان‌تان تخت‌خواب‌شان را به روش خودشان مرتب کنند؛
بعد از اینکه یکی از اعضای خانه ظرف‌ها را جمع‌وجور کرد، دوباره جاظرفی را مرتب نکنید؛
اگر همسرتان دقیقا همان اجناسی را که خواسته بودید از فروشگاه نخریده است، عصبانی نشوید و صرفا از او تشکر کنید.

آیا کمک گرفتن از دیگران نشانه ضعف است؟
کمک گرفتن از دیگران نشانه ضعف نیست. شلوغ‌ترین زندگی‌ها و پرمشغله‌ترین افراد هم می‌توانند با برنامه ریزی در مسیری درست و منطقی به حرکت درآیند؛ اما اگر دوست داشته باشید که تمام امور را به‌خوبی و به‌دور از فشار پیش ببرید، باید به فکر دریافت کمک باشید یا دست‌کم زمانی که به شما پیشنهاد کمک می‌شود، امتناع نکنید.
یادتان باشد که کمک گرفتن از دیگران نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه وجود روحیه مدیریت قوی در فردی است که می‌تواند انجام هم‌زمان مسئولیت‌های مختلف را به‌خوبی مدیریت کند.

منابع:

۱- chetor.com

۲- verywellmind.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

تعریف خانواده سالم و ناسالم

روانشناسی, زندگی بهتر، مشاوره خانواده

 

در جوامع انسانی، خانواده ( Family ) به گروهی از افراد گفته می‌شود که با یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند.
خانواده در بیشتر جوامع، نهاد اصلی جامعه‌پذیری کودکان است. سازمان ملل متحد (۱۹۹۴) نیز در آمار جمعیتی خود، خانواده را چنین تعریف می‌کند: «خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره‌ای اطلاق می‌شود که با هم زندگی می‌کنند؛ درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.» انسان شناسان به‌طور کلی نهاد خانواده را این طور طبقه‌بندی می‌کنند: مادرتباری (مادر و فرزندان او)، زناشویی (زن و شوهر، و فرزندان. که خانواده هسته‌ای نیز خوانده می‌شود)، و خانواده گسترده (consanguinal) یا هم‌خونی که در آن پدر و مادر و فرزندان با دیگران مثلا خویشاوندان در مکان مشترکی زندگی می‌کنند.
همچنین در برخی جوامع مفاهیم دیگری از خانواده وجود دارد که روابط سنتی خانواده را کنار گذاشته‌اند. خانواده به عنوان یک واحد اجتماعیِ جامعه‌پذیری، در جامعه‌شناسی خانواده مورد بررسی قرار می‌گیرد. تبارشناسی رشته‌ای است که دودمان‌های خانوادگی را در تاریخ مطالعه می‌کند. همچنین اقتصاد خانواده در علم اقتصاد بررسی می‌شود.
اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب می‌کند که بانیان آن یعنی زن و شوهر، در تحکیم و پایداری این بنا، نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که بر تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن اصرار ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ شود. در خانواده نقش های مختلفی وجود دارد که هر کدام با توجه به ویژگی‌شان توسط یک یا چند نفر از اعضای خانواده انجام می‌شوند.
به‌عنوان مثال وظیفه امرار معاش خانواده بر عهده پدر خانواده می‌باشد. یکی از وظایف بسیار مهم در خانواده تربیت فرزند است که به عهده پدر و مادر می‌باشد ولی به خاطر ارتباط بیشتر مادر با فرزند تاثیر بیشتر از طرف مادر بر فرزند صورت می‌پذیرد.
خانواده‌های مسأله‌دار مسائل خود را انکار می‌کنند و به همین دلیل مسائل آنها هرگز حل نمی‌شود.

_ خانه
یک خانه مکانی است برای استراحت کردن، زندگی کردن و آسودن. در این مکان معمولاً یک فرد و یا یک خانواده زندگی می‌کنند و وسایل خود را در آن نگهداری می‌کنند. در فرهنگ سنتی و عامه ایرانی گاه از اصطلاح «چهار دیواری» به جای خانه استفاده می‌شود.
خانه‌های جدید شامل سرویس‌های بهداشتی و امکانات تهیه غذا نیز هستند اما در برخی مناطق همچنان برخی اقوام دارای خانه‌هایی هستند که پیشرفت نکرده، از امکانات رفاهی و یا حتی مکان ثابتی برخوردار نیست. چادرنشینی یکی از انواع این نوع زندگی است.
خانه معمولاً خصوصی‌ترین ملک یک فرد یا یک خانواده در اجتماع است که از امنیت و حریمی مشخص و ویژه برخوردار است.
امروزه به دلیل کمبود زمین در شهرها خانه‌ها بیشتر به صورت آپارتمان ساخته می‌شوند.
خانه‌ها انواع گوناگونی دارند که می‌توان از جهات گوناگونی آنها را طبقه‌بندی گرد.

_ ویژگی‌های خانواده سالم
۱٫ بهره‌مندبودن از ۵ آزادی. این ۵ آزادی عبارتند از:
الف: آزادی دیدن، شنیدن و تصورکردن آنچه حالا اینجاست، آنچه قبلا بوده و بعدا خواهد بود.
ب: آزادی اندیشیدن- به آنچه شخص می‌اندیشد، نه آنچه باید بیندیشد.
ج: آزادی احساس‌کردن- آنچه شخص احساس می‌کند، نه آنچه باید احساس کند.
د: آزادی خواستن و انتخاب‌کردن- آنچه شخص می‌خواهد، نه آنچه باید بخواهد.
ه: آزادی تصور کردن- خودشکوفایی و نه ایفای نقشی بی‌انعطاف و رعایت دامن احتیاط.

۲٫ ابراز صمیمیت؛ ازدواج به‌عنوان مهم‌ترین بخش خانواده باید در جهت صمیمی‌شدن باشد. این فرآیند مراحل زیر را طی می‌کند: دوست داشتن (عشق ورزیدن)، حل‌وفصل اختلاف‌ها، مصالحه، تفرد و صمیمیت.
۳٫ مذاکره درباره تفاوت‌ها؛ مذاکره در مورد تفاوت‌ها وظیفه مهمی در فرآیند ایجاد صمیمیت است. برای مذاکره بر سر تفاوت‌ها باید میل به همکاری وجود داشته باشد تا حل‌وفصل منصفانه مسائل را امکانپذیر کند.
۴٫ارتباط روشن و سازگار؛ ارتباط روشن و سازگار در جدا بودن و صمیمیت نقشی اساسی دارد. برقراری ارتباط روشن مستلزم آگاه‌بودن از خود و از دیگری و نیز احترام گذاشتن به یکدیگر است.
۵٫ اعتمادکردن؛ اعتماد در اثر صداقت ایجاد می‌شود. ابراز صحیح احساسات، عواطف، افکار و امیال مهم‌تر از موافقت است.
۶٫ تفرد؛ در خانواده‌های سالم تفاوت‌ها تشویق می‌شوند. منحصربه‌فرد بودن و تکرارنشدن هر یک از افراد خانواده، ازجمله نخستین ارزش‌های حاکم بر خانواده‌های سالم است.
۷٫ انعطاف‌پذیری؛ در خانواده‌های سالم، نقش‌ها باز و انعطاف‌پذیر هستند. افراد می‌توانند بدون خجالت و شرمساری به طیب خاطر خود رفتار می‌کنند.
۸٫ برآورده‌شدن نیازها؛ خوشبخت کسانی هستند که نیازهایشان برآورده می‌شود. خانواده سالم به همه اعضای خود اجازه می‌دهد نیازشان را برآورده کنند.
۹٫ پاسخگویی؛ خانواده سالم پاسخگوست. مسائل فردی و خانوادگی را تأیید می‌کند و به اتفاق برای حل آنها می‌کوشد.
۱۰٫قوانین باز و انعطاف‌پذیرند؛ قانون‌بندی در خانواده‌های سالم به امکان بروز اشتباه توجه دارد. می‌توان بر سر قوانین و باورها مذاکره کرد.

_ ویژگی‌های خانواده ناسالم و ناکارا
۱٫ انکار؛ خانواده‌های مسأله‌دار مسائل خود را انکار می‌کنند و به همین دلیل مسائل آنها هرگز حل نمی‌شود. این خانواده‌ها همچنین ۵ آزادی را از خانواده خود دریغ می‌کنند.
۲٫ خلأ صمیمیت؛ در خانواده‌های مسأله‌دار خلأ صمیمیت وجود دارد. درواقع خلأ صمیمیت منجر به مسأله‌دارشدن خانواده می‌شود.
۳٫ شرم‌زدگی؛ خانواده‌های مسأله‌دار شرم‌زده هستند، پدر و مادر شرم به دل ریخته دارند و در برخورد با فرزندان‌شان شرمساری را به نمایش می‌گذارند.
۴٫ نقش‌های بی‌انعطاف؛ نقش‌ها تحت‌تأثیر نیازهای خانواده به‌عنوان یک نظام شکل می‌گیرند. بچه‌ها حقیقت خود را برای رعایت نیازهای نظام از دست می‌دهند.
۵٫ مرزهای نامشخص؛ اعضای خانواده‌های مسأله‌دار مرزهای نامشخص دارند. اگر مادر بترسد، همه می‌ترسند. درواقع افراد به‌جای یکدیگر احساس می‌کنند.
۶٫ فداشدن نیاز افراد به‌خاطر نیاز نظام؛ نیازهای افراد خانواده‌های مسأله‌دار برآورده نمی‌شود. نیازهای فردی فدای نیازهای نظام می‌شود. در خانواده‌های مسأله‌دار، تقریبا همیشه با خشم و افسردگی روبه‌رو هستیم.
۷٫ ارتباط بد؛ ارتباط در خانواده‌های مسأله‌دار یا آشکارا ضدونقیض است یا افراد با هم توافق کرده‌اند که هرگز در مقام مخالفت با هم حرف نزنند. تماس و ارتباط واقعی به‌ندرت وجود دارد.
۸٫ استیلای منافع جمعی؛ نیازهای فردی فدای نیازهای نظام خانواده می‌شود. در خانواده‌های مسأله‌دار، فرد به‌خاطر خانواده وجود دارد. ترک‌کردن خانواده‌های مسأله‌دار دشوار است.
۹٫ بی‌انعطافی قوانین؛ در خانواده‌های مسأله‌دار، قوانین بی‌انعطاف و تغییرناکردنی هستند. تربیت مسموم واضع این مقررات است.
۱۰٫ اسرار علنی؛ اسرار علنی ازجمله دروغ‌هایی است که خانواده را در حالت منجمد نگه می‌دارد. در این شرایط هرکس از آنچه همه به ندانستن آن تظاهر می‌کنند، آگاه است.
۱۱٫ نظام بسته و تغییرناپذیر؛ همه برای رفع پریشانی و ناراحتی‌کنترل‌کننده تلاش می‌کنند، اما هرچه اشخاص نقش خود را بیشتر بازی می‌کنند، به همان اندازه ایستایی نظام بیشتر می‌شود.
۱۲٫ فقدان حدومرز؛ افراد خانواده‌های مسأله‌دار برای حفظ نظام خانواده از حد و مرز شخصی خود می‌گذرند و آن را واگذار می‌کنند.

 

منبع: روزنامه شهروند

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

منظور از اختلال اضطراب بیماری چیست؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , روانشناسی

 

اختلال اضطراب بیماری گاهی hypochondriasis یا اضطراب سلامتی نامیده می‌شود، در این حالت فرد به شدت نگران این است که بیمار شود و یا ممکن است بیمار شود.

_ اختلال اضطراب بیماری چیست؟
اختلال اضطراب بیماری ممکن است علائم فیزیکی نداشته باشد.
یا ممکن است باور داشته باشد که حالت‌های عادی بدن و یا علایم خفیف نشانه‌های بیماری شدید هستند.
حتی با انجام معاینات پزشکی کامل، بیماری جدی وجود ندارد.
شما ممکن است اضطراب شدید را تجربه کنید که موجب حساسیت‌های بدنی مانند انقباض عضلانی یا خستگی می‌شود و یا با بیماری خاص و جدی همراه باشد.
این اضطراب بیش از حد بدون هیچ نشانه فیزیکی منجر به پریشانی شدید می‌شود که می‌تواند زندگی شما را مختل کند.
اختلال اضطراب بیماری یک بیماری طولانی مدت است که می‌تواند به شدت نوسان کند.
این بیماری ممکن است با سن و یا زمان استرس شدت یابد.
اما مشاوره روانی (روان‌ درمانی) و گاهی اوقات دارو می‌تواند به تسکین نگرانی شما کمک کند.

_ علائم اختلال اضطراب بیماری
علائم اختلال اضطراب بیماری شامل این مشغولیت ذهنی است که شما به‌طور جدی بیمار هستید.

همچنین در بیشتر مواقع با حساسیت‌های طبیعی بدن (مانند معده پر سر و صدا) و یا نشانه‌های خفیف (مانند خارش کمی) همراه است.

_ علائم و نشانه‌ها ممکن است شامل موارد زیر باشند:

داشتن یا ابتلا به یک بیماری جدی یا وضعیت سلامتی
نگران باشید که علایم و احساسات جزئی به این معنی هستند که شما یک بیماری جدی دارید
نگران وضعیت سلامتی خود هستید
داشتن کمی اطمینان یا عدم اطمینان به مراجعه پزشک و یا نتایج منفی آزمایش
در اختلال اضطراب بیماری بیش از حد نگران یک بیماری خاص یا ریسک ابتلا به بیماری باشید که در خانواده‌تان بوده است.
استرس زیادی در رابطه با بیماری‌های احتمالی دارید که عملکرد آن برای شما دشوار است
مرتبا بدن خود را برای نشانه‌های بیماری چک می‌کند.
اغلب در حال گذاشتن قرار ملاقات پزشکی برای اطمینان و یا اجتناب از درمان پزشکی هستید و این به دلیل ترس از تشخیص بیماری جدی است.
اجتناب از مردم، مکان‌ها و فعالیت‌ها به دلیل ترس از خطرات سلامتی
مدام در مورد سلامتی شما و بیماری‌های ممکن صحبت می‌کند.
جستجوی مکرر در اینترنت و یافتن علت نشانه‌ها یا بیماری‌های احتمالی

_ چه زمانی به پزشک مراجعه کنم؟؟؟
از آن‌جا که نشانه‌ها می‌توانند مربوط به مشکلات سلامتی باشند مهم است که اگر این کار قبلا انجام نشده است توسط پزشک اولیه خود ارزیابی شوید.
اگر پزشک معتقد است که ممکن است اختلال اضطراب بیماری داشته باشید، او می‌تواند شما را به یک متخصص روانشناس معرفی کند.

_ علت بروز اختلال اضطراب بیماری چیست؟
علت دقیق اختلال اضطراب بیماری مشخص نیست، اما این عوامل ممکن است نقش داشته باشند:

_ اعتقادات
ممکن است عدم اطمینان نسبت به احساسات ناراحت‌کننده یا غیر معمول بدن، برای‌تان مشکل باشد. این می‌تواند منجر به تفسیر اشتباه شود که تمام احساسات بدن جدی هستند. بنابراین شما به دنبال شواهدی برای تأیید وجود بیماری جدی هستید.

_ خانواده
اگر پدر و مادری دارید که بیش از حد نگران سلامت خودشان و سلامت شما هستند، احتمال دارد که اضطراب سلامتی داشته باشید.

_ تجربیات گذشته
ممکن است در کودکی دچار بیماری جدی شده باشید.
بنابراین احساسات فیزیکی ممکن است برای شما ترسناک باشد.

_ عوارض اختلال اضطراب بیماری کدامند؟
مشکلات خانوادگی یا روابط، زیرا نگرانی بیش از حد می‌تواند دیگران را ناامید کند.
مشکلات مربوط به عملکرد کار یا غیبت‌های مکرر
مشکلاتی که در زندگی روزمره وجود دارد، حتی ممکن است باعث ناتوانی شود.
مشکلات مالی ناشی از ویزیت بسیار زیاد سلامتی و صورتحساب‌های پزشکی
داشتن اختلال سلامت روان دیگری مانند اختلال علائم جسمی ، سایر اختلالات اضطرابی، افسردگی یا اختلال شخصیت

_ راه‌های پیش‌گیری از اختلال اضطراب بیماری
در مورد نحوه پیش‌گیری از اختلال اضطراب بیماری اطلاعات کمی وجود دارد، اما این پیشنهادها ممکن است مفید باشند.
اگر با اضطراب مشکل دارید، در اسرع وقت به مشاوره روانشناس حرفه ای مراجعه کنید تا جلوی وخیم شدن علائم و اختلال در کیفیت زندگی خود را بگیرید
یاد بگیرید که چه زمانی استرس دارید و چگونه بر بدن شما تاثیر می‌گذارد و به‌طور منظم مدیریت استرس و روش‌های تمدد اعصاب را تمرین می‌کند
برای کمک به جلوگیری از عود اختلال اضطراب بیماری یا بدتر شدن علائم آن، برنامه درمانی خود را رعایت کنید.

 

منبع: wikiravan.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

علائم استرس چیست؛ این نشانه‌ها را بشناسید

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , روانشناسی

 

همه‌ی ما در زندگی روزمره و در موقعیت‌های گوناگون، بارها دچار استرس می‌شویم. استرس به واکنش طبیعی بدن در برابر عوامل محرک، تغییرات، فشارهای درونی یا بیرونی گفته می‌شود. این عوامل در شرایط مختلف سبب بر هم خوردن تعادل بدن می‌شوند و بدن هوشمند ما برای مقابله با این حالت تلاش می‌کند تا تعادل از دست رفته را بازگرداند.
شدت استرس در شرایط و موقعیت‌های مختلف، متفاوت است. استرس می‌تواند گاهی خفیف و زودگذر باشد (مانند استرسی که قبل از یک آزمون ساده به ما دست می‌دهد) یا ممکن است شدید باشد و حالت مزمن پیدا کند. در واقع کمی استرس قبل از انجام هر کاری لازم است و می‌تواند به بهتر انجام شدن آن کار منجر شود. اما استرس شدید و مزمنی که فشارهای روحی و جسمی بیش از حد به فرد وارد می‌کند، می‌تواند تأثیر مخربی بر زندگی او داشته باشد و حتی سبب بیماری شود.
از بین علائم استرس، ۸ نشانه به عنوان نشانه‌های بیماری‌زا و خاموش استرس شناخته شده‌اند. اگر هر یک از این علائم را دارید، به سرعت برای درمان استرس اقدام کنید؛ در غیر این صورت بیماری‌ها به زودی سراغ‌تان خواهند آمد.

_ کهیر
اگر کهیر را تجربه کرده باشید، به احتمال زیاد می‌دانید که این برجستگی‌های قرمزرنگ خارش‌دار تا چه اندازه آزاردهنده هستند. کهیر معمولا به دلیل حساسیت بدن به ترکیباتی آلرژی‌زا به نام هیستامین (Histamine) که در بسیاری از غذاها وجود دارد ایجاد می‌شود. اما اگر سابقه‌ی آلرژی ندارید و به طور ناگهانی روی پوست‌تان کهیر ظاهر شد، علت آن می‌تواند استرس باشد.
هنگامی که دچار استرس می‌شوید (خواه مدتی کوتاه، خواه مدتی طولانی) سیستم ایمنی بدن ضعیف می‌شود و بدن برای مقابله با این مشکل، هیستامین آزاد می‌کند. در صورتی که استرس برطرف نشود، واکنش‌های آلرژیک بدن سبب بروز کهیر خواهد شد. در این حالت حتی عواملی مانند سرما، گرما، صابون‌ها و لوسیون‌ها (که قبلا فرد نسبت به آنها حساسیت نداشته) نیز ممکن است پوست بدن را تحریک کنند.

_ ناپایداری وزن بدن
بدن به طور طبیعی هورمونی به نام کورتیزول ترشح می‌کند که در تنظیم قند خون و سوخت‌و‌ساز بدن نقش مهمی دارد. هنگامی که استرس دارید این هورمون بیش از حد طبیعی ترشح می‌شود. از این رو، عملکرد بدن در تنظیم قند خون مختل می‌شود و نحوه‌ی سوخت‌و‌ساز چربی‌ها، پروتئین‌ها و کربوهیدرات تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، یا فرد دچار کم‌اشتهایی می‌شود و یا پرخوری می‌کند که هر دو از رفتارهای ناسالم در تغذیه هستند و سبب کاهش یا افزایش وزن ‌می‌شوند.

_ سردردهای شدید
اگر گاهی به طور ناگهانی (بدون سابقه‌ی سردرد یا میگرن) دچار سردردهای تنشیِ شدید می‌شوید، احتمالا استرس زیادی دارید. استرس، موادی شیمیایی را در مغز آزاد می‌کند که بر اعصاب و عروق خونی مغز تاثیر می‌گذارند و سبب سردرد می‌شود.
استرس در افراد مبتلا به میگرن می‌تواند سبب شروع یا وخیم‌تر شدن حملات میگرنی شود.

_ بیماری‌های گوارشی
استرس به روش‌های مختلفی روی معده و عملکرد دستگاه گوارش تأثیر منفی می‌گذارد. هنگامی که استرس دارید، معده اسیدهای گوارشی بیشتری را تولید می‌کند که ممکن است سبب سوزش سردل (حالتی که با درد در ناحیه‌ی معده و احساس طعم تلخ در دهان همراه است) شود. همچنین هنگام استرس، تخلیه‌ی مواد از معده به روده به آهستگی صورت می‌گیرد که به تجمع گاز معده و نفخ می‌انجامد.

_ سرماخوردگی
افرادی که به طور مرتب استرس دارند، معمولا بیشتر از دیگران دچار سرماخوردگی می‌شوند؛ زیرا سیستم ایمنی بدن این افراد بسیار ضعیف است و نمی‌تواند به خوبی در برابر ویروس‌ها و عوامل بیماری‌زا مقاومت کند. برای رفع استرس و ایجاد آرامش، مصرف چای بابونه و چای زنجبیل و همچنین دوش گرفتن با عصاره نعناع و اسطوخودوس بسیار مفید است.

_ آکنه
اگر فکر می‌کنید که آکنه فقط کابوس دوران نوجوانی است و در سنین بالاتر سراغ‌تان نخواهد آمد، کاملا در اشتباه هستید. آکنه در هر سن و هر دوره‌ای از زندگی ممکن است ظاهر شود. یکی از عوامل ایجاد آکنه و جوش استرس است. هنگامی که استرس دارید، بدن هورمون کورتیزول بیشتری ترشح می‌کند که سبب می‌شود غدد پوست، چربی بیشتری تولید کنند. تجمع چربی اضافی در فولیکول‌های مو و همچنین سلول‌های مرده‌ی پوست، موجبات بروز جوش و آکنه را فراهم می‌کند.

_ کاهش توانایی‌های ذهنی
ترشح بیش از حد هورمون کورتیزول هنگام استرس، بر توانایی مغز و حافظه تأثیر می‌گذارد. استرس زیاد، سبب کاهش تمرکز می‌شود و در صورتی که درمان نشود، اضطراب، افسردگی و مشکلات حافظه را به دنبال خواهد داشت.

_ ریزش مو
فرایند طبیعی رشد موی سر به صورت چرخه‌ای است که در آن موهای قدیمی می‌ریزند و فولیکول‌های جدید مو جایگزین آنها می‌شوند. بنابراین از دست دادن تعداد محدودی مو در روز طبیعی است. استرس شدید می‌تواند با ایجاد اختلال در این چرخه، تعداد زیادی از موها را همزمان به مرحله‌ای برساند که مرحله‌ی استراحت نامیده می‌شود. پس از این مرحله (که دو تا سه ماه به طول می‌انجامد) این موها بدون جایگزین شدن شروع به ریزش می‌کنند. استرس همچنین سبب می‌شود سیستم ایمنی بدن به فولیکول‌های مو حمله کند و سبب ریزش مو شود.

_ همین امروز برای درمان استرس اقدام کنید
روش‌های متعددی برای درمان استرس وجود دارد. ورزش و مراقبه (مدیتیشن) برای تمدد اعصاب و ایجاد آرامش بسیار مفید هستند. همچنین می‌توانید از کتاب‌های رنگ‌آمیزی برای بزرگسالان، لوازم هنری، بازی‌های فکری، جدول کلمات و سرگرمی‌های دیگری که به صورت مجموعه در بازار موجود است (و دقیقا با هدف درمان استرس طراحی شده‌اند) استفاده کنید.

 

منابع:

۱- chetor.com

۲- rd.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

بررسی رابطه استرس و افزایش وزن

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , روانشناسی

 

ممکن است در مورد رابطه استرس و افزایش وزن شنیده باشید که استرس می‌تواند به روش‌های زیادی بر نواحی مختلف بدن تاثیر بگذارد همچنین روش‌های زیادی وجود دارد که استرس به واسطه آن‌ها می‌تواند با افزایش وزن در ارتباط باشد. یکی از این روش‌ها به کورتیزول که هورمون استرس نیز نام دارد اطلاق می‌شود.

_ رابطه استرس و افزایش وزن چیست؟

هنگامی که دچار استرس می‌شویم پاسخ جنگ یا گریز که یکی از واکنش‌های بدن در برابر استرس است افزایش می‌یابد و در نتیجه آن انواع مختلفی از هورمون‌ها از قبیل کورتیزول ترشح می‌شوند.

هنگامی که در سیستم بدن مقدار زیادی کورتیزول داشته باشیم بیشتر به خوراکی‌های ناسالم که حاوی مقدار زیادی قند و چربی هستند تمایل پیدا می‌کنیم و در نتیجه دچار افزایش وزن می‌شویم.

_تاثیر استرس بر چاقی

فرقی نمی‌کند که استرس به دلیل مشغله زیاد کاری باشد یا احساس خطر، در هر صورت واکنش بدن به استرس همانند این است که می‌خواهد فرد را از آسیب‌دیدگی نجات دهد در نتیجه بدن انرژی زیادی صرف می‌کند که منجر به تغییرات متابولیسم و گردش خون و سایر تغییرات می‌شود.
این تغییرات به طرق مختلفی بر عمل گوارش، اشتها و نهایتا وزن تاثیر می گذارند.

اگر مدت زمان زیادی است که به دلیل استرس مزمن در چنین شرایطی به سر می‌برید سلامت شما در معرض خطر است.

علاوه بر مجموعه‌ای از سایر خطرات استرس مزمن در افزایش وزن نیز نقش دارد که گاه خود یکی از عوامل استرس‌زا می‌باشد.

استرس مزمن و کورتیزول به روش‌های زیر در افزایش وزن نقش دارند.

_ رابطه استرس و افزایش وزن و نقش در آن متابولیسم

آیا احساس می‌کنید که در هنگام استرس دچار اضافه وزن می‌شوید در حالی که همان مقدار غذای همیشگی را میل می‌کنید؟

مقدار زیاد هورمون کورتیزول باعث کاهش متابولیسم (سوخت‌و‌ساز) بدن می‌شود که نتیجه آن افزایش وزن بیش از حد نرمال است.

این امر رژیم گرفتن را نیز برای فرد دشوار می‌کند.

_میل به خوردن غذاهای ناسالم

در هنگام بروز استرس خوردن یک سالاد لذیذ را ترجیح می‌دهید یا بستنی؟ بدون شک پاسخ شما بستنی است.

افرادی که به استرس مزمن دچار هستند به مواد غذایی حاوی چربی، نمک و قند تمایل بیشتری پیدا می‌کنند.

از جمله این مواد غذایی می‌توان به شیرینی‌ها، غذاهای فرآوری شده و سایر غذاهای ناسالم اشاره کرد. این مواد غذایی معمولا مضر بوده و منجر به افزایش وزن می‌شوند.

_ قند خون

استرس طولانی مدت می‌تواند میزان قند خون را تغییر دهد و منجر به اختلالات خلق‌و خو، خستگی و شرایطی مانند هایپرگلایسمی (افزایش قندخون) شود.

در مورد رابطه استرس و افزایش وزن باید گفت که استرس بیش از اندازه با سندروم متابولیک نیز در ارتباط است. منظور از سندروم متابولیک مجموعه‌ای از شرایط بالینی است که منجر به بروز مشکلاتی در بدن مانند حملات قلبی و دیابت می‌شوند.

_ ذخیره چربی

استرس بیش از اندازه حتی بر محل ذخیره چربی نیز تاثیر گذار است. میزان بالای استرس با میزان بالای چربی شکم در ارتباط می‌باشد.

چربی شکم از جمله شرایط دشواری به شمار می‌آید که نه تنها از نظر ظاهری نامطلوب است بلکه تجمع چربی در این ناحیه بیش از نواحی دیگر سلامت را به خطر می‌اندازد.

استرس و افزایش وزن به روش‌های برجسته دیگری نیز با یکدیگر در ارتباط هستند.

_ پرخوری عصبی

علاوه بر افزایش میزان کورتیزول که باعث می‌شود به خوردن غذاهای ناسالم تمایل داشته باشیم فشار بیش از حد عصبی نیز می‌تواند اغلب منجر به غذا خوردن بیش از حد معمول شود.

در چنین شرایطی اگرچه فرد واقعا گرسنه نیست اما به خوردن بیش از حد به خصوص خوردن غذاهای ناسالم تمایل پیدا می‌کند.

_ غذاهای فست فودی

کارشناسان درباره رابطه استرس و افزایش وزن بر این باورند که یکی از دلایل عمده چاقی در جامعه امروز این است که افراد از استرس و مشغله زیادی برخوردار هستند در نتیجه فرصت و حوصله درست کردن غذاهای سالم خانگی را ندارند و اغلب به غذاهای فست‌فودی روی می‌آورند.

فست‌فودها و حتی برخی از غذاهای سالم‌تر رستوران‌ها نیز حاوی میزان بالایی از قند و چربی هستند.

در مکان‌های غذاخوری سالم نیز شما نمی‌دانید که غذا چگونه درست شده است و نمی‌توانید نظارتی بر محتویات آن داشته باشید به همین دلیل رستوران‌ها اغلب مواد غذایی مانند کره را که از سلامت کمتری برخوردار هستند برای طعم دار کردن غذاها به آن‌ها اضافه می‌کنند در نتیجه بهتر است غذاهای خانگی میل کنید.

_ ورزش نکردن به دلیل مشغله زیاد

به دلیل مشغله‌های زیاد روزانه احتمالا ورزش کردن در آخر فهرست کارهای ضروری شما جای می‌گیرد اما بدانید که شما در این امر تنها نیستید.
در حال حاضر افراد آمریکایی نسبت به نسل‌های گذشته ما سبک زندگی یک جا نشینی بیشتری دارند با این وجود ما هنوز هم از فعالیت‌های ضروری مانند ورزش کردن چشم پوشی می‌کنیم.

امروزه افراد به دلیل گیر کردن در ترافیک، نشستن طولانی مدت پشت میز کار و تماشای زیاد تلویزیون فرصتی برای ورزش کردن پیدا نمی‌کنند

آشنایی با رابطه استرس و افزایش وزن این نوید را می‌دهد که خوشبختانه راه حل‌هایی برای بهبود وزن و کاهش استرس وجود دارد که بسیار مثمر ثمر می‌باشند. به شما توصیه می‌کنیم این راه حل‌ها را حتما دنبال کنید.

منبع: هفته‌نامه سلامت

 

0
1 6 7 8 9 10 13