نوشته شده توسط شیرین کریمی

سیزده نکته‌ای که باید در سن چهل‌سالگی دربارۀ رابطۀ جنسی بدانید

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان. , شیرین کریمی , اخبار پزشکی , بهداشت بانوان , بهداشت مردان ,روانشناسی , دانستنی‌های جنسی, مشاوره خانواده

به گزارش سایت Reader’s Digest

آیا فکر می‌کنید زندگی جنسی شما پس از چهل‌سالگی پایان می‌یابد؟ به‌هیچ‌وجه! شما تا چهل سالگی فقط خود را گرم کرده‌اید. در اینجا به شما می‌گوییم که با ورود به سن چهل‌سالگی قرار است چه اتفاقی رخ بدهد.

ممکن است لازم باشد بیشتر روی آن کار کنید

از آنجایی که ممکن است در لحظۀ آگاهی از این موضوع (از دست دادن میل جنسی) آمادگی نداشته باشید می‌توانید از روند کاهش سطح هورمون‌ها سپاسگزار باشید. اگر واقعاً در حال از دست دادن میل جنسی خود هستید، آموختن راه‌هایی که می‌توانید زندگی جنسی خود را با آنها بهبود ببخشید فقط یک روز زمان می‌برد. شانون چاوز روانشناس و متخصص سکس‌تراپی در لس‌آنجلس می‌گوید: «هم زنان و هم مردان پس از چهل سالگی تغییرات هورمونی را تجربه می‌کنند، این تغییرات می‌تواند منجر به تغییر در تحریکات و برانگیختگی‌های جنسی و همچنین تغییر در میل و آسایش جسمی کلی در طول فعالیت جنسی بشود، تغییرات در سطح هورمون‌ها ممکن است باعث افزایش برانگیختگی در طول فعالیت جنسی یا تمرکز بیشتر بر روی لذّت‌بخشیِ شهوانی برای تحریک‌شدن بشود.»

ممکن است در رختخواب هیجان‎زده‌تر و از خودبی‌خودتر شوید

اگر در یک رابطۀ بلندمدت هستید به آن داستان قدیمی فکر کنید. به یکی از آن افسانه‌های قدیمی دربارۀ پیر شدن فکر کنید. دکتر چاوز می‌گوید: «زوج‌ها بهترین آمیزش‌های جنسی در تمام زندگی‌شان را پس از چهل سالگی دارند. آنها ممکن است اجازه و انگیزۀ بیشتری برای کشف جنبه‌های متفاوت تمایلات جنسی‌شان داشته باشند، زوج‌ها پس از چهل سالگی ممکن است سعی کنند در موقعیت‌های بدنی مختلف، بازی نقش، تماشای صحنه‌های شهوت‌انگیز با همدیگر و روابط جنسی بازتر را تجربه کنند. در این سن زوج‌ها به دلیل اعتمادبه‌نفسِ جنسی بیشتر در پی داشتن احساس قوی‌تر جنسی نسبت به خود، میل به بازیگوشانه‌تر کردن رابطۀ جنسی، داشتن احساس عمیق‌تر پیوند عاطفی در رابطۀ جنسی و به دنبال رابطه‌ای پرشورتر و معنادارتر هستند.»

لازم است به سلامت قلبی خود توجه داشته باشید

ما دربارۀ شرایط زندگی عشقی افراد صحبت نمی‌کنیم. سیستم قلبی و عروقی بدن فرد کلید موفقیتِ زندگی جنسی او است. دکتر گریس لندِس روان‌درمانگر خانواده و سکس‌تراپیست در نیویورک می‌گوید: «یک سیستم قلبی و عروقیِ سالم برای عملکرد جنسی ضروری است. حفظ سلامت فیزیکی مهم است. به این معنی که باید تمرین‌های هوازی را به شکل مداوم انجام دهید و از تمرین‌های قدرتی نیز مضایقه نکنید.» در این صورت شما انرژی بیشتری در رختخواب خواهید داشت و بالاتر رفتن اعتماد به‌نفس همیشه کمک می‌کند!

ممکن است میل جنسی شما برای مدتی فروکش کند و این ایرادی ندارد

با افزایش سن ممکن است میل جنسی در بسیاری از زوج‌ها دچار نوسان بشود و ممکن است کم بشود. دکتر چاوز می‌گوید: «مهم نیست چند سال‌تان است، فروکش کردن میل جنسی در زندگی امری اجتناب ناپذیر است. افرادی که در روابط طولانی مدت هستند در کنار هم احساس راحتی می‌کنند و ممکن است روال رابطۀ جنسی آنها، حس و حالی که در اوایل رابطه‌شان داشتند مانند از قبل آماده شدن برای رابطۀ جنسی، رفتن به قرارهای عاشقانه، لاس زدن و معاشقه کردن با یکدیگر را کنار بگذارند. زوج‌ها همیشه در مورد رابطۀ جنسی به شیول‌های سالم صحبت نمی‌کنند، صحبت کردن در این مورد میل به برقراری ارتباط را افزایش می‌دهد. داشتن توانایی صحبت کردن در این مورد با شریک جنسی یا با فردی متخصص در این زمینه مهم است.»

اگر سعی دارید باردار بشوید ممکن است رابطۀ جنسی واقعاً تبدیل به کاری خسته‌کننده بشود

با افزایش سن کیفیت و مقدار تخمک‌های زنان به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یاد –پس از چهل سالگی لقاح تخم و شروع رشد جنین با چالش‌های بیشتری مواجه می‌شود. اگر هنوز می‌خواهید خانوادۀ خود را گسترش بدهید ممکن است درگیر درمان‌های باروری باشید و تعداد زیادی رابطۀ جنسی ناموفق با هدف بسته شدن نطفۀ جنین داشته باشید. این می‌تواند حسِ برقراری رابطۀ جنسی را کمی تبدیل به حسی مانند شستن ظرف‌ها بکند. دکتر لندس می‌گوید: «برای افرادی که سعی می‌کنند بارداری را به تعویق بیندازند، برقراری رابطۀ جنسی می‌تواند کار سختی بشود.»

ممکن است زنان بیشتر به ارگاسم برسند

ممکن است در افسانه‌ها و اسطوره‌ها دیده یا شنیده باشید که زنان با افزایش سن توانایی ارگاسم را از دست می‌دهند، اما کارشناسان معتقدند زنان بالای چهل سال می‌توانند لذّت بیشتری از رابطۀ جنسی ببرند، لذّتی که پیش از آن نداشته‌اند. دکتر لندس می‌گوید: «برای برخی از زنان با افزایش تجربه، اعتماد به نفس و احساس راحتی رسیدن به ارگاسم آسان‌تر است.» در واقع بسیاری از زنان ممکن است فاز دومِ تجربۀ جنسی‌شان را کشف و آغاز کنند، آنها می‌دانند به کجا باید برسند و در مورد اتفاقی که قرار است بیفتد خجالت‌زده و شرمگین نمی‌شوند.

مردها می‌توانند مدت رابطۀ جنسی را طولانی‌تر کنند

بالاترین سطح کاهش در هورمون‌ها  در دورۀ ده سالۀ پس از چهل سالگی رخ می‌دهد. مردان بالای چهل سال می‌تواند مدت لذت جنسی طولانی‌تری را نسبت به گذشته تجربه کنند. دکتر لندس می‌گوید: «مردها با افزایش سن اغلب بهتر می‌توانند ارگاسم را به تأخیر بیندازند، آنها می‌توانند آرام‌تر پیش بروند و لذت کامل‌تر و پیوسته‌تری در رابطۀ جنسی ببرند.»

ممکن است لازم باشد از روغن یا کرم استروژن استفاده کنید

هورمون‌ها برای این واقعیت مقصر دانسته می‌شوند که به مقدار زیادی تمایل جنسی را پس از چهل سالگی کم می‌کنند. دکتر لندس می‌گوید: «تغییرات و نوسان‌های سطوح استروژن و نامنظم شدن دوره‌های قاعدگی می‌تواند ناراحتی‌هایی را ایجاد کند. دیوارۀ واژینال شروع به نازک‌تر شدن می‌کند، راحت‌تر تحریک می‌شود و احتمال خونریزی و پارگی بیشتری دارد.» برای درمان این مشکلات خرید روغن‌ها یا کرم‌های استروژن به توصیۀ پزشک می‌تواند به از بین بردن خشکی این قسمت از بدن کمک کند.

ممکن است بیشتر در معرض خطر بیماری‌های مقاربتی/آمیزشی STDs باشید

گویا بیش از بیست عامل موجب بیماری‌های مقاربتی/آمیزشی می‌شوند، اما تحقیقات مرکز کنترل بیماری نشان داده است که شمار افراد بالای چهل سالی که به بیماری‌های مقاربتی مبتلا می‌شوند رو به افزایش است. کارشناسان می‌گوید این افزایش به دلیل شیوع مصرف داروهای اختلال نعوظ، کاهش نیاز به کنترل زایمان و نازک‌شدن بافت‌های واژینال رخ داده است و می‌تواند زنان را در برابر ابتلا به عفونت آسیب‌پذیرتر کند. بنابراین حتی اگر احتمال بارداری نزدیک به صفر باشد استفاده از کاندوم در هنگام برقراری رابطه با یک شریک جدید کلید سلامتی شماست.

ممکن است مردان دست به کارهایی بزنند که بتوانند از اختلال نعوظ جلوگیری کنند

ممکن است پس از چهل سالگی مشکلاتی در نعوظ مردان آغاز شود. دکتر لندس می‌گوید: «ممکن است مردان در هنگام نعوظ سفتی کمتری را تجربه کنند و یا در عملکرد نعوظ قابلیت اعتماد کمتری را احساس کنند و زمان میان نعوظ‌ها می‌تواند طولانی‌تر بشود.» مردان پیش از اینکه به مصرف داروهای اختلال در نعوظ مانند ویاگرا و سیالیس روی بیاورند باید به دنبال تغییر سبک زندگی خود باشند تا بتوانند سلامت جنسی خود را بهبود ببخشند. مطالعات نشان می‌دهند ورزش یا رژیم‌های غذایی سرشار از فلاونوئیدها (مانند زغال اخته، شراب قرمز، گیلاس و تربچه) برای کمک به کاهش خطر ابتلا به اختلال نعوظ در مردان مناسب است.

ممکن است به دنبال تمرکز بر روی شکل‌های مقاربتی دیگر باشید

مقاربت جنسی فوق العاده است اما ممکن است شما به دنبال تجربۀ دیگر شکل‌های لذت‌جویی باشید. به گفتۀ دکتر لندس: «تمرکز بیش از حد بر روی مقاربت جنسی، اگر همه چیز طبق برنامه پیش نرود، می‌تواند رابطۀ جنسی را پیش پا افتاده کند و موجب نارضایتی بشود. تمرکز بر روی لذت و برقراری ارتباط با شریک جنسی را یاد بگیرید، چیزهایی که بیشتر می‌پسندید و خوش‌تان می‌آید را بشناسید تا حس نارضایتی را در خود کمتر کنید. رابطۀ جنسی در میانۀ عمر می‌تواند همانند لذت بردن از خوردن یک میان‌وعدۀ غذایی باشد میان‌وعده‌ای که در روزگار جوانی برای برخی از افراد مانند خوردن فست فود است.»

دوباره بر روی روابطه‌تان تمرکز کنید

بسیاری از افراد چهل و اندی ساله مرحلۀ «پرورش فرزندان» را پشت سر گذاشته‌اند و وقت بیشتری دارند تا زمان‌شان را با کارهایی که دوست دارند سپری کنند. دکتر لورا برمن، روانپزشک و استاد دانشگاه فینبرگ می‌گوید: «زوج‌ها هنگامی که دیگر به طور مدام درگیر مراقبت از بچه‌ها نیستند می‌توانند انرژی عاطفی خود را بر روی شریک‌شان متمرکز کنند، آنها می‌توانند سفرهای دونفره بروند یا در طول روز با یکدیگر قرار ناهار بگذارند.»

در واقع رابطۀ جنسی هنوز برای شما اهمیت دارد

حتی اگر به طور روزانه و دقیق تمایلی به برقراری رابطۀ جنسی نداشته باشید، مطالعات نشان داده‌اند که ۸۵ درصد از زنان بالای چهل سال هنوز تمایل زیادی به برقراری رابطۀ جنسی دارند و برای اکثر آنها رابطۀ جنسی بسیار مهم است. کلید گرم نگه‌داشتن خانه رسیدگی به یکدیگر است. دکتر برمن می‌گوید: «رابطۀ جنسی عالی «فرضی» خود به خود اتفاق نمی‌افتد، بلکه رابطۀ جنسی خوب نتیجۀ تعهد و عشق‌ورزی زوجی است که به یکدیگر رسیدگی و از هم مراقبت می‌کنند. این به این معنی است که همه چیز از فرار و گریزهای عاشقانه تا قرارهای شبانه تا بوسه‌های روزانه با هدف ایجاد اعتمادی باشد که شما خود وارد رابطه‌تان می‌کنید. به عبارت دیگر شما می‌دانید و کمک می‌کنید تا رابطه‌تان را در واقعیت را بسازید و اگر چیزی را در ازدواج‌تان دوست ندارید قدرت تغییر دادن آن را دارید.»

منبع: Reader’s Digest

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

افسردگی پنهان چیست و چه علائمی دارد؟

روانشناسی,زندگی بهتر

 

بسیاری از افراد می‌کوشند افسردگی‌شان را پنهان کنند. کسانی که به افسردگی پنهان دچارند، به‌راحتی می‌توانند افسردگی خود را از دیگران مخفی کنند به‌طوری که کسی متوجه وضعیت‌شان نشود. این افراد پشتِ نقابی از شادی و خوشحالی، چهرهٔ افسردهٔ خود را می‌پوشانند. مبتلایان به افسردگی پنهان نمی‌خواهند، شدت مشکل خود را بپذیرند. آنها فکر می‌کنند که اگر سرگرم زندگی عادی‌ شوند، افسردگی به‌مرور زمان از بین می‌رود. در برخی موارد، چنین چیزی امکان‌پذیر است؛ اما برای بیشتر افراد، نتیجهٔ پیگیری‌نکردن افسردگی پنهان، چیزی جز تداوم احساس تنهایی و غم نخواهد بود.

نشانه‌های افسردگی پنهان

پنهان‌کردن سگ سیاه افسردگی، یکی از روش‌هایی است که بسیاری از مبتلایان دنبال می‌کنند. آنها از احساسات‌ خود سخن نمی‌گویند و نمی‌خواهند بار مشکلات‌شان را به‌دوش دیگران انتقال دهند. اما شما به اطرافیان خود دقت کنید و ببینید که اگر در میان رفتارهای آنها یکی از علائم زیر دیده می‌شود، احتمالا به افسردگی پنهان دچار هستند و تلاش می‌کنند تا چیزهایی را از شما پنهان کنند. در ادامه به ۶ علامت افسردگی پنهان اشاره خواهیم کرد:

۱. بروز عادت‌های جدید و غیرعادی در خواب و خوراک
تغییر عادت‌های همیشگیِ یک فرد در زمینهٔ خوردن و خوابیدن، نشان می‌دهد که مشکلی رخ داده است. خواب، بنیان سلامت جسمی و روحی است. چنانچه شخصی از اطرافیان‌تان به‌خوبی نمی‌خوابد؛ یعنی یا نمی‌تواند به خواب برود یا بیش از حدِ معمول در طول روز می‌خوابد، احتمال دارد که دچار افسردگی پنهان شده باشد. افسردگی پنهان در برخی دیگر از افراد به‌شکل مصرف غیرعادیِ الکل و غذا بروز می‌کند.

افراد افسرده برای پرکردنِ خلأهای درونی خود، به پرخوری روی می‌آورند. مصرف نوشیدنی‌های الکلی هم راهی برای دورکردنِ غم و تنهاییِ ناشی از افسردگی است. البته بروز رفتارهای غیرعادی در زمینهٔ خوردن و خوابیدن فقط به‌شکل زیاده‌روی بروز نمی‌کند؛ بلکه برخی افرادِ مبتلا به افسردگی پنهان، دچار کم خوابی می‌شوند یا میل و اشتیاق‌شان را نسبت به خوردن از دست می‌دهند؛ زیرا هیچ احساس شادی و لذتی به آنها دست نمی‌دهد و خوردن و خوابیدن به‌نظرشان بی‌معنا می‌شود.

۲. بهانه‌تراشی و پنهان‌شدن پشت نقاب شادی
همهٔ ما با افرادی روبه‌رو شده‌ایم که کوشیده‌اند احساسات حقیقی‌شان را پشت نقابی از شادی پنهان کنند. این رفتار تا حدی در همهٔ ما وجود دارد؛ اما اگر با فردی که به افسردگی پنهان دچار شده، بیشتر هم‌نشینی کنید، این نقاب به‌مرور قدرتش را از دست می‌دهد و پرده از رازِ فرد برمی‌دارد. دقیقا به همین خاطر است که افرادِ مبتلا به افسردگی، تمایل چندانی به معاشرت با دیگران ندارند و فقط در مواقع ضروری با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند. در نتیجه، همیشه بهانه‌ای برای به‌هم‌زدن قرار شام، شرکت‌نکردن در مهمانی و رفت‌وآمد با دیگران مطرح می‌کنند. کشف چهرهٔ اصلی افسردگی از پشت نقاب شادمانیِ ساختگی، کار دشواری است. گاهی اوقات، با شکل‌گرفتن یک فضای صمیمی و صادقانه میان شما و فرد افسرده، بخشی از افسردگی او نمایان می‌شود.

۳. فلسفه‌بافی‌های غیرعادی
افرادی که افسردگی خود را پشت نقاب شادی پنهان می‌کنند، در گفت‌وگوهای خود با شما معمولا به‌سراغ موضوعات فلسفی می‌روند. یعنی اموضوعاتی که معمولا دربارهٔ آنها صحبت نمی‌کردند. مثلا احتمال دارد به‌سراغ موضوعاتی مانند معنای زندگی یا دستاوردهای‌ خود در زندگی بروند؛ حتی ممکن است به مقوله‌ای مانند خودکشی هم بپردازند و مثلا از افکارِ گاه‌به‌گاه‌شان دربارهٔ آسیب‌زدن به خود و مردن صحبت کنند. جست‌وجوی شادی و یافتن مسیری برای خوشبختی هم از موضوعات دیگری است که احتمالا فرد افسرده در فلسفه‌بافی‌هایش با شما مطرح می‌کند. چنین مباحثی نشان می‌دهد که فرد از درون با افکاری سیاه‌ دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ افکار سیاهی که جرئت مطرح‌کردن آنها را ندارد.

۴. درخواست کمک و سپس پس‌گرفتن این درخواست
مبتلایان به افسردگی پنهان، تلاش زیادی برای مخفی‌نگه‌داشتن مشکل خود از دیگران می‌کنند. اما گاهی اوقات، این مقاومت در پنهان‌کاری را کنار می‌گذارند و با شخصی دیگر دربارهٔ مشکل‌شان صحبت می‌کنند. حتی ممکن است قدمی برای رفع مشکل بردارند و برای دیدار با مشاور یا درمانگر پا پیش بگذارند. حتی تعداد انگشت‌شماری از بیماران افسرده، حاضر به شرکت در نخستین جلسهٔ درمان هم می‌شوند. اما این اقدام‌ها تداومی ندارد و فرد پس از مطرح‌کردن مشکلش، به‌سرعت پشیمان می‌شود و احساس می‌کند که زیاده‌روی کرده است. چنین فردی بر این باور است که کمک‌گرفتن برای بهبودی به‌معنای پذیرش افسردگی است. بیشتر افرادِ مبتلا به افسردگی چنین رفتاری دارند و دوست ندارند که با پیگیری درمان، بیماری را بپذیرند؛ ضمن اینکه احساس می‌کنند، هیچ‌کس نباید ضعف‌شان را ببیند.

۵. ابراز احساسات به‌شکلی اغراق‌آمیز و شدید
احساسات افرادِ مبتلا به افسردگی پنهان به‌شکلی قوی‌تر و شدیدتر نسبت به دیگران بروز پیدا می‌کند؛ مثلا شخصی که به‌طور عادی، برای صحنه‌های یک فیلم، گریه نمی‌کند چنانچه به افسردگی پنهان دچار باشد، با دیدن صحنه‌های تلخ و ناراحت‌کننده، زیر گریه می‌زند؛ یا اگر این فرد در دوران سلامت، به‌ندرت دچار عصبانیت می‌شده، در دوران افسردگی به محرک‌ها شدیدتر پاسخ می‌دهد. به‌فرض، اگر راننده‌ای در خیایان، مسیرش را سد کند، عصبانیتی فراتر از خشمی عادی از خود بروز می‌دهد. دربارهٔ ابراز محبت هم برخی افراد افسرده، اغراق می‌کنند. این افراد می‌کوشند تا احساسات ناشی از افسردگی خود را شدیدا کنترل کنند و به همین خاطر، احساسات و عواطف دیگرشان به‌شدت غلیظ و پرشور ابراز می‌شود.

۶. نگاهی به دور از خوش‌بینی به مسائل
روان‌شناسان، به داشتن نگاهی با میزان خوش بینی اندک، «واقع‌بینیِ افسردگی» می‌گویند. وقتی شخصی دچار افسردگی پنهان می‌شود، به دنیای پیرامون خود و آثار خود بر آن، نگاهی همراه با واقع‌بینی پیدا می‌کند. این در حالی است که افراد سالم معمولا به قضایا خوش‌بین‌تر می‌نگرند و انتظاراتی بیش از ظرفیت‌های واقعی دنیا و خود در نظر دارند. برای نمونه، افراد سالم، از عملکرد خود در انجام کارهای گوناگون رضایت بیشتری نسبت به افراد افسرده دارند؛ این افراد، نگاه‌شان همراه با خوش‌بینی است اما در واقع، آن‌قدر هم که فکر می‌کنند، خوب عمل نکرده‌اند (مور و فِراسوکو، ۲۰۱۲).

واقع‌بینی افسردگی معمولا به‌عنوان نشانه‌ای از افسردگی نمایان نمی‌شود؛ زیرا واقع‌گراییِ موجود در رفتار چنین فردی، بسیار عادی‌تر از رفتار فردی است که دچار بیماری افسردگی است. مثلا وقتی فرد افسرده، پس از چهار بار تلاش برای دریافت ترفیع و ارتقا، همچنان موفق به کسب آن نشده است، رفتاری متفاوت با فردی سالم در این‌ باره از خود نشان می‌دهد. فرد سالم در این مواقع می‌گوید: «این‌ بار دیگر ترفیع می‌گیرم» اما فرد افسرده می‌گوید: «دوباره تلاشم را می‌کنم؛ اما احتمال دریافت ترفیع چندان قوی نیست».

نشانهٔ مهم: خشم ‌و زودرنجی

برخی افراد افسرده در ظاهر تفاوتی با دیگران ندارند. البته بروزنکردن نشانه‌ای مبنی بر افسردگی تا حد زیادی به توانایی آن فرد در پنهان‌کردن عواطف و مدیریت احساساتش هم وابسته است؛ اما اگر فردی مدام در برخورد با افراد مختلف دچار خشم و زودرنجی می‌شود، باید به وجود افسردگی پنهان در او شک کرد.

 

منابع:

۱- chetor.com

۲- psychcentral.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

چگونه آرامش روحی پیدا کنیم

روانشناسی,زندگی بهتر

 

همه‌ی ما گاهی از دست استرس‌های روزمره کلافه می‌شویم و احساس می‌کنیم که دیگر هیچ نیرویی در بدن نداریم. اما برای اینکه بتوانیم در هنگام عبور از سختی‌ها و مشکلات زندگی به کاهش استرس و اضطراب‌‌مان کمک کنیم، اول از همه باید یاد بگیریم که چگونه آرامش روحی پیدا کنیم. دستیابی به آرامش روحی لازمه‌ی تسلط بر اوضاع و تصمیم‌گیری منطقی است.

۱٫ آهسته نفس بکشید
به تغییراتی که در زمان‌های مختلف در نفس‌کشیدن‌تان ایجاد می‌شود دقت کنید. وقتی عصبانی و مضطرب نیستید، چگونه نفس می‌کشید؟ وقتی مضطرب هستید چطور؟ استرس موجب تنفس سریع می‌شود، باید سعی کنید آهسته و یکنواخت نفس بکشید. با انجام روزانه‌ی تمرینات مراقبه می‌توانید طرز نفس‌کشیدن‌تان را اصلاح کنید. نفس‌کشیدنِ درست، ازجمله اقدامات پیشگیرانه‌ی مناسب برای سرکوب اضطراب‌ و ناآرامی است.

۲. به ذهن‌تان استراحت بدهید.
همه‌ی افکار و نگرانی‌های مزاحم را از ذهن‌تان پاک کنید. هروقت مضطرب و پریشان‌خاطر می‌شوید، بد نیست ذهن‌تان را چند لحظه‌ای از هرآنچه آزارتان می‌دهد خالی کنید. اصلا خوب نیست که در تمامی لحظات روز روی مشکلات‌تان متمرکز باشید. برای اینکه توجه‌تان را راحت‌تر از روی افکار آزاردهنده بردارید، می‌توانید «تصویرسازی‌ هدایت‌شده» را امتحان کنید. تصویرسازی هدایت‌شده تمرینی است که کمک‌تان می‌کند تا خودتان را در فضایی خیالی که باعث آرامش‌تان می‌شود مجسم کنید (مثلا کنار دریا یا در باغی خلوت) و برای رویارویی با مشکلات، قدرتی دوباره بگیرید.

۳. حدومرز مشخص کنید
گاهی لازم است که یک یا چند قدم به‌عقب بردارید و بین خودتان و کسی که آرامش‌تان را بهم زده است، فاصله ایجاد کنید. وقتی خودتان را تحت فشار احساس می‌کنید، بد نیست اندکی فاصله بگیرید و تمام انرژی‌تان را در کشاکش ماجرا تخلیه نکنید. همین‌که حدومرزی محافظتی برای خودتان داشته باشید، کمک‌تان می‌کند تا شاید به دیدگاه و راه‌حل جدیدی برای درک بهتر و مقابله‌ی مؤثرتر با موقعیت‌های دشوار برسید.

۴. خودتان را سرحال بیاورید
کمی از مشکلات‌تان کناره بگیرید و برای آرامش خودتان وقت بگذارید. مثلا در وان حمام دراز بکشید و از لذت غوطه‌وری در آب سرشار شوید. قدم‌زدن در پارک یکی دیگر از روش‌هایی است که می‌توانید خودتان را به کمکش سرحال بیاورید. یا اگر هم اهل کتاب‌خوانی هستید، روی کاناپه وِلو شوید و رمانی سرگرم‌کننده بخوانید.

۵. واکنش‌های آنی نشان ندهید
خیلی از ما گاهی در برابر مشکلات، به‌اشتباه واکنش‌های زیاد و سریع نشان می‌دهیم و بدون اینکه همه‌ی حقایق را درنظر بگیریم، کاری می‌کنیم که مشکلات‌مان بیشتر درهم‌وبرهم شوند. به‌جای اینکه زود واکنش نشان بدهید، کمی صبر کنید. درست است که بالاخره بی‌تفاوت هم نمی‌توان بود و بالاخره باید حرکتی از خودتان نشان بدهید، اما هر واکنشی که بروز می‌دهید، لطفا با درنگ کافی و از روی فکر باشد. اتفاقا اگر با آرامش جلو بروید و پیش از هر واکنشی موقعیت را خوب بسنجید، زودتر به نتیجه خواهید رسید. پس قبل از اینکه درمورد نحوه‌ی واکنش‌تان تصمیم بگیرید، همه‌ی جوانب را یک‌به‌یک بررسی کنید.

۶. کودک درون‌تان را دریابید
مراقب خوبی برای کودک درون‌تان باشید. ما بزرگ‌ترها وقتی گرفتار سختی‌های زندگی می‌شویم و خودمان را ناتوان حس می‌کنیم، اغلب اوقات به‌یاد ترس‌ها و تنهایی‌هایی کودکی‌مان می‌افتیم. بچه‌ها وقتی احساس کوچکی و درماندگی می‌کنند، همه‌ی نگاه‌شان به مراقبت و حمایت پدرومادرشان است. پس شما هم کودک درون‌تان دلگرم کنید و به او بگویید که می‌دانید هر دو نفرتان این دوران سخت را پشت سر خواهید گذاشت. خودتان را در آغوش بگیرید و اصلا هم از این کار خجالت نکشید.

۷. به صدای سرزنش‌گر درون‌تان گوش نکنید
ما آدم‌ها گاهی بدترین دشمن خودمان می‌شویم و به‌همین‌خاطر بعضی اوقات لازم است که صدای سرزنش‌گر درون‌مان را خاموش کنیم. خودتان را برای اینکه به اهداف‌تان نرسیده‌اید و نواقصی دارید سرزنش نکنید. وقتی می‌دانید که تمام تلاش‌تان را کرده‌اید، فقط آرام باشید و دیگر به صدای سرزنش‌گر درون‌تان توجه نکنید. درعوض آن عیب‌جویی‌های ناخوشایند را به تحسین نقاط قوتی که داشته‌اید تغییر بدهید.

۸. از دیگران کمک بخواهید
هیچ اشکالی ندارد که کمک بخواهید. اگر قرار باشد که همیشه تمام سختی‌ها را دست‌تنها به‌دوش بکشیم، شکی نیست که پریشان و بی‌نهایت خسته خواهیم شد. اگر جزو آن‌دسته افرادی هستید که هرگز از کسی کمک نمی‌خواهید و همیشه میل دارید خودتان تنهایی کنترل اوضاع را به‌دست بگیرید، خوب است که مدام با خودتان تکرار کنید: «اشکالی نداره کمک بخوام.» پس به‌دنبال کسی بگردید که بتوانید سرتان را روی شانه‌های گرمش بگذارید و کمی استراحت کنید.

۹. تنهایی سفر بروید
گفتیم که می‌توانید با ترفندهایی همچون انجام تمرینات کوتاه مراقبه یا درازکشیدن نیم‌ساعته در وان کمی از استرس‌های روزمره‌تان کم کنید. اما گاهی حجم اضطراب و پریشانی‌هایمان آن‌قدر زیاد و تحمل‌ناپذیر است که با این چیزها کم نمی‌شود. در چنین مواقعی شاید بد نباشد چند روزی با خودتان خلوت کنید. فقط کافی است از محل کارتان مرخصی بگیرید و عازم سفر شوید. سفرهای عادی می‌توانند استرس‌های خودشان را داشته باشند، اما این‌ قبیل خلوت‌کردن‌ها مایه‌ی تسلی و آرامش روح خواهند بود. خواهید دید که با انرژی تازه به خانه برمی‌گردید و برای رویارویی با استرس‌های روزمره آماده‌تر می‌شوید.

 

منابع:

۱- chetor.com

۲- learnreligions.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

افسردگی با ماسک لبخند

روانشناسی,زندگی بهتر

 

نکته غم انگیز در باره افسرده‌هایی که یاد می‌گیرند ناامیدی و یاس خود را پشت صورت شاد، پنهان سازند این است که در برابر میل به خودکشی، خیلی ضعیف و شکننده هستند.
بنا بر دانش موجود درباره افسردگی، افرادی که پشت ماسک لبخند، پنهان می‌شوند حتی قادرند شغل ثابت روزانه را تحمل کنند. در گردهم آیی‌های اجتماعی، حالت عادی و شاد داشته باشند ولی غم بزرگی، وجودشان را احاطه کرده است.
آن‌ها لبخند می‌زنند چون نمی‌خواهند مریض روحی به نظر برسند. آن‌ها می‌ترسند که دیگران آن‌ها را ضعیف و غیرعادی تصور کنند. برای همین با همه رنج و یاس درونی، لبخند را حفظ می‌کنند.

افسرده‌هایی که لبخند بر صورت دارند معمولاً غروب‌ها غمگینتر می‌شوند. اصلاً تحمل انتقاد را ندارند بیشتر از معمول می‌خوابند و تحمل شکست و اشتباه را اصلا ندارند.
از دلایل ایجاد این نوع افسردگی، احساس ناموفق بودن است. مشکلات زناشویی و اقتصادی نیز باعث تحریک این نوع افسردگی می‌شود. بین ۱۵ تا ۴۰ درصد افسردگی‌ها قادر به طبقه‌بندی نیستند و افسردگی توام با لخند، جزوشان است.
این نوع افراد از نداشتن مفهوم و معنا در زندگی‌شان در رنج هستند. بابت احساس بی‌هدفی‌شان احساس شرم می‌کنند و سعی می‌کنند با منطق شخصی خودشان، احساس افسردگی را توجیه یا انکار کنند.
خطرناک بودن این نوع افسردگی هم در این است که دست یاری بلند نمی‌کنند و مدام به خود می‌قبولانند که مشکل جدی ندارند. آن‌ها چون تا حدودی پرانرژی هم هستند برعکس سایر افسرده‌ها اگه به خودکشی فکر می‌کنند شانس و انگیزه عملی ساختن خودکشی‌شان، بیشتر است.
در تمامی بیماری‌های روحی روانی، قدم اصلی برای معالجه یا بهبود بیماری، پذیرفتن این حقیقت است که در ما افسردگی وجود دارد.

منابع:

۱- marde-rooz.com

۲- psychologytoday.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

تیپ شخصیتی خودتان رو بشناسید. شما کدام هستید؟

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, روانشناسی,زندگی بهتر

 

_ تیپ شخصیتی A

این افراد شتاب زیادی در عملکرد و صحبت کردن دارند.
کمتر گوش می‌دهند و مستبد، جاه‌طلب و پرخاشگرند.
صبر و حوصله کمی دارند و به همان اندازه آستانه تحمل پایینی دارند.
به علت استرس بالا مستعد بیماری‌های قلبی-عروقی و فشار خون هستند، همیشه پرکارند و برای انجام کارها شتاب دارند و سعی می‌کنند در مدت زمان کم همه کارها را با هم انجام دهند.
آن‌ها حتی در تعطیلات هم باید کاری انجام دهند. به‌طور کلی، تفکرشان بر این مبناست که استراحت باید کم و کار باید زیاد باشد.
اگر چنین افرادی برای انتخاب همسر، فردی با تیپ شخصیتی خودشان انتخاب کنند، ازدواج ناموفقی خواهند داشت چون این دو قطب شبیه هم هستند؛ یعنی هر دو بی‌طاقت و پرخاشگرند و در مقابل مشکلات زندگی واکنش‌های مشابه نشان می‌دهند. پس مشکل‌آفرین خواهند بود. البته باید این نکته را اضافه کنیم که افراد با این تیپ مدیران موفقی می‌شوند و با خصوصیاتی که دارند در کارهای مدیریتی می‌درخشند ولی در مشاغلی که نیاز به حوصله و آرامش دارد مانند معلمی، پرستاری، مشاوره و… کارآمد نیستند.

_ تیپ شخصیتیB

چنین تیپ‌هایی انسان‌های آرام، شاد، بی‌خیال، صبور، انعطاف‌پذیر، سازگار، خونسرد و کمتر رقابتی هستند و مهم‌ترین اشکال این افراد دقیقه نود بودن است یعنی عمدتا کارها را به دقایق آخر می‌سپارند. مشاغل حساسی مانند آتشنشانی، کار در اورژانس و… که نیاز به زمان‌سنجی و دقت کافی دارند اصلا مناسب این افراد نیستند.

_ تیپ شخصیتی C

این افراد درون‌گرا هستند، به جزئیات توجه می‌کنند و حساس، دقیق و سختگیر هستند.
چنین افرادی بیشتر تمایل دارند کارها را به‌طور شخصی انجام دهند و علاقه ندارند در کارهای گروهی شرکت کنند. کار با رایانه، حسابداری و به‌طور کلی اعمالی که نیاز به ارتباط‌های اجتماعی ندارند برای این تیپ‌های شخصیتی مناسب هستند.

_ تیپ شخصیتی D

این افراد معمولا مطیع و فرمانبر هستند و اغلب به امور اجرایی می‌پردازند. هدف‌شان هم این است که با اجرای درست امور تایید دیگران را به دست آورند اما در صورتی که مورد تایید واقع نشوند، ناراحت می‌شوند. آنها به‌دلیل اعتماد به‌نفس پایینی که دارند، از تایید نشدن می‌ترسند.

 

منبع: wikiravan.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

اختلال بولیمیا چیست؛ علائم و راه‌های درمان آن

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان , روانشناسی

 

بولیمیا از اختلالات تغذیه‌ای است و بیماری‌ای جدی محسوب می‌شود. بولیمیا در صورت درمان‌نشدن می‌تواند زندگی فرد را تهدید کند. افراد مبتلا به این بیماری هنگام غذاخوردن کنترلی روی خود ندارند. آنها سپس با روش‌های غیرسالم تلاش می‌کنند تا کالری دریافتی اضافی را از بین ببرند. این افراد برای جلوگیری از افزایش وزن و چاقی از روش‌های مختلفی استفاده می‌کنند. به‌عنوان مثال ممکن است آنها به‌طور مرتب باعث استفراغ خود بشوند (استفراغ تعمدی یا القای استفراغ)، از داروهای ملین یا مدر یا مکمل‌های کاهش وزن استفاده کنند، رژیم‌های غذایی سختی بگیرند و یا بیش‌‌ازحد ورزش کنند.
مبتلایان به بولیمیا از وزن و اندام‌شان راضی نیستند. این افراد معمولا تصویر بدی نسبت به اندام خود دارند و خودشان را به بدترین شکل ممکن قضاوت می‌کنند. بولیمیا بیشتر درباره تصورات فرد نسبت به خودش است. بنابراین درمان آن نیز دشوار است. اما درمان‌های مؤثری وجود دارند که به فرد کمک می‌کنند تا احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد و با الگوی تغذیه سالم از بروز عوارض این بیماری جلوگیری بکند.

_ نشانه‌ها و علائم بولیمیا
علائم و نشانه‌های بولیمیا عبارت‌اند از:

نارضایتی فرد از وزن و اندامش؛
زندگی با ترس افزایش وزن؛
غذاخوردن زیاد و غیرطبیعی در یک وعدهٔ غذایی و تکرار آن؛
ازدست‌دادن کنترل خود هنگام غذاخوردن، به شکلی که احساس می‌کنید نمی‌توانید غذاخوردن‌تان را متوقف کنید؛
استفراغ تعمدی یا ورزش‌کردن بیش‌‌ازحد تا بتوانید مانع از افزایش وزن‌تان پس از پرخوری بشوید؛
مصرف داروهای ملین، مدر یا تنقیه پس از غذاخوردن. درحالی‌که نیازی به مصرف آنها نباشد؛
رژیم‌های غذایی سخت یا خودداری از خوردن بعضی غذاها؛
مصرف بیش‌ازحد مکمل‌های رژیمی و محصولات گیاهی برای کاهش وزن.

شدت بولیمیا به‌وسیلهٔ تعداد دفعاتی که فرد از اقدامات ناسالم برای کاهش وزن استفاده می کند، مشخص می‌شود. هرچه دفعات تکرار این اقدامات بیشتر باشد، بولیمیا شدیدتر است. زمانی‌ می‌گوییم فرد مبتلا به بولیمیاست که حداقل ۱ بار در هفته و به‌مدت حداقل ۳ ماه از روش‌های ناسالم برای کاهش وزن استفاده بکند.

_ چه‌زمانی باید به پزشک مراجعه کرد

درصورت داشتن هریک از علائم بولیمیا، در اولین فرصت به پزشک مراجعه بکنید. بولیمیا در صورت درمان نشدن می‌تواند تأثیرات مخربی روی سلامتی داشته باشد.
با پزشک یا روان‌پزشک دربارهٔ علائم و احساس‌تان نسبت به بولیمیا صحبت بکنید. اگر تمایلی به شروع درمان ندارید، با فرد مورداعتمادتان (مانند دوست، همسر، مربی یا هر فرد دیگری) دربارهٔ وضعیت‌تان صحبت بکنید. شاید آن فرد به شما در برداشتن اولین گام‌ها برای درمان بولیمیا کمک بکند.

_ به عزیزانی که علائم بولیمیا را دارند، کمک بکنید

اگر دوست یا فردی از خانواده‌تان علائم بولیمیا را دارد، صادقانه و با حوصله با او صحبت بکنید. شما نمی‌توانید کسی را به‌زور پیش پزشک ببرید. اما می‌توانید در این راه حامی و مشوق آنها باشید. همچنین می توانید یک پزشک یا روان‌پزشک خوب پیدا کنید و برای عزیزتان وقت ملاقات بگیرید و حتی با او پیش پزشک بروید.

ازجایی‌که بیشتر مبتلایان به بولیمیا وزن طبیعی دارند یا اضافه‌وزن‌شان چشمگیر نیست، معمولا اطرافیان متوجه مشکلی نمی‌شوند. شما با مشاهدهٔ علائم زیر می‌توانید متوجه بروز بولیمیا در اطرافیان‌تان شوید:

اعتراض و شکایت دائمی از چاق‌شدن؛
دیدگاه غیرواقعی و بسیار منفی فرد نسبت به بدن خود؛
مصرف بیش‌ازحد غذا در یک وعده، به‌خصوص مصرف غذاهایی که فرد در حالت طبیعی نمی‌خورد؛
رژیم‌های لاغری سخت؛
فرد تمایلی به غذاخوردن در جمع یا جلوی دیگران ندارد؛
رفتن به دستشویی بلافاصله بعد از غذا، در حین غذا یا دستشویی‌رفتن‌های طولانی؛
ورزش‌کردن بیش‌ازحد؛
ایجاد زخم یا پینه روی بند انگشت‌ها یا دست‌ها؛
آسیب‌های دندان یا لثه؛
تغییر وزن؛
ورم دست و پا؛
ورم چانه و صورت در اثر بزرگ‌شدن غده‌ها.

_ علل بروز بولیمیا

علت دقیق بروز بولیمیا مشخص نیست. اما عوامل زیادی در بروز و پیشرفت اختلالات تغذیه‌ای مؤثرند. ازجمله ژنتیک، بیولوژی، سلامت عاطفی، انتظارات اجتماعی و سایر مسائل در بروز این اختلالات نقش دارند.

_ عوامل مؤثر در بروز بولیمیا

دختران و زنان بیشتر از پسران و مردان در معرض ابتلا به بولیمیا قرار دارند. بولیمیا معمولا در اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی بروز می‌کند. عواملی که خطر ابتلا به بولیمیا را افزایش می‌دهند، عبارت‌اند از:

بیولوژی: افرادی که اقوام درجه‌یک‌شان (مانند والدین یا فرزندان) از اختلالات تغذیه‌ای رنج می‌برند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به اختلالات تغذیه‌ای مانند بولیمیا هستند. اضافه‌وزن در زمان کودکی و نوجوانی نیز خطر بروز بولیمیا را افزایش می‌دهد.
مشکلات عاطفی و روانی: مشکلات عاطفی و روانی مانند افسردگی، اختلالات اضطراب و مصرف مواد مخدر ارتباط نزدیکی با بروز اختلالات تغذیه‌ای دارند. مبتلایان به بولیمیا معمولا دربارهٔ خودشان احساس منفی دارند. در برخی موارد، اتفاقات ناگوار و استرس محیطی نیز عوامل بروز اختلالات تغذیه‌ای هستند.
رژیم غذایی: افرادی که برای لاغری رژیم می‌گیرند، بیش از دیگران در خطر ابتلا به اختلالات تغذیه‌ای قرار دارند. بیشتر مبتلایان به بولیمیا، بین دفعات پرخوری‌شان، رژیم‌های سخت لاغری را دنبال می‌کنند. این امر خود می‌تواند از عوامل محرک پرخوری بعدی باشد. سایر عواملی که خطر پرخوری را افزایش می‌دهند، عبارت است از استرس، تصویر بد ذهنی نسبت به خود، غذاها و خستگی.

_ عوارض بولیمیا
بولیمیا می‌تواند عوارض جدی و خطرناک فراوانی به‌دنبال داشته باشد. برخی عوارض احتمالی بولیمیا عبارت‌اند از:

فقدان اعتماد‌ به نفس، مشکلاتی در روابط با دیگران و عملکرد اجتماعی؛
کم‌آبی بدن (دهیدراسیون) که می‌تواند موجب بروز مشکلات جدی برای سلامتی مانند نارسایی کلیه شود؛
مشکلات قلبی مانند آریتمی قلب یا نارسایی قلب؛
پوسیدگی شدید دندان و بیماری‌های لثه؛
بی‌نظمی در چرخه‌های قاعدگی در زنان و یا نداشتن عادت ماهانه؛
مشکلات گوارشی؛
اضطراب، افسردگی، اختلالات شخصیتی و اختلال دوقطبی؛
خودزنی یا فکرکردن به خودکشی یا اقدام به انجام آن.

_ پیشگیری

اگرچه هیچ راه قطعی برای پیشگیری از بولیمیا وجود ندارد، ولی می‌توان پیش از اینکه وضعیت افراد بدتر بشود، آنها را به سمت رفتار و عادات سالم راهنمایی کرد. اقدامات زیر در پیشگیری از بولیمیا یا بدترشدن آن مؤثر است:

به کودک‌تان کمک بکنید تا فارغ از وزن و شکل اندامش، تصویر ذهنی خوبی از خود بسازد. به او بیاموزید که اعتمادبه‌نفس‌ به اندام ارتباطی ندارد.
وعده‌های غذایی سالم را به‌طور منظم و به‌شکل خانوادگی در کنار یکدیگر میل کنید.
در خانه دربارهٔ وزن صحبت نکنید. به‌جای آن بیشترِ تمرکزتان را بر روی داشتن سبک زندگی سالم بگذارید.
رژیم‌های سخت و عادات ناسالم کاهش وزن مانند استفاده از مکمل‌های کاهش وزن، استفاده از ملین‌ها یا استفراغ تعمدی را برای کاهش وزن تشویق نکنید.
درصورتی که گمان می‌کنید در آستانهٔ ابتلا به بولیمیا قرار دارید، با پزشک مشورت بکنید. معمولا پزشک می‌تواند شاخص‌های نشان‌دهندهٔ اختلالات تغذیه‌ای را در مراحل اولیه شناسایی کرده و از پیشرفت آن جلوگیری بکند.
اگر گمان می‌کنید کسی از خویشان یا دوستان‌تان مشکلات تغذیه‌ای یا اختلالات تغذیه‌ای دارد، با او حرف بزنید، از او حمایت و به او کمک بکنید.

_ تشخیص بولیمیا

پزشک برای تشخیص بولیمیا معمولا اقدامات زیر را انجام می‌دهد:

با شما دربارهٔ عادت‌های غذایی، روش‌های کاهش وزن و علائم فیزیکی‌تان صحبت می‌کند.
شما را معاینهٔ بالینی می‌کند.
برای شما آزمایش خون و ادرار می‌نویسد.
تجویز آزمایشی برای تشخیص مشکلات قلبی‌ (نوار قلب یا الکتروکاردیوگرام) .
انجام ارزیابی روان‌شناختی که در آن درباره‌ٔ مسائل مختلفی مانند دیدگاه‌تان نسبت به اندام و وزن‌تان با شما صحبت می‌کند.
پزشک از معیارهای ابتلا به بولیمیا که در دی‌اس‌ام-۵ (نسخه پنجم برنامه‌ریزی‌شده انجمن روان‌پزشکی آمریکا) آمده است، استفاده می‌کند. دی‌اس‌ام-۵ راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی است.

همچنین ممکن است پزشک آزمایش‌های بیشتری تجویز کند تا بتواند دلایل تغییرات وزنی و عوارض مرتبط با آن را مشخص کند.

_ درمان

معمولا مبتلایان به بولیمیا به انواع مختلفی از درمان‌ها نیاز دارند. این درمان‌ها شامل تلفیقی از روان درمانی و استفاده از داروهای ضدافسردگی است که در درمان بولیمیا بسیار مؤثرند. یک تیم روند درمان را انجام می‌دهد. این تیم شامل شما، خانواده‌تان، پزشک، روان‌پزشک، متخصص تغذیه با تجربهٔ درمان اختلالات تغذیه‌ای و شاید فردی برای هماهنگی روند درمان‌ باشد.

در زیر به گزینه‌های درمان و نکات مهم در روند درمان بولیمیا نگاهی می‌اندازیم:

روان‌درمانی با عنوان صحبت‌درمانی نیز شناخته می‌شود. در آن روان‌پزشک دربارهٔ بولیمیا و مشکلات مرتبط با آن صحبت می‌کند. براساس شواهد موجود، روش‌های روان‌درمانیِ زیر می‌توانند به بهبود علائم بولیمیا کمک بکنند:

رفتاردرمانی شناختی: رفتاردرمانی شناختی به شما کمک می‌کند تا بتوانید الگوی تغذیهٔ خود را اصلاح کنید. همچنین به‌کمک روان‌درمانی شناختی می‌توانید عادت‌ها و باورهای ناسالم‌تان را شناسایی و آنها را اصلاح بکنید.
درمان‌های ‌خانواده‌محور: این درمان‌ها به والدین کمک می کنند تا عادت‌های ناسالم تغذیه‌ای فرزندشان را متوقف کنند تا فرزندان دوباره بتوانند کنترل غذاخوردن‌شان را در دست بگیرند. به‌کمک این درمان‌ها والدین می‌توانند از تأثیرات منفی بولیمیا بر فرزندشان و خانواده جلوگیری کنند.
روان‌درمانی بین‌فردی: این روش به شما کمک می‌کند تا مشکلاتی را که در روابط نزدیک‌تان به‌وجود آمده، حل کنید و روابط اجتماعی و مهارت حل مسئله‌تان‌ را تقویت کنید.

از روان‌پزشک خود بپرسید که از چه روش روان‌درمانی استفاده می‌کند و آیا شواهدی وجود دارد که این روش برای درمان بولیمیا مؤثر است یا خیر.

_ داروها
مصرف داروهای ضدافسردگی در کنار روان‌درمانی می‌تواند به بهبود علائم بولیمیا کمک بکند. تنها داروی ضدافسردگی که سازمان غذا و داروی آمریکا برای درمان بولیمیا آن را تأیید کرده، داروی فِلوکستین است. فلوکستین از دسته داروهای مهارکننده‌ی بازجذب سروتونین (SSRI) است که می‌تواند در درمان مواردی به‌غیر از افسردگی نیز مؤثر باشد.

_ آموزش تغذیه

متخصصان تغذیه می‌توانند با طراحی برنامهٔ غذایی مناسب به شما کمک کنند تا عادت غذایی سالمی داشته باشید و از وسوسه و گرسنگی بیش‌ازحد جلوگیری کرده و مواد غذایی موردنیازتان را دریافت کنید. تغذیهٔ منظم و محدودنکردن غذای دریافتی در درمان بولیمیا نقش مهمی دارد.

_ بستری‌شدن

معمولا بولیمیا در خارج از بیمارستان درمان می‌شود. اما درصورت شدیدبودن علائم و بروز مشکلات و عوارض جدی برای سلامت فرد، ممکن است فرد نیاز به بستری‌شدن در بیمارستان داشته باشد. برخی برنامه‌های درمان اختلالات تغذیه به‌صورت چندساعته در بیمارستان انجام می‌شوند و نیازی به بستری‌شدن طولانی‌مدت بیمار نیست.

_ چالش‌های درمانی بولیمیا

بااین‌که بیشتر افراد با درمان مناسب بهبود پیدا می‌کنند، اما در برخی موارد علائم بیماری به‌طور کامل از بین نمی‌روند. در بعضی مواقع ممکن است عادات بد تغذیه در طول سال‌ها دوباره پدیدار بشوند. این امر به وضعیت زندگی فرد و بروز شرایطی مانند استرس زیاد بستگی دارد.

اگر گمان می‌کنید دوباره در آستانهٔ ابتلا به بولیمیا قرار گرفته‌اید، جلساتی را با پزشک، روان‌پزشک و متخصص تغذیهٔ خود ترتیب بدهید تا از شروع دوباره بیماری و خارج‌شدن وضعیت از کنترل‌تان جلوگیری کنید. یادگیری راه‌های مؤثر مقابله با استرس و همچنین داشتن روابط سالم از راه‌هایی است که مانع از بازگشت دوبارهٔ این بیماری می‌شوند.

اگر در گذشته سابقهٔ ابتلا به اختلالات تغذیه را داشته‌اید و فکر می‌کنید دوباره علائم آن اختلال درحال بروز است، بلافاصله با تیم درمانی خود جلساتی ترتیب بدهید.

_ درمان‌های خانگی و سبک زندگی
علاوه بر درمان حرفه‌ای، باید نکات مراقبتی زیر را نیز رعایت بکنید:

برنامهٔ درمانی و جلسات درمانی خود را جدی بگیرید. از نخوردن وعده‌های غذایی خودداری کنید؛ حتی اگر باعث می‌شود احساس بدی داشته باشید.
در مورد بولیمیا مطالعه کنید. داشتن اطلاعات در مورد این بیماری باعث افزایش قدرت و انگیزه‌تان برای ادامهٔ روند درمان می‌شود.
غذای مناسب مصرف کنید. اگر به مقدار کافی غذا نخورید یا غذای مصرفی‌تان را با روش‌های ناسالم دفع کنید، بدن‌تان نمی‌تواند مواد مغذی موردنیازش را دریافت کند. با پزشک یا متخصص تغذیه دربارهٔ مصرف مکمل‌های ویتامینی یا موادمعدنی صحبت کنید. هرچند توصیه می‌شود که ویتامین‌ها و مواد معدنی موردنیازتان را به‌طور طبیعی از طریق غذاها دریافت کنید.
از دیگران کناره‌گیری نکنید. خودتان را از اعضای خانواده یا دوستان جدا نکنید. آنها سلامت شما را می خواهند. داشتن روابط خوب با دیگران به روند درمان‌تان کمک می‌کند.
با خودتان مهربان باشید. مرتب جلوی آینه خودتان را سرزنش نکنید یا وزن خودتان را مرتب کنترل نکنید. این اقدامات می‌توانند شما را به انجام عادت‌ها و رفتارهای نادرست هدایت کند.
مراقب ورزش‌کردن زیاد باشید. اگر ورزش می‌کنید، با پزشک درمورد نوع آن صحبت بکنید؛ مخصوصا اگر برای کاهش وزن ورزش می‌کنید.

_ درمان‌های جایگزین

ممکن است مکمل‌های غذایی و محصولات گیاهی‌ای که برای کاهش اشتها و کاهش وزن طراحی شده‌اند، توسط مبتلایان به اختلالات تغذیه مورد سوءمصرف قرار بگیرند. شاید این مکمل‌ها با برخی داروها تداخل داشته باشند و عوارض جانبی جدی و خطرناکی را برای فرد ایجاد بکنند.

مکمل‌های غذایی و محصولات کاهش وزن برای ورود به بازار نیازی به تأیید سازمان غذا و داروی ایالات متحده ندارند. بنابراین تضمینی برای سالم‌بودن آنها وجود ندارد. اگر می‌خواهید از مکمل‌های غذایی یا محصولات گیاهی استفاده کنید، ابتدا دربارهٔ خطرات احتمالی آن با پزشک مشورت بکنید.

_ نکاتی برای مقابله با بولیمیا

شاید وقتی پیام‌های متناقضی را از رسانه، خانواده، اطرافیان و همسر خود بشنوید، درمان بولیمیا سخت‌تر شود. توجه به نکات زیر به شما در مقابله با بولیمیا کمک می‌کند:

به خودتان یادآوری کنید که چه وزنی برای بدن‌تان بهتر است.
در مقابل وسوسه‌تان به رژیم‌گرفتن یا نخوردن وعده‌های غذایی مقاومت کنید. زیرا این کار می‌تواند باعث پرخوری و از دست‌دادن کنترل‌تان حین غذاخوردن بشود.
به وب‌سایت‌ها و مطالبی که اختلالات تغذیه را امری ساده و معمولی جلوه می‌دهند، توجهی نکنید.
شرایط تنش‌زایی را که می‌تواند موجب بروز بولیمیا بشود، شناسایی و برای مقابله با آنها برنامه‌ای طراحی کنید.
برای مقابله با نگرانی‌ها و فشارهای عاطفی برنامه‌ای داشته باشید.
به دنبال راه‌های مثبتی برای افزایش اعتمادبه‌نفس‌تان باشید.
فعالیت‌های سالمی را برای خودتان تدارک ببینید تا حواس‌تان از فکرهای مربوط به پرخوری یا دفع ناسالم مواد غذایی مصرفی پرت بشود.
با فراموش‌کردن نکات منفی‌تان و تمرکز روی نقاط مثبت و اعتباردادن به خودتان، اعتمادبه‌نفس‌تان را افزایش بدهید.

_ دریافت حمایت

اگر مبتلا به بولیمیا هستید، رفتن به گروه‌های حمایتی مبتلایان به بولیمیا می‌تواند به شما کمک بکند. صحبت‌کردن با کسانی که این مشکل را دارند یا داشته‌اند، به بهبود وضعیت‌تان کمک می‌کند.

_ مشاوره برای والدین

اگر فرزندتان مبتلا به بولیمیاست، شاید خودتان را به‌خاطر اختلال تغذیهٔ فرزندتان سرزنش کنید. اما باید بدانید اختلالات تغذیه دلایل مختلفی دارند و نوع رفتار والدین از دلایل بروز آن محسوب نمی‌شود. به‌جای اینکه خودتان را سرزنش کنید، بهتر است روی درمان فرزندتان تمرکز بکنید.

برخی نکات قابل‌توجه برای کمک به فرزندتان عبارت‌اند از:

از فرزندتان بپرسید که چگونه می توانید به او کمک بکنید. به‌عنوان مثال، از نوجوان خود بپرسید، دوست دارد بعد از وعدهٔ غذایی چه فعالیت خانوادگی‌ای انجام بدهد تا به دفع ناسالم غذا وسوسه نشود.
به فرزندتان گوش بدهید. از فرزندتان بخواهید تا احساسات خود را بیان کند و به او گوش بدهید.
برنامه‌های مصرف وعده‌های غذایی خانواده را به‌طور منظم بچینید. خوردن غذا به‌صورت منظم کمک می‌کند تا فرزندتان به پرخوری وسوسه نشود.
راجع‌به نگرانی‌هایتان با فرزندتان صحبت بکنید. اما این کار را بدون سرزنش او انجام بدهید.

فراموش نکنید که اختلالات تغذیه روی کل خانواده تأثیر می‌گذارد و شما هم باید از خودتان مراقبت بکنید. اگر گمان می‌کنید که نمی‌توانید به‌خوبی با مشکل بولیمیای فرزندتان مقابله بکنید، یک مشاورهٔ حرفه‌ای می‌تواند به شما کمک بکند. همچنین می‌توانید از والدین بچه‌هایی که قبلا بولیمیا داشته‌اند، کمک بگیرید.

_ آمادگی برای نوبت پزشک
به‌کمک اطلاعات زیر بهتر می‌توانید برای نوبت پزشک آماده شوید و بدانید که باید چه انتظاراتی از تیم درمانی‌تان داشته باشید. اگر ممکن است از یکی از دوستان یا اعضای خانواده بخواهید که همراه‌تان بیاید تا نکات کلیدی را به‌خاطر بسپارد و به پزشک تصویر کلی‌تری از وضعیت‌تان بدهد.
کارهایی که می‌توانید انجام بدهید

پیش از وقت ملاقات، لیستی از موارد زیر تهیه کنید:

علائم‌تان. حتی آنهایی که گمان می‌کنید به بولیمیا ارتباطی ندارند.
اطلاعات شخصی کلیدی‌تان مانند بزرگ‌ترین عوامل استرس و تغییرات اخیر در زندگی‌تان.
همهٔ داروها، ویتامین‌ها، محصولات گیاهی، قرص‌های بدون‌نسخه و سایر مکمل‌هایی که مصرف می‌کنید و مقدار مصرفی‌شان.
سؤالاتی که باید از دکتر بپرسید. با این‌ کار می‌توانید بهتر از زمان‌تان استفاده کنید.

برخی سؤالاتی که باید از پزشک یا روان‌پزشک بپرسید، عبارت‌اند از:

چه آزمایش‌هایی باید انجام بدم و آیا این آزمایش‌ها به آمادگی خاصی نیاز دارد؟
چه درمان‌هایی وجود دارد و شما چه درمانی را پیشنهاد می‌کنید؟
آیا برای داروهای تجویزی شما، جایگزینی وجود دارد یا خیر؟
روند درمان چه تأثیری بر وزن من می‌گذارد؟
آیا مطالعهٔ جزوه، کتاب یا وب‌سایت خاصی را برای افزایش اطلاعات من دربارهٔ این بیماری پیشنهاد می‌کنید؟

اگر سؤال‌های دیگری در جلسهٔ ملاقات به ذهن‌تان می‌رسد، حتما آنها را از پزشک یا روان‌پزشک بپرسید.

_ از پزشک باید چه انتظاری داشته باشید

پزشک یا روان‌پزشک از شما سؤالاتی می‌پرسد. سوالات احتمالی او عبارت‌اند از:

چندوقت است که نگران وزن خود هستید؟
آیا زیاد به غذا فکر می‌کنید؟
آیا به‌طور مخفیانه غذا می‌خورید؟
آیا در اثر سیری بیش‌ازحد، خود را مجبور به استفراغ کرده‌اید؟
آیا از دارویی برای کاهش وزن استفاده کرده‌اید؟
آیا ورزش می‌کنید؟ چقدر؟
آیا راه‌های دیگری را برای کاهش وزن پیدا کرده‌اید؟
آیا نشانه‌ها یا تغییرات فیزیکی دارید؟
آیا اعضای خانواده‌تان علائمی از اختلالات تغذیه داشته‌اند یا به آن مبتلا بوده‌اند؟

ممکن است پزشک یا روان‌پزشک باتوجه به پاسخ‌ها، علائم و نیازهایتان سؤال‌های بیشتری بپرسد. آمادگی برای سؤالات پزشک و پیش‌بینی‌ آنها کمک می‌کند تا زمان ملاقات خود را به مفیدترین شکل بگذرانید.

منابع:

۱- chetor.com

۲- mayoclinic.org

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

چهار دفاع غریزی زنان برای مقابله با تجاوز

بیماری‌‌ها و راه درمان, پیشگیری بهتر از درمان, بارداری و زایمان, بهداشت بانوان , روانشناسی

 

سیستم «قاعدگی زنانه» که به آن‌ها امکان می‌دهد فقط دو روز در ماه امکان باروری داشته باشند بی‌شک قدیمی‌ترین وسیله دفاعی زنان برای کنترل «تجاوز» به شمار می‌رود.

_ افزایش قدرت فیزیکی زنان در طی دوران تخمک‌گذاری

زیست‌شناسان دانشگاه ایالتی نیویورک تحقیقی بر روی ۱۹۲ دانشجوی دختر دورهٔ لیسانس انجام دادند. در این بررسی، به دانشجویان داستان‌های کوتاهی برای خواندن دادند که قهرمان مؤنث قصه توسط مردان مشکوک تعقیب شده‌اند.

محققین قدرت به هم فشردن مچ دست زنان شرکت‌کننده در تحقیق را هم قبل و هم بعد از خواندن داستان اندازه گرفتند و متوجه شدند که دانشجویانی که در پرسشنامه اعلام کرده بودند که در مرحله‌ی تخمک‌گذاری دورهٔ ماهانه خود هستند بعد از خواندن داستان از قدرت فشردن دستِ بیشتری برخوردار بوده‌اند.

_ زنان در دورهٔ تخمک‌گذاری نسبت به مردان غریبه، مشکوک‌تر هستند.

یک تیم محقق دیگر از مصاحبه ۱۶۹ زن که دوره قاعدگی منظم داشتند با مردان مختلف فیلمبرداری کرد. بعد از آن، از زنان خواسته شد که به مردان بر اساس شخصیت و رفتار و به‌ویژه اینکه آیا مردان نیت‌های جنسی داشته‌اند یا خیر نمره دهند.

زنانی که به روزهای تخمک‌گذاری نزدیک‌تر بوده‌اند اصرار بیشتری داشتند که مردانی که با آن‌ها مصاحبه کرده‌اند تمایلات مشکوک جنسی از خود بروز داده‌اند.

_ زنانی که به روزهای حامله شدن در هر ماه نزدیک‌تر می‌شوند محطافظه کارتر می‌شوند.

به نظر می‌رسد زنان سعی می‌کنند در روزهای تخمک گذاری مثلا در شب قدم نزنند و یا تنها به پارک نروند. آن‌ها درِ خانه خود را به روی غریبه‌ها باز نمی‌کنند و ماشین خود را در جاده‌های بیرون شهر متوقف نمی‌نمایند.

_ زنان در روزهای تخمک‌گذاری نژادپرست می‌گردند

تحقیقات دانشگاه ایالتی می‌شیگان به این واکنش غیرعادی و جنجالی اشاره می کنند که زنان سفیدپوست امریکایی در روزهای حول و حوش تخمک‌گذاری، علائم نژادپرستانه از خود بروز می‌دهند و بخصوص به مردان سیاه حساسیت بیشتری نشان می دهند و آنها را « غیر خودی» می یابند.

تفسیر محققین در این رابطه به این حقیقت اشاره می‌کند که زندگی معاصر و تلفیق، آشنایی و مراودهٔ نژاد‌های بشر به شکل مسالمت‌آمیز، پدیده‌ای جدید در طول تاریخ بشری است. به همین خاطر، عدم اطمینان به غیر خودی که رنگ، زبان، مذهب و آداب و رسوم متفاوت دارد واکنشی است غریزی که بر اساس ضرورت‌های زندگی اجداد خیلی قدیمی بشر، شکل گرفته است.

منابع:

۱- marde-rooz.com

۲- slate.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

لازم نیست همه را همیشه راضی نگه داریم

روانشناسی,زندگی بهتر

 

آدم‌هایی که می‌خواهند به همه خوش خدمتی کنند فکر می‌کنند راه دیگری ندارند جز آن‌که مثل موم در مقابل توقع دیگران نرم باشند.

افرادی که دوست دارند به همه خوش خدمتی کنند در دوران کودکی، والدینی داشتند که هر رفتار طبیعی فرزندان‌شان را با خشم، تهدید و تحقیر، پاسخ می‌دادند.

این نوع کودکان راه دیگری نداشتند جز این‌که حواس‌شان باشد رفتاری از آن‌ها سر نزند که باعث خشم و ناراحتی والدین گردند، کودکانی که مدام می‌خواستند دیگران را راضی نگه دارند.

بهتر است درک کنیم که ما دیگر یک کودک وابسته و محتاج و بیچاره نیستیم که برای بقای‌مان می‌بایست حتماً هر کاری کنیم تا رضایت والدین یا دیگران را جلب کنیم. خوش خدمتی و تلاش برای جلب رضایت فقط در کودکی یک تاکتیک موفق بود.

همه آدم‌ها می‌دانند که نقطه ضعف‌هایی دارند. خطاهایی از آن‌ها سر می‌زند و حتی گاهی نیت‌های بد پیدا می‌کنند. برای همین همه می‌توانند درک کنند که دیگران هم نقص و ضعف و اشتباه داشته باشند.

گاهی ضمن احترام و بدون پرخاش، می‌شود ایراد گرفت یا به بعضی خواسته‌های دیگران جواب رد داد.

ما در بزرگ‌سالی می‌توانیم احساسات‌مان را بهتر و کامل و مستقل، ابراز کنیم. کافی است یاد بگیریم صادقانه و با شجاعت تمام، خودمان باشیم.

 

منابع:

۱- marde-rooz.com

۲- theschooloflife.com

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

چگونه به تعادل روحی برسیم

روانشناسی,زندگی بهتر

 

داشتن تعادل روحی در همه ابعاد زندگی روزمره از نحوه تصمیم‌گیری تا ابراز احساس خود را بروز می‌دهد. آرامش و توازن روحی کمک می‌کند تا با استرس و مشکلات، بهتر روبرو شویم. داشتن یک صلح درونی، به حفظ رابطه ما با عزیزان و دوستان و حتی رقیبان ما کمک می‌کند. سلامت روحی و روانی به ما انرژی می‌دهد و رابطه مثبت‌تری با جهان بیرون از خود خواهیم داشت.

_ اما سلامت روحی چیست؟
بسیاری از افراد فکر می‌کنند اگر دچار یک بیماری روحی و روانی نیستند پس از سلامت روحی برخوردارند. توازن و تعادل روحی با نداشتن بیماری‌های روحی و روانی فرق دارد.

برای همین بد نیست بدانیم افرادی که از تعادل روحی و روانی برخوردار هستند چه خصوصیاتی دارند:

۱- داشتن یک احساس رضایتمندی از زندگی در هر شرایطی

۲- نشاط و انرژی برای خندیدن و لذت بردن از زندگی

۳- توانایی روبرو شدن با شکست و برخاستن و ادامه مسیر.

۴- وجود یک نوع معنا و مفهوم در زندگی که در نوع رفتارشان با خود و دیگران دیده می‌شود.

۵- نرمش لازم برای یاد گرفتن چیزهای تازه و به همان نسبت قدرت تطبیق با شرایط جدید.

۶ – ایجاد رابطه صمیمی با دیگران و قدرت نگهداری آن رابطه

 

منابع:

۱- marde-rooz.com

۲- helpguide.org

0
نوشته شده توسط تحریریه جامعه پزشکان ایران

چرا بعضی‌ها نمی‌خواهند احساس بهتری داشته باشند

روانشناسی,زندگی بهتر

 

بر اساس یک تئوری رفتاری: «تغییر وقتی اتفاق می‌افتد که افراد حس کنند ادامه رنج و ناراحتی غیرممکن است. به عبارت دیگر، بعضی افراد برای آرامش و راحتی خود تلاش نمی‌کنند چون فکر می‌کنند قادر به تحملِ وضع موجود هستند »

این نوع افراد معتقدند کاری برای مشکل خودشان نمی‌توانند انجام دهند و سعی می‌کنند با آن کنار بیایند. چون برای‌شان، عمل تغییر، غیرممکن است. برای همین، سعی می‌کنند بسوزند و بسازند.

بعضی‌ها هم هستند که نه تنها رنج‌شان، به اندازه کافی عذاب‌دهنده نیست بلکه از رنج و دردی که می‌برند با ایجاد حس مظلومیت، سود نیز می‌برند. آن‌ها می‌خواهند از توجه و حمایت دیگران برخوردار می‌شوند.

دلیل دیگر برای نپذیرفتن تغییر و تلاش برای حل مشکل، مربوط است به سیستم دفاع روانی انسان‌ها… آدم‌های که مشکل روحی دارند یا از یک مشکل رفتاری رنج می‌برند به شدت از تغییر وضعیتی که در آن به سر می‌برند می‌ترسند.

آن‌ها با وجود ناراحتی‌ها، تلاشی برای بهبود وضعیت خود نمی‌کنند چون فکر می‌کنند موقعیتی که در آن به سر می‌برند تا حدودی قابل کنترل است و برای همین ریسک به هم زدن موقعیت و وضعیت‌شان را به جان نمی‌خرند. آن‌ها به سیستم دفاع روانی خود گوش می‌دهند و تحمل اوضاع را به تغییر و بهبود، ترجیح می‌دهند. شاید منطق و شعورشان خواهان بهبود و تغییر باشد ولی ترجیح می‌دهند ریسک نکنند.

افرادی هم هستند که فکر می‌کنند غم و عذاب، تاثیر مثبت خواهد داشت. این نوع آدم‌ها معتقدند با درد و رنج روزانه‌شان، قادر به تدارک یک زندگی با معنا خواهند بود. این افراد فکر می‌کنند زندگی‌شان مفهوم و هدفی خواهد یافت. برای همین، تصمیمی برای بهتر شدن و کم کردن مشکل و رنج خود خود، اتخاذ نمی‌کنند.

 

منابع:

۱- psychologytoday.com

۲- marde-rooz.com

 

 

0
1 7 8 9 10 11 13