اوور لود حسی در اماس: آیا واقعی است؟
بیماریها و راه درمان , پیشگیری بهتر از درمان , فرناز اخباری
به گزارش سایت webmd.com
وقتی اصطلاح اورلود حسی را میشنوم، به اوتیسم فکر میکنم. اما در مولتیپل اسکلروزیس، اورلود حسی بیشتر از آن چیزی است که فکر میکنیم. نورهای روشن، سر و صدا، ازدحام جمعیت فقط فکر کردن به آن باعث میشود مو به تنم سیخ شود.
اگر چیزی هست که من واقعاً از آن لذت می برم یک وعده غذایی خوب است. من یک آدمی هستم که عاشق غذا هستم! من دوست دارم به یک رستوران خوب بروم تا با یک لیوان شراب غذای خوب بخورم و لذت ببرم. در سال گذشته یا بیشتر، انجام آن را بیشتر و بیشتر چالش برانگیز میدانم. چرا؟
به محض ورود به رستوران، احساس ناراحتی می کنم. مردمی که همزمان صحبت میکنند، صدای ظروف، صدای بلند موسیقی، همه چیز به من میرسد. بلاک کردنش برام سخته تمام صداها در داخل سرم تقویت میشوند. گاهی اوقات آرزو میکنم کاش میتوانستم همه چیز را از بین ببرم.
احساس میکنم آنقدر بیش از حد تحریک شدهام که مغزم به سرعت از کار میافتد. من نمیتوانم درست فکر کنم، در صحبت کردن مشکل دارم، حساسیت بیش از حد من مانند موشک اوج میگیرد. افتضاح است! همه چیز را برای من و همه اطرافیانم خراب میکند. من باید بدترین ملاقاتها را در این شرایط بگذرانم.
یکی دیگر از کارهایی که من هم دوست دارم انجام دهم این است که به خرید بروم. اما دیگر نمیتوانم این کار را انجام دهم. من نمی دانم چرا اکنون این روند جدید موسیقی انفجاری در فروشگاه وجود دارد. انگار وارد یک باشگاه میشوید. به خدا قسم سعی میکنم. من با بهترین نیت به آنجا میروم که از خودم لذت ببرم، کاری را که دوست دارم انجام دهم و اوقات خوشی داشته باشم. اما در کمتر از نیم ساعت، من از قبل آماده رفتن هستم.
مولتیپل اسکلروزیس باعث اختلال در پردازش حسی میشود که میتواند بر نحوه رفتار ما در دنیایی که دائماً در حال حرکت است تأثیر بگذارد. اورلود حسی چیزی نیست جز حواس تحت الشعاع. دشواری پردازش محرکهایی که از همه منابع مختلف به ما وارد می شود، گاهی اوقات بیش از حد است.
این بسیار خسته کننده است زیرا خرید برای من نوعی درمان است. اما حقیقت این است که دیگر نمی توانم این کار را انجام دهم. واقعاً باید قبل از رفتن به فروشگاه خودم را از نظر ذهنی آماده کنم. من راهبردهایی را برای کمک به من در این نوع موقعیت ایجاد کرده ام. اما صادقانه بگویم، آنها همیشه کار نمیکنند.
قبل از رفتن به هر جایی، من محرکهای بالقوه را شناسایی می کنم. سعی می کنم یا بهطور کامل از آنها دوری کنم یا آنها را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنم. اگر بدانم به جایی میروم که سر و صدای زیادی دارد، گوشگیر میگذارم. من از آنهایی استفاده میکنم که از سیلیکون شفاف ساخته شده اند که معمولاً برای شنا استفاده میشود. یک جعبه ۱۲ تایی را از داروخانه محلی دریافت میکنم.
در ترکیب با گوشگیر ،اسکوتر هم میارم. من آموختهام که اگر قرار است در موقعیتهای استرس زا قرار بگیرم، حفظ انرژی من کلیدی است. این راهی است که من از ایجاد تعادل در همه چیز پیدا کردم. وقتی میدانم دریک منطقه کنترلم از دست میرود، سپس سعی میکنم منطقه دیگری را برای خود تثبیت کنم.
بگذارید به شما بگویم، این کار بسیار است. فکر کردن به تک تک جزئیات قبل از بیرون گذاشتن یک پا از در خسته کننده است. جای تعجب نیست که بسیاری از اماسها در خانه بمانند! هر گردش مانندیک ماموریت است.
من خودم را برای همیشه از رفتن به خواربار فروشی محروم کردم. این همان جایی است که دیگر نمیتوانم به آنجا بروم. من از خدمات تحویل استفاده می کنم. برام مهم نیست، بیشتر پول میدم، خوشحالم. فقط به این فکر میکنم که راهرو به راهرو برویم، همزمان با مقایسه قیمتها و انجام ریاضیات ذهنی صدها مورد را نگاه کنیم… آه، من میخواهم جیغ بزنم!
اورلود حسی برای من فوق العاده واقعی است. خیلی روی من تاثیر میگذارد. من را بدتر میکند، در زندگی اجتماعی و فعالیتهای روزانهام دخالت میکند. بنابراین، من آن را بسیار جدی میگیرم. من در اطراف بازی نمیکنم و بنابراین آماده برای جنگ بیرون میروم. من همچنین در تعیین اینکه چه زمانی اصلاً روز خوبی برای بیرون رفتن نیست، خوب هستم.
این یکی، اگر نگوییم دشوارترین علامت ام اس برای پیمایش در عموم است، زیرا یک علامت نامرئی است و اطرافیان ما هیچ سرنخی ندارند. مردم نه تنها کاملاً از آن بیخبرند، بلکه درک نمیکنند که چرا چیزهایی که باید سرگرم کننده باشند میتوانند ما را بسیار ضعیف کنند.
به دلیل علائم نامرئی مانند اورلود حسیام اس میتواند یک بیماری منزوی کننده باشد. احساس عجیبی داریم و من دروغ نمی گویم، عجیب است! یادم میآید زمانی که از پخش موسیقی و جمعیت زیاد لذت میبردم و کل روز را صرف خرید میکردم. اما حالا نه چندان «استاتیک » اماس در پس زمینه میتواند ما را از لذت بردن از آنچه دیگران لذت میبرند محروم کند. گاهی اوقات احساس می کنیم که دیگر مناسب نیستیم. نگران نباش، ما با هم از آن عبور خواهیم کرد. شما تنها نیستید و مطمئناً تنها نیستید.
اگرچه بسیاری از مردم دوست دارند بگویند: «من اماس دارم، اما اماس بر روی من کنترل ندارد»، من واقعا فکر میکنم که دارد، و کاملاً ارتباط دارد. با اینحال، من از بردن آن امتناع میکنم. صرف نظر از این من مصمم هستم که بهترین حالت زندگیام را داشته باشم. بنابراین، من هنوز به کنسرت میروم، هنوز برای شام بیرون میروم، باشگاه نمیروم (برای این کار خیلی پیر شدهام)، و خرید آنلاین زیادی انجام میدهم.
زندگی من بعد از اماس هرگز مثل قبل نخواهد بود. من از آن آگاهم. اما من همچنین می دانم که شما فقط یک بار زندگی میکنید. من در لحظه زندگی میکنم. حضور را یاد گرفتم. من آن را قبول میکنم، نه حتی یک روز در یک زمان، بلکه یک موقعیت در یک زمان. من هر روز حاضر می شوم، و اگر مشکلی پیش بیاید، شکست نخوردم زیرا تمام تلاشم را با آنچه داشتم انجام دادم.
تنظیم مجدد و راهاندازی مجدد. این بهترین توصیه من است.
منبع: webmd.com
